برای سیمین بهبهانی

در افسانه ها گفته اند: شاه میداس ، به هر چه دست می زد، آن پدیده هر چه که بود طلای ناب می شد. سنگ و خاک در دستش طلا می شد. در باره پابلو نرودا شاعر شاعران امریکای لاتین هم گفته اند: واژه ها در نگاه او تبدیل به طلا می شدند.
شعر سیمین بهبهانی هم همین بود. شعر کولی را بخوانید! ببینید با واژه ها و تابلو هایی که آفریده است چه کرده است! از بخت خوش تهران که بودم به ویژه در دوران وزارت، نویسندگان و شاعران، اعضای کانون نویسندگان ایران را گه گاه می دیدم...یاد باد آن روزگاران یاد باد!
می خواستم برای سیمین بهبهانی مطلبی بنویسم. این شبه شعر، یا شعر واره، با وام گرفتن از افسانه شاه میداس و شهر نرودا، راه را بر من بست!
به سنگ اگر نگه کند طلای ناب می شود
ماندابه ی فسرده هم، موج شراب می شود
در دامن گلرنگ او، خورشید شعله می زند
وان قوی زخمی غمین؟ از غم خراب می شود
از تار شعر و پود جان، با کیمیای واژه ها
بافید و خندید و گرست، لعل لباب می شود
بر چار راه بادها، گیسو رها چون مهر و ماه
جان سراب تشنه هم، پر آب و تاب می شود
خنیاگر تنهای ما، بر گور خود ، استاده مست
هم شعله هم رنگین کمان،جان سحاب می شود
این نور نقره ای ماه، برقی ز استخوان اوست
هم خشت جان دلشده، بانگ رباب می شود
در چشم مست شعر او ایران دوباره می زید
از جادوی کلام او طلای ناب می شود

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)

سی و چهارمین سالروز زندگی مشترک ما!

امروز سالروز زندگی مشترک ماست! از بخت شکر دارم و از روزگار هم. به همین زودی ۳۴ سال گذشت، فرزندانمان بال و پر کشیدند و نام و یاد و حضورشان گرمای زندگی ماست. زندگی شاید به مثابه دریایی است با موج های بلند و فراز و نشیب ها… در زنگی مشترک ما جمیله لنگر زندگی بوده و هست. دوراندیش و شکیبا و پر مهر…
دیدم برای قدردانی از او زبان تثر بسنده نیست، این شعر برای او در سالروز زندگی مشترکمان
از راه رسید!

بگذار تا بنوشم از شور تو شرابی
تو کیمیای عمری، رویای روح آبی

سرشار مهر و مستی، معنای زندگانی
سرزنده چون شکوفه، آرام تر ز خوابی

رنگین کمان جان و پیروزه نشابور
تو خوشترین ترانه، معنای رنگ آبی

دنیای رنگ هایی، آبی و هم قفایی
یک اسمان ترانه، خوش گوشه رهابی

از هیبت سیاهی در حسرت چراغم
ماییم وچشم مستی، ماییم و آفتابی

در حسرت فراقی، آدم گریست عمری
گمگشته و پریشم، نقشی نما، صوابی
می سوزد اندرونم، از زمهریر دوران
ای آفتاب خوبان، شادا که تو بتابی

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (10)

درباره استیضاح دکتر فرجی دانا


دکتر سید عطاالله مهاجرانی، وزیر ارشاد دولت اول سیدمحمد خاتمی در اردیبهشت ماه 1378 توسط مجلس اصولگرای پنجم استیضاح شد ولی با دفاع او استیضاح کنندگانی که بسیار از استیضاح کنندگان امروز دکتر فرجی دانا شناخته شده تر بودند، شکست خوردند و استیضاح رای نیاورد.

