خردِ درایت یا خردِ روایت؟

آیه الله سید حسن خمینی به نکته مهمی در باره نشر و یا ترویج خبر اشاره کرده اند. چنان که می دانید، همانگونه که گفته می شود ما در زمانهٔ انفجار اخبار هستیم. قلب این انفجار در رسانه ها و شبکه های مجازی است که تمام عالم و آدم را به یکدیگر پیوند زده است. به تناسب شبکه هایی که استفاده می کنید، مدام در معرض دریافت خبر هستید…
سید حسن خمینی نوشته اند: « می‌خواهم در این شب قدر به یاد هم بیاوریم که باور دروغ هم اشتباه است و فراموش نکنیم که دروغ پردازان تنها زمانی موفق می‌شوند که ما بدون تحقیق، دروغ‌هایشان را باور کنیم. تنها با اندکی تأمل، می‌توانیم خود را و دیگران را از بسیاری از اشتباهات دور کنیم. فقط کافی است در قبول اخبار کمی سختگیر باشیم »
باور دروغ هنگامی است که ما خبر دریافتی را به ویژه اگر به اصطلاح داغ باشد، دوست داریم داغاداغ برای دوستان بفرستیم. غافل از آن که نه تنها ممکن است بلکه دقیقا خبر دروغ است. کاش ما اندکی تامل و دقت می داشتیم.
پیامبر اسلام صلوات الله علیه به امام علی بن ابی طالب علیه السلام سفارش بسیار پر لطفی کرده اند. صدرالمتالهین شیرازی هم در اسفار این سفارش را نقل کرده اند. پیامبر فرموده است: ای علی اگر مردم می کوشند با انواع خوبی ها به خداوند نزدیک شوند، تو با انواع خرد بر آن ها پیشی بگیر!
از امام علی میراث گرانقدری از حکمت و اندیشه بر جای مانده است. نهج البلاغه و روایات غُرَر و دُرَر، میراثی است که به ایمان و تدین ما معنا می بخشد. در باره شنیدن و نقل خبر ایشان گفته اند: با خبر با درایت رویارو شوید و در بارهٔ آن خرد ورزی یا تعقل کنید و به روایت کردن صرف بسنده نکنید؛ یعنی نقل کنندهٔ تنها نباشید، در محتوا و مضمون خبر بیندیشید. راویان خبر بسیارند ؛ اما آنانی که در بارهٔ آن می اندیشند کم!.
اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ لاَ عَقْلَ رِوَايَةٍ، فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ، وَرُعَاتَهُ قَلِيلٌ.
به گمانم این توصیه در گفتگو ها هم اگر رعایت شود؛ افراد ناگزیر می شوند که دقیق تر بیندیشند و با تامل سخن بگویند.
این مصرع نغز حافظ که ضرب المثل هم شده است:
یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش!
گویی توسط ویتگنشتاین، فیلسوف منطق دان ، که راسل باور داشت هیچ فیلسوفی نمی تواند از اندیشه او و کتاب او تراکتاتوس غافل بماند. در اخرین گزاره کتابش نوشته است:
درباره موضوعی که چیزی نمی دانید، سکوت کنید!
به عبارت دیگر نفس شنیدن خبر به معنای دانستن نیست. با توجه به تجربهء زیسته همه ما که بسیاری از اخبار نادرست و یا دروغین اند، می بایست در باره آن ها سکوت کرد و خاموشی گزید. مگر آن که انسان به درایت خبر و گزاره بپردازد و از درستی ان مطمئن شود.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)

برای خاتمی؛ آن را که جای نیست همه شهر جای اوست!

دادستانی تهران داد غریبی را ستانده است، اجازه نداده است که سید بزرگوار محمد خاتمی

که جان و روان و روش و منش او ، آراسته به اخلاق و خرد ناب و به تعبیر فردوسی به شایستگی و آهستگی ست، به سمینار اخلاق و نیایش برود. بدیهی است که این تصمیم دادستان از منشا برتری مایه می گیرد. هر چند این سخن از حنجرهٔ دادستان و یا حلقوم عبدالله شنیده شود.
پیش از این اعلام شده بود که مطبوعات حق ندارند، نام و تصویر خاتمی را منتشر کنند. روزنامه اطلاعات هم به دلیل نشر تصویر خاتمی و نام او و گزارشی توبیخ شد. اکنون نوبت حضور هم رسیده است. حضور را پیش از این در سفرهای خارجی مانع شده بودند. با پیامی که ما خیرخواهیم و دشمنان سو استفاده می کنند و… حال، حضور در وطن و در تهران و در مجلس بزرگداشت هنرمندی و اعطای جایزه اخلاق و نیایش هم عملی شده است.
به گمانم آنچه شاهدیم با تاسف و حسرت بسیار نشانهٔ برافروختگی و سیطره یک خصلت و قساوت است.
همان خصلتی که مرحوم شهید مطهری، روزگاری پیش از پیروزی انقلاب هشدار داده بود. « اگر انسانِِ خصلتی به قدرت برسد، همو آسیب می بیند و هم نظام و هم اسلام.»

