رای حلال و رای حرام!؟

وقتی اقای رئیسی توی قطار، خسته و کوفته ، با لباس راحت گفت: ما دنبال چهارتا رای حلال هستیم! گمان نمی کردم که این اصطلاح رای حلال، تبدیل به یک نماد شکست انتخاباتی شود. البته سردار ذوالقدر برای شکست انتخاباتی هم عنوان عدم الفتح را انتخاب کرده است. درست مثل دوران جنگ وقتی عملیاتی شکست می خورد و یا به نتیجه نمی رسید، نام عملیات را تغییر می دادند. عملیا والفجر شد والفجر مقدماتی، شکستی تلخ و پر خسارت.
جمنا که در حقیقت هویتی سپاهی و نظامی دارد، سردار ذوالقدر به عنوان رئيس ستادش، با تعبیر عدم الفتح، در واقع، پاسخ رجز خوانی های سابق را سامان داده است. مگر نمی گفتند، روحانی رفته! یا انتخابات به دور دوم می افتد و صدا و سیما به قول ضرغامی در فکر چیدمان دوم مناظره باشد و حتی در جمنا با صراحت و قاطعیت گفته شد که این بار ريس جمهور یک دوره ای است. خوشبختانه در این روزگار ارتباطات، تمام آن سخنان موجود و ثبت شده است.
اکنون به جای این که تفسیری واقعی و منطقی از شکست در انتخابات داشته باشند، باز همان رجز خوانی، منتها با ادبیاتی معکوس. نام شکست شده است، عدم الفتح. رای حلال ومومنانه و خالصانه برای رئیسی و رای حرام و سیاه برای رقیب.
در یک کلام اصولگرایان اگر سرنوشت خود را به دست سپاه بدهند. خط مشی و نامزد و برنامه و مرامنامه و جلسه ده هزارنفره و شام چرب پادگانی را سپاه تدارک کند. شعار ها و رجز های انتخاباتی را سپاه تهیه کند، با مغلطه، شکست را عدم الفتح و بعدا فتح واقعی قلمداد کند، شکست های زنجیره ای، ۹۲ و ۹۴ و ۹۶، در انتخابات مجلس سال ۹۸ و ریاست جمهوری ۱۴۰۰ تکرار خواهد شد.
در سال ۱۳۷۶، اصلاحات را آمریکایی خواندند. در ۱۳۹۴، گفتند لیست انگلیسی، در ۱۳۹۶ گفتند جبهه انقلاب در برابر جبهه ضد انقلاب و مخالف ولایت فقیه و… بعد از شکست هم، حالا ماجرای رای حلال و حرام؟ کاش اندکی دانش و خرد و فهم درست و سلیقه در این نامگذاری ها و برنامه ریزی ها وجود داشت. گفت: مردم اندر حسرت فهم درست! قرآن مجید از سویی به ما توصیه می کند که: ولا تزکوا انفسکم ، سوره نجم/آیه شماره ۳۲،
خودتان را پاک مشمارید! از سوی دیگر سه بار این آیه در قرآن تکرار شده است که: داشته های مردم را دست کم و اندک مایه تلقی نکنید. ولا تبخسواالناس اشیاهم، سوره شعرا آیه شماره ۱۸۳،
یک ملت بزرگ وارد صحنه شده اند. انتخاباتی چشمگیر و پر ارزش برگزار شده است. نامزد شما رای لازم را احراز نکرده است. اصلا اشتباه استراتژیک شما انتخاب رئیسی به عنوان نامزد نهایی بود، از اول ایشان نمی بایست وارد این ماجرا می شد. ایشان اگر بتواند فقط یک قلم پاسخ مادر شهیدان محسن و علی و محمد جهان آرا را در این دنیا و یا آخرت بدهد که چرا پسر کوچک او حسن جهان آرا را در تابستان ۱۳۶۷ اعدام کرده اند، .برایش کفایت می کند. آن رای ها که جان جوانان را بدون محاکمه و بی آن که بسیاری از آنان دست به اسلحه برده باشند و یا قتلی مرتکب شده باشند، اعدام شدند. رای حرام همان رایی بود که بر اساس آن بدون محاکمه جان جوانان گرفته شد. با مرحوم محمد رشیدیان نماینده آبادان رفته بودیم خانه مادر جهان آرا، در خیابان گرگان، تمام مدت چشمش به عکس های چهار پسر بود و بیش از همه برای حسن که دانشجوی پزشکی بود گریه میکرد. آن رایی که جان یک جوان و جوانان دیگر را گرفت رای حرام و سیاه وباطل بود، نه رای ملتی که ساعت ها در صف ماندند و با امید و شوق به نامزد مورد علاقه شان رای دادند. صندوق رایی که در خانه مراجع قم گردیده است. رای روحانی از رئیسی بیشتر است. رای مراجع و بیت آنان حرام است!؟ رای رئیسی حلال و مومنانه و خالص ؟ با کدام مبانی قرآنی و اخلاقی و شرعی و سیاسی و عرفی و تجربی می توان چنین تحلیل و تفسیر کرد؟
ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز اب حرام ما!
*************

telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

آموزه ها و عبرت های انتخابات (۲)

