سرنوشت بيت المقدس؟

بیت المقدس به یک معنا با جامعیتی که دارد، مهمترین شهر مقدس پیروان ادیان ابراهیمی، یهودیان و مسیحیان و مسلمانان جهان است. تاریخی پرماجرا و پیچیده در پس این نام بزرگ وجود دارد. صهیونیست ها و یا برخی یهودیان افراطی در باره بیت المقدس به دو موضوع اشاره می کنند.
یکم: بر اساس تورات، بیت المقدس سرزمینی است که یهوه خدای یهود به ان ها هدیه داده است.
دوم: بیت المقدس پایتخت حکومت یهودیان بوده است.
بر این دو باور، که هر دو قابل تشکیک جدی و نقد و ردّ هستند؛ - در این باره بعدا خواهم نوشتُ انشاالله-این استراتژی بنیان نهاده شده است که بیت المقدس که نام عبری آن اورشلیم است، بایستی پایتخت اسرائیل باشد. تقریبا تمامی رهبران اسرائیل از آغاز تا به امروز بر این نکته اصرار داشته وموضوع بیت المقدس را در مذاکرات صلح، موضوعی جداگانه و غیر قابل بحث مطرح کرده اند.
ایهود باراک تنها نخست وزیر اسرائیل بود که در مذاکرات صلح با یاسر عرفات که در سال ۲۰۰۰ در کمپ دیوید به ابتکار بیل کلینتون برگزار شده بود، تا حدی نسبت به قدس شرقی انعطاف نشان داده بود؛ به همین دلیل مورد انتقاد شدید قرار گرفت. وزیر خارجه اش استعفا داد. بعدا خود ایهود باراک به عنوان فردی که رفتارش برخلاف امنیت اسرائیل است از سوی رهبر حزب اسرائیل بیتنا( اسرائیل خانه ما) متهم شد و در سال ۲۰۱۲ اعلام کرد که از سیاست کناره گیری می کند.
دور گلد مشاور نتانیاهو، در کتاب « جنگ برای اورشلیم » در همان بخش نخست، به تندی از ایهود باراک انتقاد کرده است. وی را به عنوان کسی که سلوکش و مواضعش بر خلاف مرشدش، اسحاق رابین بوده است، شماتت می کند. به ایهود باراک یاد آوری می کند که اسحاق رابین درست یک ماه قبل از ترورش، در ماه اکتبر ۱۹۹۵ بیانیه ای منتشر کرد، مبنی بر این که بیت المقدس باید به عنوان پایتخت یک پارچه و غیر قابل تقسیم اسرائیل باقی بماند.
نمایندگان سنای امریکا ـ در حقیقت لوبی اسرائیل که پشت صحنه را هم در سنا و هم در کنگره تدارک می کند- سناتور جمهوریخواه باب دال و سناتوردموکرات توم داشل، پیشنهادی به سنا دادند که با رای موافق اکثریت قاطع در سال ۱۹۹۵تصویب شد. مصوبه تاکیدی بر یک پارچه بودن بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل بود. گویی سناتور ها در یافته بودند که بیل کلینتون در طرح صلحش به تقسیم بیت المقدس می اندیشید. برای ممانعت دو اقدام متوازی صورت گرفت. یکم: مصوبه سنا و دوم، افشای ماجرای مونیکا لوینسکی که به کتابخانه کاخ سفید به عنوان داوطلب افتخاری نفوذ داده شده بود.ماجرای لوینسکی در سال ۱۹۹۵ بود.
از آن تاریخ تا ترامپ، شارون و نتانیاهو و دیگر رهبران احزاب اسرائیلی به ویژه رهبران رادیکال و افراطی مثل ایگور لیبرمن، بر همین موضوع پای فشرده اند. موضوع جدیدی به عنوان طرح دولت یهودی اسرائیل به میان آمد. یه صراحت گفتند که فلسطینی ها اگر می خواهند فلسطینی باشند باید از اسرائیل بروند و یا اینکه به عنوان شهروند اسرائیلی، در جامعه یهودی هضم و حذف شوند. امیل حبیبی رمان نویس بزرگ فلسطینی ماجرای این هویت زدایی و ترویج و یا تزریق هویت جدید را بسیار هنرمندانه در رمان «المتشائل» آورده است.
