نقد تحریف مدرن سخن و سلوک امام خمینی ( ۴۴)

نقش کشورهای عربی در جنگ ایران و عراق


کشورهای عربی را می توان به سه گروه تقسیم کرد:
۱: کشورهایی که از عراق حمایت آشکار مالی، سیاسی و تبلیغاتی کردند.
۲: کشورهایی که حمایتشان ضمنی و سیاسی بود، اما امکان کمک مالی نداشتند.
۳: کشورهایی که از ایران حمایت کردند.
صدام بسیار کوشید تا جنگ را به عنوان جنگ عرب و فارس، یا اسلام و مجوس جلوه دهد. در وجه اول یعنی جنگ عربی - فارسی، کشور سوریه و الجزائر و تا حدودی لیبی و عمان با مواضعی که داشتند در دام دوگانه سازی و جنگ فرشته و دیو و عرب و ایرانی که صدام و میشل عفلق به عنوان نظریه پرداز حزب بعث بر آن پای می فشردند، نیفتادند، بلکه با مواضع خود چنان رویکردی را ابطال کردند. به همین خاطر در اجلاس رهبران عرب در عمان پایتخت اردن، غیر مستقیم انتقاد ملک حسین متوجه سوریه بود.


۱-۱
عربستان

عربستان به دلايل و علل مختلف از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و سرنگون شدن نظام سلطنتی نسبت به انقلاب اسلامی نظر و رویکرد مثبتی نداشته و ندارد. در عربستان نظام پادشاهی برقرار است، نظامی که با حکومت خانوادگی و قبیله ای آمیخته شده و با نفت و ثروت هنگفت ناشی از فروش نفت و وابستگی به امریکا هویت پیدا کرده است. محمد رضا شاه پهلوی روابط نزدیکی با خاندان آل سعود داشت، به حدی كه گاه در اختلافات داخلی خاندان و برادران نقش بازی می کرد، سقوط محمدرضا شاه، این پیام را به همراه داشت که پایه نظام های پادشاهی بر ریگ روان است.
محور دوم، که بسیار اهمیت دارد، در ایران نظام جمهوری اسلامی با تکیه بر نظریه سیاسی ولایت فقیه در شیعه شکل گرفت. چنان که می دانیم در عربستان نظریه و گرایش وهابیت حاکم است. این گرایش نه تنها نظر مثبتی به شیعه ندارد، بلکه پیشوایان وهابی گرایش شیعه را به کفر متهم و منتسب می کنند.
محور سوم: عربستان همیشه در صدد بوده است که رهبری کشورهای عضو اپک، بلکه رهبری کشورهای اسلامی را بر عهده بگیرد. بعد از پیمان کمپ دیوید بین ممصر و اسرائیل و منتفی شدن نقش مصر و حتی انتقال مرکز جامعه عربی از قاهره به تونس، عربستان کوشید به اتکای درآمد های نجومی نفتی، با ساختن مساجد و تربیت عالمان وهابی و اعزام آن ها به سراسر جهان اسلام، زمینه رهبری عربستان در جهان اسلام را فراهم کند. بدیهی بود که عربستان نمی توانست در کشورهایی که آئین شیعه در آن ها نفوذ و یا اکثریت داشت، اقبالی داشته باشد. زمینه و فضای دینی و سیاسی که در عربستان حاکم است، عالمان دینی نمی تواندد برخلاف نظر دولت موضعی اتخاذ کنند. همگی به نحوی از دولت حقوق دریافت می کنند. و همواره حرف حكومت را مي زنند. این فضا با اهداف صدام و فرصت شناسی او برای حمله به ایران، متناسب و هم جهت بود. به همین دلیل صدام حدود يك ماه پيش از حمله به ايران به رياض رفت و تصميم خود مبني بر حمله به ايران را با ملك خالد پادشاه وقت عربستان در ميان نهاد. ملك خالد به صدام قول حمايت داده بود. اين حمايت مي تواند، با توجه به موضع آمريكا در تشويق صدام به جنگ ، نقش ملک حسین در لابیگری آمریکا، حادثه اشغال ممسجدالحرام در مکه توسط گروه مسلح جهیمان، و دیگر نکاتی که اشاره کردم، عربستان را در موضع همراهی و همدلی با صدام قرار می داد. این همراهی به حدی بود که در دوران جنگ، عربستان ۶۰ میلیارد دلار در اختیار صدام حسین قرار داد. صدام انتظار داشت که حتی با اشغال کویت همچنان عربستان را در کنار خود داشته باشد!؟ چگونه صدام چنین می اندیشید و چرا عربستان در دام صدام افتاد و ۶۰ میلیارد دلار و نیز اعتبار سیاسی و روابط دوجانبه مبنی بر احترام با ایران را قربانی کرد؟ گرچه غازی قصیبی این فرمول را ساخته بود که : « عربستان از عراق حمایت می کند، اما با ایران هم دشمنی ندارد!»
ملک خالد، که از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۲ پادشاه عربستان بود. ولیعهدش امیر فهد، نقش درجه اول به ویژه در سال هاس پایانی پادشاهی ملک خالد داشت. امیر فهد نسبت به آغاز جنگ و ورود ارتش عراق به خاک ایران، نظری متفاوت از ملک خالد داشته است. این نظر را او به صدام گفته بود. به روایت امیر ترکی بن فیصل که از سال ۱۹۷۷ تا ۲۰۰۱ رئیس «استخبارات العامه»، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی عربستان بود، به تفصیل رویکرد فهد و نصیحت او به صدام را در برنامه «الصندوق الاسود» توضیح داده است. فهد به صدام می گوید: « اگر وارد خاک ایران بشوی، کشوری که اکنون دچار اختلافات داخلی و آشوب است، به سرعت اختلافات خود را کنار می گذارند. ملتی شصت میلیونی در برابر ارتش عراق مقاومت می کنند. ارتش عراق نمی تواند با چنین مقاومتی به پیروزی برسد.» ترکی فیصل می گوید، وقتی عراق در جبهه با شکست های خرد کننده ای روبرو شد، به ملک فهد- پس از مرگ ملک خالد، فهد پادشاه شده بود.- گفته بود: « می بایست به نصیحت شما در باره ورود به ایران گوش می کردم.» (۱)
حادثه اشغال حرم مکی، توسط گروه مسلح جهیمان عتیبی، می تواند به عنوان نقطه عطفی در رویکرد سیاسی عربستان به شمار آید. این گروه حرکت و یا نهضت خود را از سحرگاه روز اول محرم سال ۱۴۰۰ هجری قمری( ۳۰ ابان ماه ۱۳۵۸) با اشغال مسجدالحرام آغاز کرد. یعنی درست دو هفته بعد از اشغال سفارت امریکا در تهران، توسط دانشجویان انقلابی و احساساتی پیرو خط امام! جهیمان اعلام کرده بود که مهدی منتظر ظهور کرده است. چنان که می دانیم باور به مهدی منتظر خاص شیعه نیست. اهل سنت نیز به مهدی منتظر به روایت ویژه خود باور دارند، شیعه به امام حی قائم باور دارد و اهل سنت به مهدی منتظر که در اخرالزمان متولد می شود و ظهور می کند. جهیمان، محمد عبدالله القحطانی را به عنوان مهدی منتظر معرفی کرده بود. فحطانی، شوهر خواهرجهیمان بود و در حمله نیروهای ویژه و امنیتی و گارد ملی عربستان و کماندو های فرانسوی ـ چنان که گفته شده است،ـ به مسجد الحرام کشته شد. شعار مهدی منتظر دستاویز مناسبی بود تا این گروه را منتسب به شیعه و ایران اعلام کنند. اما به تعبیر ترکی بن فیصل: « ابداً، ابداً چنین رابطه ای وجود نداشت.» این گروه بیشتر با مجموعه ای که در کویت زندگی می کردند، مرتبط بودند. کتابچه ها و دفترچه های تبلیغاتی شان در کویت منتشر شده بود.از بعضی افراد رادیکال مانند عبدالله نفیسی به عنوان فردی که با جهیمان مرتبط بوده است، نام برده شده است.
