نامه عزت الله انتظامی مهمترین ضربه ای بود که در این هشت سال بر بنیاد ناراستی و بیرسمی زده شد. رنج سنگین و اندوهی که او تحمل کرد و ناخواسته با ترفند احمدی نژاد- مشایی، در میانه صندلی در سالن وزارت کشور، در روز اعلام نامزدی مشایی،جای گرفت و با حیرت و اندوه ناظر برق پی در پی فلاش دوربین ها بود تا نشان دهند، آقای سینما و هنرمند بزرگ ملت ایران نماد دفاع هنرمندان از نامزدی مشایی ست. نامه او نشان داد که هیچ کس همانند او نمی توانست درون و برون و ساختار و ماهیت این پدیده غریب تاریخ ما را نشان دهد. دوستی پرسید: تو که تاریخ خوانده ای و سال ها هم در سیاست بوده ای نظرت در باره احمدی نژاد و دولتش چیست؟ گفتم عصاره تمام دروغ و دغل و بی رسمی در تاریخ ما در این ۸ سال فشرده شد و به نام عدالت و انقلاب و مردمداری معرفی شد، و با مهر بصیرت تایید. اما نامه عزت الله انتظامی- همان عزت ملت ایران- سندی تاریخی و سیاسی ست. بی همتا و موثر. لازم بود یک بار نه در زبان تفسیر و تحلیل بلکه در یک گزارش امر واقع سرشت این دولت و نفر اول و دومش از پرده برون افتد و به تعبیر سعدی دیوار این باغ فرو افتد تا همه بدانند و ببینند.
نیک است که دیوار به یک بار بیفتد
تا هیچ کس این باغ نگویی که ندیدست
در دجله که مرغابی از اندیشه نرفتی
کشتی رود اکنون که تتر جسر بریدست