جورج بوش پسر، در۱۴ آوریل ۲۰۰۴ نامه ای برای شارون نخست وزیر اسرائیل نوشت. در این نامه بر دو نکته تاکید جدی شده است. امنیت اسرائیل و دولت یهودی اسرائیل. متن نامه در بخش پیوست های کتاب دور گلد منتشر شده است. (۱)
دولت ها و احزاب اسرائیل، در کنار جریان سیاسی و شکل دهی صورت بندی حقوقی، مانند مصوبه سنای آمریکا، دروجه اجرائی و عملیاتی و به اصطلاح بر روی زمین، در بیت المقدس، برنامه ی مختلفی را اجرا کرده اند تا بیت المقدس هویت عربی فلسطینی اش محو شود. در سال ۲۰۱۰ این موضوع توسط برخی رسانه های فلسطینی و پژوهشگران و نویسندگان فلسطینی مطرح شد که اسرائیل در صدد « تهوید قدس» است. یعنی پروژه یهودی سازی قدس. این موضوع را پنج سال پیش با دوست فلسطینی و وزیر فرهنگ سابق فلسطین یاسر عبد ربّه مطرح کردم. از تفصیل ماجراهایی که او تعریف کرد؛ دودم به سر بر آمد زان آتش نهانی!
در سال ۲۰۱۴، نویسنده لبنانی و سردبیر النهار سرکیس نعوم مقاله ای بسیار مهم در ۲۰ نوامبر منتشر کرد، عنوانش همین یهودی کردن قدس بود. در یک برنامه با جزئیات تمام، اسرائیل می کوشد تا تمام فلسطینی های قدس ، اشخاص و خانه ها، زمین ها و باغ ها و مزارع بایستی گام به گام حذف شوند. به عنوان نمونه نعوم در مقاله اش نوشته که تا ۲۰۱۴، حدود هزار خانه فلسطینی ها ویران شده است. در فیلم ها دیده اید جرثقیل ها به سوی خانه ها حرکت می کنند و با ضربه هایی مثل پتکی بزرگ بر سقف خانه می کوبند. و یا بلدوزر ها دیوار ها را خراب می کنند. مردان و زنان فلسطینی در کنار ویرانه ها به خانه هایشان نگاه می کنند.شهرداری قدس به بهانه طرح هایی که دارد، رابطه باغدران و کشاورزان فلسطینی را با زمین هایشان قطع می کند. می خواهند برای ساخت خانه ای مجوز بگیرند، نمی دهند. تکه زمینی عاطل می ماند. بعدا شهرداری به جریمه این که چرا زمین مدتی عاطل مانده است، زمین را تصرف می کند. در یک کلام طرح این بوده و هست که تا سال ۲۰۲۰ قدس کاملا هویتی یهودی پیدا کند.
بیانیه ترامپ و اعلام انتقال سفارت امریکا به قدس، در واقع این طرح را جهانی کرد و بر آفتاب افکند. پرسش اصلی این است که آیا سرنوشت قدس به همین آسانی رقم خواهد خورد؟ همان گونه که در سال ۱۹۶۷ قدس شرقی اشغال شد. در سال ۲۰۱۷ اشغال تاریخی و حقوقی و سیاسی قدس کامل شده است؟ روزنامه یدیعوت اهارانوت امروز- جمعه ۸ دسامبر/ ویژه نامه ای دارد، در باره بیانیه ترامپ. عکسی از ارتش اسرائیل متن دو صفحه را پوشانده است، ترامپ با کلاهخود اسرائیلی در میان ارتشیان اسرائیل است. عنوان صفحه چنین است: ازادی اورشلیم!
آیا این آزادی پایان ماجرای قدس است و یا آغاز دیگری است.؟
اگر در این پنجاه سال، از ۱۹۶۷ تا ۲۰۱۷، شش اتفاق مهم نیفتاده بود، ترامپ و نتانیاهو می توانستند، نفسی تازه کنند که: تمام شد! اما:
یکم، جنگ تابستان ۲۰۰۶ اسرائیل با حزب الله و لبنان،
دوم،جنگ ۲۰۰۸-۲۰۰۹ با حماس
سوم،جنگ ۲۰۱۲ با حماس
۴- چهارم، شکست داعش در عراق در ۲۰۱۷