می توان چنین اندیشید، که حادثه اشغال حرم مکی، هر چند هیچ گونه ارتباطی به ایران نداشت؛ امام خمینی با دوراندیشی و تدبیر این حادثه را محکوم کرد. می توان گمان کرد، که حادثه بلکه فاجعه اشغال مسجد الحرام، ذهنیت ملک خالد و دولت عربستان را مشغول کرده بود.
در همان آغاز حمله عراق به ایران، امیر بندر بن سلطان سفیر عربستان در آمریکا، که دلال درجه اول اسلحه نیز بود، با پی گیری بسیار دنبال خرید هواپیمای اواکس بود. این درخواست با مخالفت اسرائیل و لوبی اسرائیل در واشنگتن روبرو شد. شرح این کشاکش و سرانجام خرید هواپیماهای اواکس و نیز هواپیماهای سوخت رسان در کتاب « الامیر» نوشته ویلیام سیمپسون، به تفصیل ذکر شده است.(۲)
این هواپیما ها، اطلاعات دقیق از نقل و انتقال نیرو های ایرانی در ایران را در اختیار عربستان قرار می دادند، عربستان هم این اطلاعات را به فوریت در اختیار عراق قرار می داد. تركي بن فيصل مطلب بسيار با اهميت دیگری در مصاحبه خود مطرح كرده است، عربستان از طريق سفارت خود اطلاعاتي را كه در باره امور مختلف در ايران جمع آوري مي كرد، در اختيار عراق قرار مي داد! بديهي است كه سفارت عراق در تهران در طول جنگ به دليل اين كه رابطه ايران و عراق قطع نشده بود، تعطيل نبود. اما امكان تحرك سياسي نداشت. همين وضعيت در مورد سفارت ايران در بغداد نيز حاكم بود، از اين رو سفارت عربستان، در واقع به بخش اطلاعاتی وجمع آوری اطلاعات برای عراق تبديل شده بود.
آيا عربستان به صدام و دولت عراق اعتماد داشت!؟ بعيد به نظر مي رسد. بدیهی می نمود که عربستان با گرایش سنتی وهابی نمی توانست در کنار دولت بعثی سوسیالیستی لائیک قرار بگیرد. از سویی هم نمی توانست با گرایش شیعی ایران موافق باشد. از بلند پروازی های صدام حسین هم با خبر بود. بعد از پایان جنگ، صدام حسین کارناوال پیروزی راه انداخت. جشن پیروزی در بغداد و همه مراکز استان ها برگزار می شد، از رهبران کشورهای عربی دعوت می کرد، به مناسبت پیروزی عراق بر ایران به بغداد سفر کنند تا صدام از آن ها قدردانی کند و به هر یک، مسلسل کلاشینکف طلا بدهد.
ملک فهد در سال ۱۹۸۹ به بغداد سفر کرد، استقبالی شعبی از او به عمل امد. منتها در سفر او دو نکته مطرح شد. هر دو نکته شایسته اهتمام و دقت است. بدون مقدمه و سابقه، صدام حسین از ملک فهد خواست، که عراق و عربستان معاهده عدم تعرض و اعتداء نسبت به یکدیگر امضا کنند. دکتر غازی قصیبی از وزیران درجه اول، نویسنده و شاعر و دوست ملک فهد و ملک عبدالله، در تفسیر درخواست صدام، گفته است: « درخواستی معقول و سنجیده نبود. بین عراق و عربستان که مسائل و مشکلات مرزی وجود نداشت، جایی برای امضای پیمان عدم اعتداء نبود. منتها ملک فهد گفت:« حالا که صدام اصرار دارد، اشکالی ندارد، امضا می کنم.» و امضاء کرد. در گفتگوهای پس از امضاء، صدام مطلب بسیار عجیبی را با ملک فهد مطرح می کند. می گوید: « این کشور های کوچک منطقه، امارات و کویت و بحرین و قطر و عمان، همگی توسط انگلیس ساخته شده اند. ما می توانیم این کشورها را بین خودمان تقسیم کنیم!» ملک فهد به صدام پاسخی نمی دهد. غازی قصیبی می گوید: « وقتی ارتش صدام، کویت را اشغال کرد، متوجه شدیم که منظورش از امضای پیمان عدم اعتداء بین عراق و عربستان این بوده است، که عربستان در برابر اشغال کویت بی طرف بماند.