کارنامه خاتمی در پیش روی ملت ایران است. او هشت سال رئیس جمهور بوده است و سال ها وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی. کتاب های او در اختیار مردم است. وقتی هم که نام و نشان و صورت او ممنوع می شود، یک پیام کوتاهِ صمیمانه و نگرانِ او ملتی را به جوشش و حرکت و شرکت در انتخابات بر می انگیزد. دو سنخ کارنامه در برابر ماست. کارنامه هشت ساله دولت احمدی نژاد که بهترین دولت ایران از مشروطه به بعد خوانده شد. و کارنامه دولت خاتمی و نیز کارنامه سه ساله دولت روحانی،.
بسیار خوب بصیرت را به عنوان شاخص تعریف کنیم. کدام دولت به مصلحت کشور و انقلاب و اسلام بوده است؟
آیا دادستانی گمان کرده است که با عدم حضور خاتمی یاد او از اذهان زدوده می شود؟ محبت مردم نسبت به او فراموش می شود؟ نام و نشان او دیگر در میان مردم راهی و جایی ندارد و یا نخواهد داشت؟
داستان دادستانی و خاتمی مثل همان بندهٔ خدایی است که در ایستگاه قطار قدم می زد. دیروقت شده بود، مامور نظافت به او گفت: آخرین قطار رفت! گفته بود: کجا رفت بلیطش دست من است! قطار اقبال مردم و محبت مردم، بدست کسی نیست! دست دادستانی و یا حکومت هم نیست. هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست و
وفا و مهر نکو باشد ار بیاموزی
وگر نه هر که تو بینی ستمگری داند.
نام مبارک امام علی بن ابی طالب صلوات الله علیه، در روزگار معاویه و تا روزگار عمر بن عبدالعزیز نام ممنوعه بود! آیا آن نام مبارک فراموش شد؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)

تاملی در بارهٔ نام های خلفای راشدین و عایشه همسر محبوب پیامبر


سخن آیه الله خامنه ای در باره پرهیز از اهانت به همسران پیامبر اسلام و این تعبیر که: « اهانت به همسران پیامبر، اهانت به پیامبر است.» خوشبختانه بازتاب بسیار خوب و موثری داشته است. آیه الله خامنه ای یک بار هم در خطبه های نماز جمعه تهران از خلفای راشدین با احترام و با عنوان جناب یاد کردند. در عراق هم آیه الله سیستانی مرجع بزرگ تقلید در این باب سخنان بسیار سنجیده و گره گشایی گفته اند. مثل این سخن که: « اهل سنت انفس ما هستند.» یعنی خود ما هستند، یعنی نزدیک تر از برادر و خواهر.
در جلد نخست دانش نامه امام علی علیه السلام ، جلد نخست ، صفحه ۹۶ دیدم در بارهٔ نام گذاری ها با استناد به روایتی از امالی شیخ طوسی و جلا العیون مجلسی، مطلب قابل تاملی ذکر شده است.


« احترام به بزرگان، پدران و مادران در امور اجتماعی و خانوادگی یکی از ارزش‌های جاودانه است،که انسان از مشورت‌های حکیمانه آنان بهره‌مند گردد، و آنها را برخود مقدّم بدارد، به خصوص در «نامگذاری فرزند»، تا نام نیکوئی انتخاب گردد.
امروزه بسیاری از زنان و مردان جوان بدون مشورت با بزرگان خانواده با شتابزدگی و ایده‌آل گرائی، نام‌هائی را انتخاب می‌کنند که هم باعث شرمندگی کودک و هم باعث بی‌اعتناعی خانواده است،
و گاهی با انتخاب أسامی تقلیدی از غرب و شرق و برخلاف شئون ملّی و اسلامی زیر سئوال می‌روند.
وقتی امام حسن مجتبی علیه السلام متولّد شد، و قنداقه نورانی او را به دست امام علی علیه السلام دادند، 
حضرت زهرا علیها السلام خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
ای امیرالمؤمنین علیه السلام، نامی نیکو برای فرزندم انتخاب کن.
حضرت پاسخ داد:
من از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم پیشی نمی‌گیرم، تا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم چه تصمیمی بگیرد؟
 پرسید: 
نامی برای کودک انتخاب کردید؟
امام علی علیه السلام فرمود: 
یا رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم! هرگز از شما سبقت نخواهم گرفت.
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم با مشورت حضرت جبرئیل اوّلین فرزند امام علی علیه السلام را «حَسَنْ» نامید،
که در تورات و کتب آسمانی به زبان عبری «شُبَّر» است. [1] .
حال چه می‌شود که زنان و مردان جوان ما برای نامگذاری فرزند دچار شتابزدگی نشده، و از رأی و فکر و مشورت بزرگان خانواده استفاده کنند، و این ادب را از امام علی علیه السلام خود یاد گیرند؟»
نکته ناگفته در این مطلب نام دیگر پسران امام علی علیه السلام است. ایشان سه پسر به نام های ابوبکر و عمر و عثمان دارند. هر سه پسر هم در کربلا در همراهی با خانواده اهل بیت و برادر ارشد خویش امام حسین علیه السلام شهید شده اند. گمان نمی کنم تا به حال شنیده باشید، که در مراسم عزاداری عاشورا و تاسوعا از این شهیدان نامی برده شده باشد. یک بارمرحوم آیه الله خزعلی با همان حافظه جادویی نام تمامی شهیدان کربلا را بالای منبر ذکر کرد. از ابوبکر و عمر و عثمان پسران علی بن ابی طالب هم نام برد.
امام سجاد هم پسری به نام عمر داشته اند. امام صادق هم دختری به نام عایشه داشته اند. پیداست تبدیل این نام ها به نام های ممنوعه و مطرود در تاریخ شیعه امری متاخر و از روزگار صفویه به بعد است.
اگر می خواهیم فضای منطقی و موجه و دلپسند بین همه مسلمانان محقق شود، احترام به تمامی این نام ها گام نخست است. یکی از دوستان مخلص و از شیعیان ناب علوی، که لندن زندگی می کند؛ نام نوه اش را عایشه گذاشته اند. هر کس که اندکی تامل می کند و علامت استفهام در چهره اش پیدا می شود که: عایشه!؟ می گوید : بله نام همسر پیامبر و نام دختر امام صادق است!
پی نوشت ها:
(1) امالی شیخ طوسی ص367، و جلاء العیون مجلسی.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (8)