پنجم،شکست داعش در سوریه در۲۰۱۷
ششم،شکست کودتای علی عبدالله صالح در یمن در ۲۰۱۷،
یادمان باشد که ژنرال شائول موفاز به عنوان مشاور نظامی در این کودتا -می گویند!- نقش داشته است.
در واقع ما با خاورمیانه جدیدی رویارو هستیم. نه خاورمیانه ای که شیمون پرز در کتاب « خاورمیانه جدید» خود، آرزو می کرد. (۲)
صو نه ان خاورمیانه جدیدی که کندی رایس صدای درد های زایمانش را در بمباران های لبنان در تابستان ۲۰۰۶ می شنید! آن خاورمیانه جدید متولد نشد! خاورمیانه جدیدی متولد شده و خواهد بالید که مرکز و محورش مقاومت است.هزار باده ناخورده در رگ تاک است و
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی!
***********

پی نوشت:
(1)- Dore Gold, the fight for Jerusalem, Regnery publishing, inc, Washington 2007, p 315-317
(2)-Shimon Peres, the new Middle East, Henry Holt, New York,1993
**********
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

پاسخ مثبت مهاجرانی به مناظره با آیت الله حائری شیرازی


«سید عطاالله مهاجرانی» که در گذشته نماینده‌ی مجلس، معاون رییس جمهور و وزیر ارشاد بوده است، ضمن پاسخ به اظهارات آیت الله حائری شیرازی در یک مصاحبه؛ وی را که بر ضرورت مناظره تاکید کرده است، به مناظره‌ی مکتوب بر سر چند موضوع فراخواند.

متن پاسخ دکتر مهاجرانی که به انصاف نیوز ارسال شده، در پی می‌آید:

بسمه العزیز

به نظرم دوست قدیمی اینجانب و همکار در دوره‌ی نخست مجلس شورای اسلامی و استاد اخلاق دولت مهرورزانه‌ی احمدی‌نژاد، کتاب استیضاح اینجانب را ملاحظه نفرموده‌اند. اگر خوانده بودند در می‌یافتند که نمایندگان اصول گرای مجلس به ویژه سران و چهره‌های شاخص آنان از قبیل باهنر و حسینی اخلاق و حسینی بعدا ارشاد و مرتضی نبوی و تقوی و… در نقد و ردّ و حتی بعضا هتک و افترا چیزی کم نگذاشتند. دیگر جایی باقی نمانده بود که اینجانب به عنوان وزیر فرهنگ نتوانم جواب بدهم و سرم را بالا بگیرم!

ایشان بر مناظره تاکید تمام دارند. بسیار خوب! بسم الله! چه خوب است در باره‌ی مواضع ایشان در باره‌ی مجلس مشروطه و قانون اساسی مشروطه و چگونگی تصویب آن، مبانی تصوری و تصدیقی علوم انسانی غربی و شرقی، مناظره‌ی قلمی کنیم. تا مبانی منطقی استدلال در این مباحث روشن شود و فرصتی باشد تا جوانان از مناظره‌ی بین آیت الله و دانشجویی متوسط، حقیقت را دریابند. تا رویکرد غیر کارشناسانه و بلکه عوامانه آشکار شود.