پی نوشت:
******
(۱) برنامج الصندوق الاسود، ترکی بن فیصل حلقه ۹ و ۱۰
https://www.youtube.com/watch?v=VvaVyBMqcgY
این برنامه در ماه ژوئن سال ۲۰۲۰ پخش شده است. در واقع تفسیر ترکی بن فیصل از حوادث چهل ساله اخیر از جمله جنگ عراق و ایران است.
گفتگوی د. غازی قصیبی:
https://www.youtube.com/watch?v=OBWFxYNy_h0

(۲) ویلیام سیمبسون، الامیر، القصة السريّة للامير الاكثر اثارة للاهتمام في العالم، الامير بندر بن سلطان، ترجمه: سعيد الاموي، بيروت، الدارالعربية للعلوم، 2010/ 1431، ص 86

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

نقد تحریف سخن و سلوک امام خمینی (۴۳)

(۵)
چین

چین را می توان بعد از شوروی و فرانسه سومین تأمین کننده اصلی سلاح برای عراق، در طول دوران جنگ ۸ ساله به شمار آورد. آیا چین تنها از بعد منافع مالی و اقتصادی انواع سلاح در اختیار عراق قرار می داد؟ یا چین نیز نگران انقلاب اسلامی، و تأثیر آن بر مسلمانان مظلوم و بی پناه استان سین کیانگ بوده است؟ می دانیم چین در واقع در دهه ۸۰ قرن بیستم، رویکرد اقتصادی و اجتماعی خود را آغاز کرده بود. از میراث مائو تسه تونگ به نرمی فاصله می گرفت. نگاهش به تولید در داخل و صادرات بود. رویکردی که پس از چهار دهه ثمره آن را به روشنی می بینیم. در آن مقطع اگر ایران هم امکان مالی داشت، چه بسا چین از فروش سلاح های سنگین به ایران امتناعی نداشت. یک قلم سفارش عراق به چین، خرید ۲۵۰۰ تانک بود. این سفارش را عراق در تیرماه ۱۳۵۹، سه ماه پیش از آغاز جنگ به چین داد. حجم خرید به گونه ای بود، که صورت سازی شد. خریداران لهستان و یوگوسلاوی و سازمان آزادیبخش فلسطین و رومانی و مصر وعراق بودند. بقیه سهم و یا کمیسیون خود را می گرفتند. تمامی تانک ها در طول دوران جنگ، تحویل عراق شد. موارد ذیل فهرستی از خریدهای نظامی عراق از چین در دوران جنگ است. بدیهی است که این ها موارد اعلام شده است. چنان که می دانیم، در خرید های نظامی موارد اعلام نشده نیز همیشه وجود داشته و دارد.

۴ فروند بمب افکن زی آن اچ - ۶
۴۰ فروند هواپیمای جنگنده اف-۶
۸۰ فروند هواپیمای جنگنده اف-۷
۱۰۰ سامانه توپخانه، تایپ ۶۳، ۱۰۷ میلیمتری
۵۰ سامانه توپخانه تایپ ۸۳، ۱۵۲ میلیمتری
۲۵ نفر بر زرهی، تایپ ۶۵۳
۱۰۰ تانک، تایپ ۶۹
۱۵۰۰ تانک تایپ ۶۹
۶۵۰ نفر بر خاکی- آبی تایپ ۶۳
۵ سامانه رادار هوایی CEIEC-4
۱۰۰۰ موشک زمین به هوا قابل حمل اچ ان -۵
۲۰۰ موشک ضد کشتی، کرم ابریشم اچ وای -۲


