چکاد کلام الله مجید

هر امری مادی یا معنوی اوجی و چکادی دارد. مثل کوه، که قله اش مقصد و مقصود کوه پیمایان است. حتا اگر قله همانند اورست در میان یخ و برف و سرمای تابسوز در هاله ای از مه غلیظ گم شده باشد، قله را می یایند و از آن نقطه که بام بلند جهان است به هر سو و یا چار سو نظر می کنند. تماشا می کنند!
این واژه تماشا که ساختار عربی دارد، در زبان ما آن چنان خوش نشسته و زندگی تازه ای یافته، که مطلقا در زبان عربی این حال و هوا را ندارد. ریشه واژه از مشی به معنای راه سپردن است. منتها تماشی، یعنی همراهی با یکدیگر…مثل همراهی کودکان توامان! به مفهوم هماهنگی و یا هارمونی هم هست. مثل هماهنگی رنگ ها در جهان صورت گری…نقاش ها رنگ می سازند. و این رنگ ها در تابلو ها با هم نسبتی دارند. در ساخت رنگ هم انگار راز ناگفته نقاشان همان نحوه ترکیب رنگ هاست…در خانه حاج یدالله صفدرزاده در اصفهان فرش دنیای ماهی ها را می دیدم…بیش از نقش خیال
انگیز ماهی ها، حیران رنگ اب دریا بودیم. این رنگ را چکونه ساخته بودند، از دریا هم زنده تر، هم هنرمند بزرگ و شیدای اهل بیت حاج یدالله صفدرزاده به سلامت باشند و همان فرش دنیای ماهی ها…هر جا که هست!
قرآن هم چکادی و یا قله ای دارد. از فراز آن قله می توان به تمام دامنه ها و دشت های گسترده زمردین چشم دوخت. چکاد قرآن آیه الکرسی ست!
از فراز آیه الکرسی هم می توان قران را مشاهده کرد و هم تمام هستی را، دور دست های افق جان را.
امام صادق علیه السلام در روایتی تعبير ذروة را برای وصف و مدح آیت الکرسی به کار برده اند:
ان لکل شیئ ذروة و ذروة القرآن ایة الكرسي
ذروة حد عالي و اعلاست، مثلا به نوک نیزه گفته می شود: ذروه
نقطه اوج قرآن مجید هم همین آیت الکرسی ست. تعبیر دیگری از پیامبر اسلام نقل شده است. سرور سوره های قرآن، سوره بقره و سرور بقره هم آیه الکرسی ست!
چرا آیه الکرسی چنین جایگاه و رفعتی داراست؟
به نظرم می توان گفت: ما از آیه الکرسی بهتر و دقیقتر می توانیم تماشا کنیم. اگر بر سر ان باشیم که زندگی ما یک فرصت تماشاست و نه مجالی برای انباشت آن چه بیرونی است…در نهایت هم وقت کوچ ازین جهان دستمان خالی و کفن هایمان بی جیب می ماند!
مولوی تمام عمرش فرصتی برای تماشا بود:
تا نقش خیال دوست با ماست
ما را همه عمر خود تماشاست
قصه چه کنم که بر عدم نیز
نامش چو بریم مستی افزاست
این شعر وصیت مرحوم حاج آخوند روحانی روستای مهاجران بود تا بر سنگ قبرش نوشته شود…قبرستان ده ما درست در جوار قبرستان ارامنه روستای همسایه مان حمریان بود…با سنگ قبرهایی بزرگ و بلند و خطوط ارمنی و نقش چلیپا…
آیت الکرسی آیه شماره ۲۵۵ سوره دوم قرآن مجید، سوره بقره، ده فراز دارد. با توحید آغاز می شود. درواقع با کلمه جلاله الله آغاز می شود؛
الله، لا اله الا هو
این کلمه و این تعریف یا خبر، سنگ بنای اسلام و قرآن و رسالت پیامبر اسلام است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (10)

ماه مبارک رمضان، ماه تلاوت و اندیشه در باره قرآن کریم

مرحوم حاج آخوند، نمازش که تمام می شد، همه نمازها! هر دو دست را بر صورتش می نهاد، به نحوی که هر دو سرانگشت اشاره اش روی پلک چشمان بسته اش بود؛ زیر لب آیه الکرسی را با آواز زمزمه می کرد. آرام، پر طمانینه و با شکوه. صدایش به موسیقی چشمه دوزاقه می مانست. چشمه ای که هم قلب مهاجران بود و هم چشم آن روستای با صفایی که اکنون در یاد نسل ما و پدران و مادران مان زنده است. در تلاوت آیه الکرسی گاه شانه های حاج آخوند می لرزید و موجی از اشک از لابلای انگشتان بلندش روان می شد. دستمال شطرنجی خاکستری-آبی را از جیب قبایش بیرون می آورد. تا مدتی دستمال بر صورت و چشمانش بود. روزی به ایشان گفتم: شما آیه الکرسی را خیلی دوست دارید؟!
لبخند زد و دستش را بر شانه ام گذاشت و این بیت را از شمس خواند:
با آیت کرسی به سوی عرش پریدیم
تا حی بدیدیم و به قیوم رسیدیم
حاج اخوند به همه بچه های مارون می گفت: بچه ها آیه الکرسی را حفظ کنید. هر وقت فرصت کردید، آیه را زمزمه کنید. با هم و برای هم بخوانید، با آواز بخوانید. چنین بود که آیه الکرسی مثل نسیم معطری در تمام کوچه باغ های ده ما می گشت.
سال ها بعد، بخت خوش رفیق راهم شد و خوشه چین دانش و دانایی آسمانی شیخ ناظم حقانی شدم. شیخ ناظم با نماز و قرآن انسی همیشگی داشت. گاه زمزمه می کرد:
الله هو الله هو،
الله حی الله حی،
الله قیوم.
انگار صدای بال پرنده ای بود که مثل آذرباد تا آن سوی آسمان پر می کشد. او ذکرش را از آیه الکرسی گرفته بود. در باره مفهوم نور و ظلمات و ولی و کرسی و…از او می پرسیدم. در دامنه کوه مشرف بر لفکه و دریا بودیم. سبزی کوه و دشت و بیشه ها و فیروزه دریا…و چشمان شیخ ناظم! صبغة الله و من احسن من الله صبغة! و اوقات خوش آن بود كه با ىوست به سر رفت.
» در قرآن کریم همیشه واژه نور به صورت مفرد است و همیشه ظلمات به صورت جمع! نور همان آینه توحید ست و ظلمات؟ انواع تاریکی ها….تاریکترینش تاریکی نفس آدمی؛ تاریکی ستم و قساوت..کثرت بدون نور! و سکوت مولانا شیخ ناظم...
اکنون حاج آخوند معلم و دوست و پیر روستای ما و شیخ ناظم حقانی نگین الهی لفکه در بهشت خداوندند. هر دوی آنان در خلوت خویش، سرمست قرآن مجید و دلداده ی آیه الکرسی بودند. آیه الکرسی چیست و چه می گوید که آن چنان جان ها را بی تاب کرده بود و پر پرواز مولانا جلال الدین بلخی شده بود؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (14)

