شیوه سخن گفتن مرجعیت

کسانی که در مقام و موقعیت مرجعیت هستند، آهنگ سخن و شیوه کلام و نحوه استدلالشان می بایست بسیار دقیق و سنجیده باشد. همان که گفت: حسنات الابرار سیئات المقربین. در دامنه کوه می توان سربه هوا و چشم بسته حتی چند گامی راه رفت. اما کسی که به سوی ستیغ کوه می رود و از عقبه ها می گذرد، می بایست برای هر گام بیندیشد و جای پا را بسنجد…
پیامبر اسلام صلوات الله علیه این نکته پرحکمت را بیان فرموده اند که: ما پیامبران با مردم متناسب با درک و دریافت آنان سخن می گوییم.
واقعیت این است که آیه الله جوادی آملی که اینجانب برای ایشان احترام و ارج بسیار قائلم. باور دارم که ایشان به عنوان مفسر ممتاز قرآن مجید، به شایستگی راه و شیوه علامه طباطبایی را ادامه داده و می دهند. ایشان در ملاقات با دکتر محمد رضا عارف که نماد ادب و سنجیدگی هستند، نمی بایست آن واژه ویژه را بر زبان می آوردند! اولا روایتی که به پیامبر منسوب است که در آن روایت از این واژه استفاده شده است؛ روایتی است که در صحت استناد آن سخن کم نیست.
نکته دوم: این واژه مطلقا در آیات قرآنی نیامده است. سوم: در نهج البلاغه امیرمومنان علی علیه السلام هم شاهد کاربرد این واژه نیستیم.

چهارم: در معلقات سبع هم تا جایی که حافظه ام یاری می کند، از این واژه استفاده نشده است.
پنجم: این واژه در عرف مردم واژه ای است بسیار نکوهیده که زبان را به سرعت آلوده می کند!.
هم در فقه و هم در اصول فقه به عرف و فهم عرفی به عنوان یک موضوع و مساله پراهمیت اشاره شده است.
در کتاب یگانه جواهر الکلام در اشاره به همین مبحث، با دقت و تاکید بر فهم عرف به این واژه اشاره شده است. یعنی اگر عرف از این واژه تلقی قذف داشته باشد می بایست حدّ قذف جاری شود و گرنه حدّ تعزیر.( جواهر ، جلد ۴۱ ص.۴۰۹)
در مطول می خواندیم که : ان الجواد قد یکبو! صاحب بن عباد هم نوشته است:
ای عالم لا یهفو و ای صارم لا ینبو و ای جواد لا یکبو!
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (4)

جهان سر به سر حکمت و عبرت است…

رمز پیشرفت آمریکا و اروپا می دانید چیست و از کجاست و راز عقب ماندگی ما هم از کجا ناشی می شود؟ یک مسلمان کنیایی سیاهپوست، حسین اوباما به امریکا مهاجرت می کند و پسرش بعدا می شود باراک حسین اوباما ريس جمهور!
یک خانواده پاکستانی دست تنگ در اواخر دهه شصت میلادی به انگلستان مهاجرت می کنند. خانواده ۹ نفره، شش پسر و یک دختر در خانه متعلق به شهرداری زندگی می کنند؛ پدر راننده اتوبوس است و مادر خیاطی می کند. پسرشان که حالا ۴۶ ساله است می شود شهردار لندن! شغلی که علی القاعده با نخست وزیری پهلو می زند.
رقیبی که در انتخابات شهرداری لندن شکست خورده است هم تماشایی است. زاک گلد اسمیت فرزند یک خانواده اصالتا یهودی -آلمانی میلیاردر، که در بهترین مراکز آموزشی انگلستان از قبیل کالج ایتون و دانشکاه کمبریج درس خوانده است و خانواده اش همیشه با مرکزیت دولت و خاندان سلطنتی رابطه نزدیک داشته است.
ریاست جمهوری اوباما و شهردار شدن صدیق خان این افق را در برابر دید تمامی مهاجران مسلمان و غیر مسلمان، خانواده های فقیر و متوسط می گشاید، اگر تلاش کنند می توانند به عالیترین موقعیت های سیاسی و اجتماعی برسند. دین و قومیت و جنسیت هیچکدام سدّ راه نیستند.
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

نمایشگاه کتاب


رفتم نمایشگاه کتاب ابوظبی! در واقع جلسه منتدی تعزیز السلم بود. بین دو جلسه فرصتی بود برای گشتی در نمایشگاه. با استاد کمال الدین امام متفکر معروف مصری با هم رفتیم. کتابی در غرفه کنعان، در قسمت ناشران سوری، توجهم را جلب کرد. ثقافة القات فی الیمن نوشته دکتر عبدالله علی الزلب. قات در واقع ماده مخدر طبیعی است. برگ درخت قات است که یمنی های قات زن در دهان ذخیره می کنند. یک سوی دهانشان انگار یه کوفته تبریزی درشت درسته بخواهند قورت بدهند، باد می کند و مثل شتر نرم نرم برگ را می جوند و لذت می برند. در پاکستان ناس همین نقش را داراست. ظرف هایی را هم جلوشان می گذارند تا آب سبزرنگی را توی آن تف کنند! تماشایی که البته نیست اما عبرت آموز است. کتاب در دمشق منتشر شده بود. ناشرگفت اصلا اهل حلب است. دقیق و خوش سخن و منظقی بود. گفت ما بین بد که شیوه استبدادی اسد و بدتر که النصره و احرار شام و داعش است گرفتار شده ایم. هر کاری کردم پول کتاب را هم نگرفت. طرح جلد کتاب ها و حتی کیفیت کاغذ کتابا عالی بود. گفت در شرایط سخت سوریه سالی دو سه کتاب بیشتر نمی تواند منتشر کند.
استاد امام گفت: قات فقط این برگ ها نیست که یمنی ها می زنند! داعش و القاعده و…هم قات زده اند. اسلام را تبدیل به ماده مخدری کرده اند که جوان یا پیری خودش را نابود می کند و دیگران را می کشد. برای این قات بایست فکری کرد! و صحبتی که تا دیروقت شب پس از جلسه مان توی لوبی هتل ادامه پیدا کرد در کنار صدای ویلونی که بهار ویوالدی را هم نواخت!
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)