جنگ که آغاز شد، چین بیانیه ای منتشر کرد، از طرفین جنگ عراق و ایران خواست تا با گفتگو مشکلات میان دو کشور را حل کنند. (۱)
در سی و پنجمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر سال ۱۹۸۰، هوانگ هوا( ۱۹۱۳- ۲۰۱۰) وزیر امور خارجه چین، نگرانی عمیق چین را از آغاز جنگ بین عراق و ایران اعلام کرد. از دو طرف خواست آتش بس اعلام کنند و از راه گفتگوی صلح خواهانه اختلافات خود
را حل کنند.(۲)
اما همان وقت چین هیأتی به عراق فرستاد و در باره تأمین اسلحه برای عراق مذاکره کرد. بوی بازار داغ اسلحه به مشام چین رسیده بود. پیش بینی اش دقیق و صائب بود.
چین به خوبی می دانست که عراق متکی به سلاح سنگین از شوروی است. صنایع نظامی چین هواپیماهای جنگنده میگ و تانک های مدل تی شوروی را کپی سازی می کردند، به نحوی که:
تانک: تی- ۵۹ چینی کپی تانک: تی- ۵۵ روسی
تانک: تی- ۶۹ چینی ، کپی تانک: تی ۶۲ روسی
توپ مدل: تایپ-۵۹ چینی، کپی توپ ۱۳۳ میلیمتری ام ۴۶
تفنگ: تایپ ۵۶ چینی، کپی کلاشینکف روسی بود. (۳)
هواپیمای جنگی اف- ۶ و اف-۷ کپی هواپیماهای جنگی میگ بودند.
حمایت های مالی بی سابقه و هنگفت عربستان و امارات و کویت، خرید سلاح از چین را آسان کرده بود. از سوی دیگر چین از طریق کره شمالی به ایران اسلحه می فروخت. بدیهی است که منابع مالی ایران محدود بود و کمیّت و تنوع سلاحی که ایران از چین خریداری می کرد، قابل قیاس با عراق نبود. البته بخش قابل توجهی از تانک های چینی در اختبار عراق در طول جنگ به غنیمت ارتش و سپاه ایران در آمد.
در دهه هشتاد قرن گذشته، چین نسبت به شوروی رقابت منطقه ای داشت. گمان می کرد، که آمریکا با سقوط محمد رضا شاه پهلوی و به درازا انجامیدن ماجرای گروگانگیری سفارت آمریکا، از نفوذ سابق خود بهره مند نیست. چین نمی خواست زمینه نفوذ خود در خاورمیانه را نادیده بگیرد. هرچند به گمانم تسلط بر بازار و بازارگانی مهمترین هدف چین بوده است. در دوران مسئولیتم در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تیرماه سال ۱۳۵۹به همراه جناب آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور، کمال خرازی وزیر امور خارجه، علی شمخانی وزیر دفاع، اسحق جهانگیری وزیر صنایع، به چین سفر کردیم. در ملاقات با رئیس جمهور چین جیانگ زمین، او به نکته مهمی اشاره کرد. آقای خاتمی در صحبتش به فلسطین و افغانستان اشاره کرد. جیانگ زمین گفت: « چنان که می دانید ما روابط بسیار خوبی با فلسطینی ها و نیز اسرائیلی ها داریم. همین راهی که هر دو طرف انتخاب کرده اند، با هم مذاکره می کنند. راه خردمندانه و مورد قبول ماست. در مورد اقغانستان، بله افغانستان همسایه ماست، منتها من به رئیس دفترم گفتم که پرونده افغانستان را از دفتر من به دفتر معاونم منتقل کند. من واقعاً وقتی برای افغانستان ندارم. من شخص عملگرایی هستم، از صحبت های شما در باره فلاسفه چینی ممنونم. اما من فیزیکدانم و با عدد و رقم کار می کنم!» تجربه غریبی بود، ما در آسمان ها سیر می کردیم و رئیس جمهور چین محکم هر دو پایش را بر زمین سفت می فشرد.
سه روان نویس با سه رنگ مختلف کنار دستش بود. مطالبی که برای مذاکره اماده کرده بودند، دقیق پیش بینی شده بود. وقتی در صحبت اقای خاتمی نکته ای می دید، با قلم سبز یادداشت می کرد. با قلم قرمز کنار سطر ها علامت می زد. تیک یا ستاره، با قلم آبی هم می نوشت. به نظرم بازرگان بسیار موفقی بود، که می دانست جنس خود را کجا و چگونه آب کند و بفروشد و بازار را برای همیشه گرم کالای خود نگاهدارد. جنگ عراق و ایران برای چین بازار گرم عرضه کالای نظامی و تحول صنایع نظامی چین و کسب میلیارد ها دلار بود.