احزاب

واژه احزاب فقط یک بار آن هم در اصل ۲۶ قانون اساسی ذکر شده است. به شکل مفرد به حزب در قانون اساسی اشاره ای وجود ندارد.
اصل بیست و ششم
احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته‌شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.
از سوی دیگر انتخابات، و انتخاب واژه هایی ست که مکرر ذکر شده است. به ویژه اصل ششم که انتخابات و مراجعه به رای مردم را اساس اداره کشور می داند:
اصل ششم
در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود، از راه انتخابات: انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر اینها، یا از راه همه‌پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می‌گردد.
البته در این اصل به انتخاب رهبری که به نحو درجه دوم انجام میشود و نیز انتخاب خبرگان اشاره ای نشده است. سخن بر سر نسبت بین امر انتخاب و ضرورت وجود یا تاسیس و استقرار احزاب است. ضرورت حزب و سامان دهی امر انتخابات از آغاز انقلاب به قدری بدیهی تلقی می شد که پنج نفر از اعضای شورای انقلاب در همان سال نخست پیروزی به تاسیس حزب جمهوری اسلامی پرداختند. جمعیت موتلفه تبدیل به حزب شد، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تاسیس شد. درست مثل فروشنده ای که برای فروش کالایش به ترازو برای توزین و یا متر برای اندازه گیری نیازمند ست، نسبت حزب و انتخابات همین است.
اصلاح طلبان در کشور ما، برای تاسیس حزب و فعالیت حزبی با نامهربانی و کارشکنی و یاحتی انحلال رویارو شده اند. وقتی در زمستان سال ۱۳۷۵ ، بیانیه کارگزاران سازندگی ایران منتشر شد، شورای نگهبان ما را مجبور کرد که بگوییم: جمعی از کارگزاران سازندگی ایران! جامعه روحانیت مبارز تهران چنین محذوری نداشت که بشوند جمعی از روحانیت مبارز و… چنان که می دانیم در مورد حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نهضت ازادی و پیش از آن جبهه ملی تماما منحل شده اند! در یک کلام گویی نظام رویکرد مثبتی نسبت به احزاب نداشته و ندارد. از سویی هم انتخابات به ویژه در تهران و شهر های بزرگ، که می بایست به فهرستی از نام ها برای مجلس و خبرگان و شورای شهر رای بدهند، عدم وجود حزب مشکل زاست. به همین خاطر ایه الله خامنه ای هم توصیه می کنند که مردم به افرادی که نامزدها را می شناسند مراجعه کنند.
در انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر ۲۹ اردیبهشت شاهد این کاستی بودیم. اصلاح طلبان از طریق شورای هماهنگی و با نگاه به نظر سید محمد خاتمی، جمع خود را سازمان دادند. اصولگرایان پدیده جمنا را آفریدند. جمنا می خواست همان نقش جمعیت آبادگران در انتخابات ۱۳۸۴ را ایفا کند. برغم سازماندهی نشست های ده هزار نفری و انتشار مرامنامه، تجربه ای ناموفق برجای گذاشت. هر سه نامزد اصولگرا که در صحنه ماندند، هر کدام حال و هوای خود را داشتند. اولا: هیچکدام میثاقنامه جمنا را امضا نکردند. ثانیا: منتظر نظر جمنا نماندند. قالیباف تنها امد و تنها رفت. رئیسی هم از آغاز ژست مستقل گرفت و گفت: اگر جمنا بخواهد می تواند ازو حمایت کند. حمایت جامعه مدرسین قم- با همه حرف و حدیثی که داشت- و حمایت جبهه پایداری و روحانیت مبارز تهران کفه رئیسی را سنگین کرد. به عبارت دیگر معلوم نبود کدام جمعیت و یا حزب اصولگرا از قالیباف حمایت می کند. ثالثا: میرسلیم موقعیت غریبی پیدا کرد. ابشان که به عنوان تنها نامزد حزبی معرفی شد و مدام تاکید میکرد که نماینده حزب موتلفه است، هزینه انتخاباتی اش را حزب می دهد و.. به ناگاه بدون هماهنگی با ایشان، حزب موتلفه اعلامیه انصراف مهندس میرسلیم و حمایت از رئیسی را منتشر کرد! بدیهی بود میرسلیم که گفته بود ؛ مگر مردم مسخره هستند که انصراف دهد. با عدم انصراف به حزب خود گفت: بیانیه شما شایعه است و به زبان حال گفت: منهم مسخره نیستم که انصراف دهم. این هم نامزد تماما حزبی!
البته در همان روزا نوشتم که رای مهندس میرسلیم کمتر از نیم میلیون خواهد بود و بقا و یا انصراف ایشان تعیین کننده نیست. قالیباف هم که دریافته بود رایی به مراتب کمتر از انتخابات سال ۱۳۹۲ خواهد داشت، ناگهان انصراف داد و روغن ریخته را نذر امامزاده.
نامزد اصلاح طلبان و اعتدال گرایان، دکتر حسن روحانی که پشتیبانی ،حزب اتحاد ملت ایران، حزب کارگزاران سازندگی، عدالت و توسعه، حزب مردمسالاری و حمایت سید محمد خاتمی، علی اکبر ناطق نوری، سید حسن خمینی، مولوی عبدالحمید، را کسب کرده بود، پیروز شد.
***********
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