وزارت فرهنگ و ارشاد و خرید خانه آیه الله یزدی

آیه الله یزدی رییس محترم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در مصاحبه با خبرگزاری فارس مطلبی را در باره فروش خانه شان در قم ، مطرح فرموده اند. در روایت ایشان نکاتی وجود دارد که نیازمند توضیح است.
سخن ایشان:
بعد از رفتن امام به تهران، ما به منزلمان رفتیم تا زمانی که آقای مهاجرانی در دولت آقای خاتمی وزیر ارشاد بود، به او گفتم من دیگر اینجا نمی‌توانم زندگی کنم به دلیل شرایطی که روبروی خانه من بود، آقای منتظری عوض شده بود و هر روز آنجا سر و صدا می‌کرد گفتم می‌خواهم اینجا را بفروشم، با توجه به اینکه امام (ره) در این منزل زندگی کرده اگر وزارت ارشاد می‌خواهد این منزل را از ما خریداری کند که او در ابتدا استقبال کرد اما بعداً دیدم کاری انجام نمی‌دهد به همین دلیل بنده آن خانه را به قوه قضائیه فروختم و در آنجا مرکز پاسخگویی به شبهات قضات تأسیس شد، در دوره ‌آقای شاهرودی به آن بی‌اعتنایی شد اما بعداً مجدداً مورد توجه قرار گرفت. - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930314000176#sthash.DtKWzPDs.dpuf
واما چند توضیح:
ابتکار عمل در خرید خانه از سوی وزارت ارشاد بود و نه مراجعه ایشان. جناب آقای دکتر عباس شیبانی با اینجانب صحبت کردند که می خواهند خانه شان را بفروشند. از آنجا که برخی یا بسیاری از جلسات شورای انقلاب در این خانه برگزار شده است، خوب است که این خانه توسط دولت خریداری شود. به نظرم پیشنهاد بسیار خوبی بود. به اتفاق برخی همکاران به منزل دکتر شیبانی رفتیم. ناهار هم مهمان ایشان بودیم و سرانجام خانه با کارشناسی دقیق خریداری شد تا در اختیار مرکز اسناد و مدارک فرهنگی قرار گیرد. به نظرم رسید که خانه ای که درقم بود و مرحوم امام خمینی رحمه الله علیه، برای دیدار با مردم به پشت بامش می رفت و تصاویری از آن خانه و آن جمعیت ها موجود است؛ شایسته است که خریداری شود و در اختیار دفتر امام قرار گیرد. با ایه الله یزدی صحبت کردم. ایشان هم استقبال کردند. قرار شد کارشناس املاک قیمت خانه را محاسبه کند و وزارت ارشاد بر اساس قیمت کارشناسی خانه را خریداری کند.
کارشناسی از قم که از زمره معماران شناخته شده بود، خانه را ارزیابی کرد و ۳۶ میلیون تومان قیمت گذاشت.
ایه الله یزدی فرمودند به این قیمت نمی توانند واگذار کنند. چون پسرشان می خواهند با پول فروش خانه در تهران خانه ای خریداری کنند. خدمت ایشان عرض کردم که ما به عنوان وزارت ارشاد، تنها می توانیم بر اساس قیمت کارشناسی خانه را خریداری کنیم؛ شما هر کارشناس معنمدی که می شناسید، معرفی فرمایید تا وزارت ارشاد بر اساس همان قیمت خریداری کند. ایشان دیگر تماسی نگرفتند و موضوع منتفی شد. البته ایشان در مصاحبه با کیهان اگر خاطرشان باشد فرمودند: بله من پیشنهاد کردم که خانه را وزارت ارشاد بخرد، اما آقای مهاجرانی که اهل این حرفا نبود!
این سخنان همان مثقال ذره هایی ست که به تعبیر قرآن مجید به حساب می آید. نمی دانم فردی که قاضی القضات جمهوری اسلامی بوده است و اکنون نیز رییس جامعه مدرسین است، چرا باید سخنی ناراست و نادرست بگوید؟ شاید به تعبیر مرحوم امام خمینی در پشت کتاب چیز دیگری نوشته باشند.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)