پی نوشت:
******
(1)Iran-Iraq war, Piere Razoux, P 87
(2) Comments on Iraq-Iran Conflict, Xinhua, September 24, 1980, Trans. FBIS, FBIS-CHI-80-188
(3)Iran-Iraq war, Piere Razoux, P 88

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

نقد تحریف مدرنِ سخن و سلوک امام خمینی (۴۲)

فرانسه
(۴)

فرانسه را می توان سومین و یا حتّی دومین منبع مهم و اصلی تأمین اسلحه و مهمات برای عراق در جنگ هشت ساله عراق با ایران به شمار آورد. فرانسه نیز مانند شوروی و چین، به عراق هواپیما های جنگی، هلی کوپتر، تانک، و موشک و سامانه های موشکی و توپ می داد. می توان اندکی با دقت بیشتر از پشتیبانی فرانسه سخن گفت. ممکن است چین را از نظر کمّی بعد از شوروی دومین تأمین کننده استراتژیک اسلحه برای عراق تلقی کنیم. اما واقعیت این است که در دهه ۸۰ میلادی، کیفیت اسلحه ساخت فرانسه متفاوت و برتر بود. می توان در تبیین حمایت فرانسه از عراق به چند نکته اشاره کرد:
یکم: حزب بعث عراق با سوسیالیست های فرانسه رابطه خوبی داشتند. میشل عفلق درسخوانده سوربن، فرانکوفیل و سال های طولانی مقیم فرانسه بود. در واقع ایئولوژی حزب بعث که در واقع سوسیالیسم عربی بود، به گرایش سیاسی سوسیالیست های فرانسه که در دوران جنگ عراق با ایران بر فرانسه حاکم بودند. قرابت بیشتری از گرایش دینی و انقلابی نظام جمهوری اسلامی داشت.
دوم: بعد از پیمان سایکس-پیکو نزدیک به ۲۴ ٪ نفت عراق در اختیار فرانسه قرار می گرفت. بعد از ملی شدن نفت عراق در سال ۱۹۷۲، دولت بعثی عراق بر اساس معاهده ای به انعقاد قراردادهای نظامی وصنعتی با فرانسه پرداخت.
سوم: فرانسه اگر جه با پذیرفتن امام خمینی در پاریس، نسبت به انقلاب اسلامی و رهبری امام واکنش مثبت نشان داد. منتها دولت فرانسه گمان نمی کرد که امام خمینی بی درنگ پس از گریز شاه از ایران، به ایران بازگردد و مهمتر از آن گمان نمی کرد، نظام سلطنتی به آن فوریت یعنی ۳۷ روز پس از خروج شاه در روز ۲۲ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ سرنگون شود. انقلاب پیروز شد. فرانسه خود را با پدیده انقلاب مواجه دید. فرانسوی ها که خود تجربه انقلاب و حکومت ترور و نصب گیوتین در میدان های پاریس و شهر های بزرگ را داشتند، و به مدت ندیم به یک سال هر روز صد ها نفر را در میدان ها با گیوتین گردن زده بودند؛ به محض اعدام برخی از مهمترین عناصر نظام شاه، به ویژه امیرعباس هویدا که یک شخصیت فرانکوفیل مشهور بود و با روشنفران فرانسه به ویژه با ژان پل سارتر روابط دوستانه داشت. مسعود بهنود از بردن پیام هویدا برای سارتر و ملاقات با سارتر روایت جذابی دارد. فرانسه لائیک، بلکه لائیک رادیکال، نمی توانست نسبت به اعدام امیرعباس هویدا و سقوط دولت بختیار و حذف حلقه های فرانکو فیل ها از حاکمیت ایران، خشنود باشد. عباس میلانی در کتاب معمای هویدا نوشته است شاه و هویدا وقتی می خواستند با هم درد دل کنند، به فرانسه حرف می زدند ، در مواقع دیگر هم معمولا به انگلیسی و یا فرانسه صحبت می کردند. در واقع زبان اول شاه و زبانی که با آن در دبستان و دبیرستان می آموخت زبان فرانسه بود. هویدا هم زبان فارسی را بعدها در نوجوانی آموخته بود. عباس میلانی در تفسیر این رویکرد شاه و هویدا که از زبان مادری یعنی زبان فارسی کمتر استفاده می کردند. نوشته است، آن ها زبان فارسی را به خوبی فرانسه نمی دانستند. « عادت هویدا شده بود که بسیاری از گفتگوهای محرمانه و مهم اش را به زبان فرانسه یا انگلیسی انجام دهد. گاهی حتی هنگام گفتگوی عادی با همکارانش از زبان فرانسه استفاده می کرد. با انتظام اغلب به زبان فرانسه حرف می زد. شاه هم مانند هویدا فرانکوفیل بود. فرانسه را بهتر از فارسی صحبت می کرد. اغلب با هویدا به فرانسه و یا انگلیسی صحبت می کرد. گویی هر دو در وطن خود مهاجری بیش نبودند. مأمن فرانسه و اروپایی بود که در عالم