با احترام
سید عطاالله مهاجرانی

آیت الله حائری شیرازی در بخشی از گفت و گویی با «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» که بارها بر ضرورت مناظره تاکید کرده است، گفته بود:

شما ببینید، مگر این مجلسی‌ها آقای مهاجرانی را استیضاح نکردند؟ درست است؟ مهاجرانی استیضاح این‌ها را جواب داد؛ بعد کتاب استیضاح او پرفروش‌ترین کتاب‌ها شد. به خاطر چه؟ به خاطر اینکه این‌ها تقسیمات صنفی نبودند؛ اگر این‌ها تقسیمات صنفی بودند، وقتی جواب به او می‌دادند، جواب می‌دادند که رویش نیاید سرش را بلند کند که من این کارها را کردم!

*********
انصاف نیوز

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

محاسبه ویرانگر علی عبدالله صالح


علی عبدالله صالح (۱۹۴۸-۲۰۱۷) با محاسبه ای ویرانگر پایان تراژیک و پر حسرتی برای خود و خاندان و حزب کنگره یمن رقم زد. او که نزدیک به چهل سال در متن و مرکز سیاست و قدرت در یمن بود، در آخرین محاسبه و یا قمار سیاست، بباخت هر چه بودش و ویران شد. چرا؟ اشتباه محاسبه او کجا بود؟
یکم: صالح گمان می کرد که نظام قبیله ای همچنان یک نهاد درجه اول و تکیه گاه مطمئن است. چنین نشد، با فراخوان او قبایل طرفدار و یا هم پیمان او به صحنه نیامدند.
دوم: قدرت و هوشیاری امنیتی حوثی ها را دست کم گرفت. گمان کرده بود، وقتی در زمان جشن میلاد پیامبر اسلام که یمن غرق شور و شادی ملی ست، می تواند غافلگیرانه صنعا را تصرف کند. حوثی ها نشان دادند، گرچه در چهل نقطه در حال جنگ و گریز با نیروهای سعودی و هم پیمانان هستند، اما از موقعیت حساس صنعا هم به خوبی آگاهند و از آن با دقت حفاظت می کنند.
سوم: صالح گمان می کرد به دلیل سابقه طولانی اش در ارتش، ارتش یمن از او حمایت خواهد کرد. چنین نشد و ارتش در این ماجرا وارد نشد..
این محاسبه اشتباه آمیز ویرانگر، دلایل و علل خود را داراست که موضوع این نوشته نیست.
از سوی دیگر،اشتباه محاسبه از سوی طراحان و معماران اصلی قیام یا کودتای صالح هم انجام شد. همه عناصر لازم را از بعد سیاسی و نظامی و امنیتی و تبلیغاتی تدارک دیده بودند. همراهی نیروی هوایی ائتلاف در روز ماجرا، که با بمباران مواضع حوثی ها انجام شد. سازماندهی تبلیغاتی وسیع و سنگین به نفع صالح، به حدی که او را که تا دیروز دیو و روباه می خواندند، لباس فرشته پوشاندند و مثل آهوی کوهی محبوبش کردند! ائتلاف نیز یمنی ها و حوثی ها را دست کم گرفته بود. گمان می کردند، نبرد صنعا مدت ها به طول می انجامد تا مردم صنعا و یمن خسته و آزرده شوند و ائتلاف نهایتا نقش منجی را پیدا کند و صالح یک بار دیگر به مرکزیت برگردد. چنین نشد. اکنون هم که به ماجرای خونخواهی و انتقام دامن می زنند. گمان نمی کنم این سیاست راه به جایی ببرد. بایست ارزیابی واقع بینانه از یمن داشته باشند. نمی توانند حوثی ها را نادیده بگیرند. نمی توانند از موضع بالا و برتری فروشانه به یمنی ها نگاه کنند. نهاد قبیله و نگاه سلفی و سنتی به دین، دیگر آن کارآمدی سابق را در یمن ندارد. جهان و یمن تغییر کرده است..
*****************
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)