آموزه ها و عبرت های انتخابات (۱)

میتوان همانند منشور رنگینی، با طیف های رنگ های متنوع به ۲۹ اردیبهشت نگاه کرد و از آن درس آموخت و عبرت اندوخت. عبرت یک واژه قرانی بسیار پر معنا و ژرف است.
با پدیده ای مثل انتخابات ریاست جمهوری ایران رویارو می شویم. چگونه از این پدیده عبرت می اموزیم. بدیهی ست که مقدم بر عبرت اندوختن و یا درس اموختن شناخت دقیق و درست موضوع است.
واقعیت این است که ما، پدیده ها را چنان که هستند نمی بینیم. همان گونه که دوست داریم تصور می کنیم و حتی می بینیم. نمونه مورد بحثم شرکت مردم در انتخابات ۲۹ اردیبهشت و میزان رای نامزدهاست. در این باره نامزدها و نیز هواداران آن ها داوری های متفاوتی داشته اند. این تفاوت ها نشانه تفاوت شناخت و نیز زاویه دید برای عبرت گرفتن است. تفاوت زاویه دید نسبتی با موقعیتی که بیننده برای خود انتخاب کرده است ؛ داراست. برتراند راسل در کتاب علم ما به عالم خارج، میزی را که در گوشه اتاق قرار دارد و از پنجره نوری بر آن اریب می تابد، به عنوان تمثیلی برای شناخت به کار برده است. بینندگان هر کدام به تناسب زاویه دید میز را متفاوت از دیگری می بینند.. پیش از او مثال معروف، داستان پیل در تاریکی مولوی است. با چشم حس نگاه می کنند و هر یک پیل را به گونه ای متفاوت می شناسد. شناختی متناسب با موقعیت و دسترسی حس لامسه و پیش فرض هایی که در ذهن داشتند.به همین دلیل شایسته است درنگی بر این واژه قرآنی به عنوان نکته قرآنی داشته باشیم:
عبرت دو معنای مادی و معنایی دارد. به معنای گذر کردن و یا عبور کردن است. مثل عبور از نهر، عبور از جاده، جوشش اشک از حدقه چشم و جاری شدن آن بر گونه و نیز عبور از لفظ و شناخت معنی، عبور از صورت خواب و شناخت تعبیر خواب. عبارت از همین ریشه است. وقتی جمله معنای محصل دقیقی دارد، می توان آن را عبارت خواند. به جمله شکسته بسته عبارت نمی گویند.تهانوی در کشاف اصطلاحات الفنون، نوشته است عوام اهل فرهنگ به این نکته توجه ندارند! فهم عوام الناس را منصرف از بحث می داند. اعتبار نیز از همین ریشه و خانواده است. تعبیر و حکمت امام علی علیه السلام مثال گویایی برای این سخن است: ما اکثر العبر و اقل الاعتبار. عبرت ها بسیارند، اما عبرت اموزان اندک شمار
انتخابات، یک پدیده بزرگ و بسیار پراهمیت است. در واقع بازیگر اصلی آن ملت هستند.
این پدیده را چگونه می شناسیم و ارزیابی می کنیم. معیار ما برای شناخت انتخابات چیست؟ انتخابات آزاد و پاک چه مختصاتی می تواند داشته باشد؟ انتخابات ریاست جمهوری اخیر در کشور ما چکونه سنجیده و ارزیابی می شود؟ پرسش های متنوعی میتوانیم مطرح کنیم و از هر بعد و زاویه دید مان به این پدیده بنگریم.
***************
telegram.me/maktuob

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)