خیال پرورانده بودند.» (۱)
جشن ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که برگزار شد، در حقیقت جشنی فرانسوی بود. چادرهای نصب شده، به عنوان محل اقامت سران کشورها، فرانسوی با دکوراسیون فرانسه بود. غذا ها و شیرینی و قهوه و شراب و خدمتکاران همه فرانسوی بود. والری .ژیسکاردستن، در کتاب خاطرات خود به این موضوع اشاره کرده است. (۲)
فرح پهلوی شهبانوی ایران کمتر از شاه فرانسوی نبود. اسدالله علم از جشن تولد فرح پهلوی در بیرجند روایت می کند. کیک جشن تولد را از پاریس سفارش داده بودند. غذا را هم آشپز فرانسوی در بیرجند برایشان طبخ کرده بود.زبان اول فرزندان شاه و شهبانو، فرانسه بود. در خانه با پرستاران فرانسوی زندگی می کردند. بچه ها به شاه می گفتند: پاپا! امیر اصلان افشار می گوید: « شاه از کاخش به طرف دفتر کارش در سعد آباد می رفت. در مسیر ناگاه ولیعهد سر راه ماشین شاه را گرفت و داد زد: پاپا پاپا! تلویزیون یه فیلم نشون داد، که شاه مکزیکو کشتن!»
شاپور بختیار نخست وزیر ۳۷ روزه پس از شاه بیش از شاه و هویدا فرانسوی بود. زن فرانسوی به نام مدلین داشت، پسرش افسر پلیس فرانسه بود. برای فرزندانش نام های فرانسوی پاریس، پاتریک و ویوین انتخاب کرده بودند. پیداست ریشه خود را در ایران نمی دید. انتخاب نام فرزند، در واقع نماد هویت ملی یا مذهبی انسان است.
با پیروزی انقلاب اسلامی هم نسل دیگری از فرانکو فیل ها وارد کشور شدند و یا به قدرت رسیدند. شاخص ترین ان ها ابوالحسن بنی صدر و تیم او به ویژه احمد سلامتیان بود. سلامتیان انتخاب اول بنی صدر به عنوان نامزد نخست وزیری بود، که مجلس دوره اول موافق نبود. در تحولات ناشی از سال های ابتدای انقلاب و تقابل سال ۱۳۶۰ بین گرایش انقلابی و گرایشی که خود را لیبرال می خواند، تمامی شخصیت های فرانکوفیل نظام پهلوی و نیز اشخاصی مانند ابوالحسن بنی صدر به شکل طبیعی قرارگاه و پناهگاه خود را فرانسه انتخاب کردند. مهشید امیرشاهی در رمان-خاطره « در سفر» به شرح حضور جماعت اپوزسیون در پاریس پرداخته است. ساماندهی اردوگاه تمرین نظامی اپوزسیون یکی از فصل های درخشان رمان است. می توان گفت تا به حال همان فصل گویاترین تفسیر ماهیت و کارنامه اپوزسیون برانداز بوده و هست.
جنگ که شروع شد. والری ژیسکاردستن رئیس جمهور فرانسه بود. طارق عزیز در ماه های نخست جنگ سفری به پاریس داشت. ژیسکار دستن به صراحت به طارق عزیز گفته بود: « در پشتیانی از دولت عراق فرانسه با تمام توان عمل خواهد کرد و هیچگونه کاستی از جانب فرانسه صورت نخواهد گرفت.» این موضع البته با موضع سخنگوی وزارت خارجه فرانسه متفاوت بود؛ ماهیت موضع یکی بود، ادبیات و صورت بندی متفاوت بود. سخنگوی وزارت خارجه فرانسه گفت: « ما با هیچ طرف درگیر در جنگ عراق و ایران دشمنی نداریم. با عراق مطابق قراردادهایی که داریم، عمل می کنیم. انجام این قراردادها به معنای دشمنی با ایران نیست. (۳)