دکتر مهاجرانی در یادداشتی برای انصاف نیوز، به مناسبت در پیش بودن استیضاح وزیر علوم دولت دکتر حسن روحانی توسط اقلیتی در مجلس نهم نوشت:

همگان می دانند که استیضاح یک فرصت تاریخی و طلایی است. به ویژه هنگامی که ریشه های استیضاح سیاسی ست و بازگشتش به بازی قدرت. پایداری ها که برای همیشه تاریخ نشان رییس جمهور سابق را بر سینه دارند و برخی نمایندگان اصولگرا، که نمی توانند حمایت عاشقانه شان از رییس جمهور سابق را از کارنامه شان بزدایند، سازمان دهندگان و امضا کنندگان استیضاحند. با توجه به تجربه ای که از استیضاح دارم. چند نکته به نظرم می رسد:

یکم: وزیر در یک کلام بایست آنچه مصلحت ملت و دانشگاه و دانشگاهیان می داند، مطرح کند. زمانی برای مجامله و پرده پوشی نیست. متن مذاکرات استیضاح، متنی تاریخی و سندی ماندگار خواهد شد. پس از سال ها که غبار سیاست و هیاهوی ناشی از آن فرو نشست؛ خوانندگان و پژوهشگران، در یک کلام آیندگان ارزش و اعتبار ادعا های استیضاح کنندگان و از سوی دیگر درجه دقت و درستی و سنجیدگی سخنان استیضاح شونده را محک خواهند زد. در این صورت می تواند استیضاح حتا اگر به نتیجه عدم رای اعتماد به وزیر هم بینجامد؛ استیضاحی پیروز باشد. پیروزی در منطق و استدلال و مراعات و مراقبت از منافع ملت. آیندگان سخنان استیضاح کنندگان را هم خواهند خواند و آنان و دودمان آنان تا هیچگاه نمی توانند از چنان سند تاریخی بگریزند. شاید دهه ها بعد، نتیجه و یا ندیده همان نمایندگان محترم صورت مذاکرات را بخوانند و با خود بگویند عجب پدر بزرگ و یا جدی داشته اند و متاسف شوند. یکی از دوستان تعریف می کرد، می گفت یکی از بستگان آقای حسینی نماینده تهران - که در استیضاح اینجانب فعال بود - ، هر وقت او را می بیند می گوید: احوال شما اقای حسینی اخلاق!

مرادم این است که: نکته بینانند در عالم بسی

دوم: می بایست یک تیم مستعد و آگاه به مسایل و موارد استیضاح، استیضاح را در وزارتخانه پیگیری کنند، به اصطلاح گوششان به رادیوی مجلس باشد و نکته های پیش بینی نشده ای که معمولا توسط برخی استیضاح کنندگان، به عنوان امری غافلگیر کننده مطرح می کنند، بررسی نمایند و پیشنهاد خود را به اطلاع وزیر برسانند. اکنون که ارتباطات بسیار میسر شده است، همه اهل نظر و دوستداران دولت اعتدال هم می توانند در این مورد مشارکت کنند.

سوم: نمایندگانی که از وزیر دفاع می کنند، دفاعشان می تواند تاثیر بسیاری داشته باشد. چنان چه دفاع برادران گرامی، آقایان مجید انصاری و هادی زاده؛ در استیضاح اینجانب بسیار گره گشا بود. امیدوارم بخشی از دفاع را رییس محترم جمهور خود بر عهده بگیرد و در جلسه حضور پیدا کند! حضور وزیران و معاونان رییس جمهور از بعد رایزنی با نمایندگان با اهمیت است. خداوند رحمت کند، مرحوم دکتر حبیبی در تمام جلسات استیضاح اینجانب در مجلس حضور داشت و گاه بر تکه کاغذی یادداشت کوچکی برایم می نوشت، به لفظ اندک و معنی بسیار… برخی از نکات درخشنده ای که در استیضاح استفاده کردم، کار ایشان بود!

چهارم: نمی دانم آقای دکتر لاریجانی چگونه جلسه را اداره خواهند کرد؟ صرفا ناظم مجلس خواهند بود یا خود جهت گیری خواهند داشت؟ کاش ایشان یکی از همان دو نفری باشند که می توانند از وزیر دفاع کنند!

در یک کلام استیضاح فرصتی یگانه است و می تواند در هر حال اگر خوب سامان داده شود، به رغم نتیجه حتا در صورت عدم رای اعتماد، برای دولت یک پیروزی باشد.


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (16)