بسیار بعید به نظر می رسد که شاپور بختیار و دیگر عناصری که همگی فرانکوفیل بودند و در شورای مقاومت و دولت در تبعید بختیار فعال بودند و حقوق می گرفتند. در ارتباط و هماهنگی با بخش سیاسی و حتی امنیتی و اطلاعاتی دولت فرانسه نبوده باشند. وقتی دولت فرانسه برای جوان ماجراجوی ساده لوحی مثل روح الله زم، چنان آدابی قائل است، چگونه غلامعلی اویسی و شاپور بختیار و مسعود رجوی و … می توانسته اند، مستقل عمل کنند؟ بدیهی است که دستگاه اطلاعاتی فرانسه حتما به نحو کنترل شده تمامی تلفن ها و ایمیل ها و رفت و آمدها و تماس های افراد اپوزسیون جمهوری اسلامی را رصد کرده و می کند. آیا نتیجه این رصد و تماس این بوده است که دولت فرانسه نیز فریب اپوزسیون ایران را خورده است و باور کرده است، که نظام جمهوری اسلامی به زودی سرنگون خواهد شد؟ حوادث هفتم تیر ماه و هشتم شهریور ماه ۱۳۶۰ را از دید ناظر خارجی وقتی بررسی کنیم. شبهه تقویت می شود، آیا نظامی که رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس دستگاه قضایی و تعداد قابل توجهی از وزیران و نمایندگان مجلسش در دوحادثه انفجار کشته شدند و در گیر جنگ تمام عیار با عراق است و در درون حاکمیت دچار بحران و انشقاق ویران کننده است، امکان بقا پیدا می کند؟ فرصتی بود تا فرانسه با پشتیبانی همه جانبه از عراق و اپوزسیون برانداز برای خود در دولت بعدی ایران زمینه و جای پای مستحکمی داشته باشد.
در پشتیبانی رژیم عراق دولت فرانسه تا بدانجا پیش رفت که هواپیما های سوپراتاندارد را به عراق اجاره داد! همه می دانند که پول اسلحه را بایست اول نقد پرداخت کرد، تا در زمان پیش بینی شده، اسلحه تحویل گرفته شود. عراق نه تنها از اعتبار دولت فرانسه نیز استفاده می کرد، به گونه ای که در پایان جنگ بیش از سه میلیارد دلار به فرانسه بدهکار بود، بلکه از ۵ فروند هواپیمای جنگی سوپر اتاندارد (با موشک های اِ- ام ۳۹ ) اجاره ای فرانسوی هم استفاده کرد. که امر بی سابقه ای در تاریخ جنگ بوده است. نشانه ای که دولت فرانسه برای پشتیبانی از عراق و شکست دولت ایران، دیگر کاری نمانده بود که از دستش ساخته باشد و انجام نداده باشد. حدود ۴۰٪ تولیدات نظامی فرانسه به عراق تحویل داده می شد. روزنامه لوموند ارزش اسلحه ای که فرانسه در اختیار عراق قرار داد، در دوره چهارساله از ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۵ بیش از ۵ میلیارد دلار برآورد کرده است. (۴)
همان سخن ژیسکاردستن که به طارق عزیز گفته بود: « ما از عراق با تمام توانمان حمایت می کنیم و چیزی کم نمی گذاریم.» به همین خاطر در همان ماه نخست جنگ که آشکار شد، نیروی هوایی عراق نمی تواند در برابر نیروی هوایی ایران برتری داشته باشد، به سرعت فرانسه عراق را با تعداد بیشتری هواپماهای میراژ و سوپراتاندارد تجهیز کرد و خلبانان عراقی در فرانسه اموزش دیدند و بیش از هزار نفر از کارشناسان نظامی فرانسوی به عراق رفتند تا در زمینه یگان های موشکی و ضد هوایی و جنگ الکترونیکی ارتش عراق را حمایت کنند.اگر این تعبیر را به کار ببریم که دولت فرانسه در جنگ عراق با ایران، عملا علیه ایران وارد جنگ شده بود، تعبیری مبالغه آمیز نیست.


پی نوشت:
********
(۱) عباس میلانی، معمای هویدا، تهران، نشر اختران، ۱۳۸۰ ، ص ۲۱۹
(۲) والری ژیسکاردستن، قدرت و زندگی، محمود طلوعی، موسه پیک ترجمه و نشر، ۱۳۶۸، ص۷۶
(3) Iran-Iraq war, Piere Razoux, P 88

(4) http://countrystudies.us/iraq/99.htm

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)