به یاد فرزانه عزیز، معلم و دوست دکتر خلیل رفاهی

دکتر خلیل رفاهی , روحانی اهل معنا، تحصیل کرده جدی و دانشمند حوزه علمیه تهران و قم و دانشگاه بود. با ایشان در سه مرحله دیدار داشتم. نخست در سال های دانشجویی در دانشگاه اصفهان. از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶
ایشان استاد ممتاز زبان و ادبیات عربی بودند، من هم درکلاس های ایشان به شکل آزاد شرکت می کردم. با اجازه و موافقت امتحان هم می دادم، تا حضورم جدی باشد. کنفرانس هم می دادم! برخی دانشجویان فکر می کردند، رشته زبان و ادبیات عربی هستم! سابقه طلبگی موجب شده بود که در درسا از دانشجویان معمول جلوتر باشم و با استاد نیز همزبانی بهتر و بیشتری پیدا کنم. دیدار دوم در سال ۱۳۷۷بود، وقتی که وزارت فرهنگ و ارشاد بودم، ایشان به دفترم زنگ زده بودند و از آقای صمدی از مسئولان دفترم پرسیده بودند : ایا ایشان را به یاد می آورم!
برای همان فردایش قرار گذاشتیم و دیداری تازه کردیم. ایشان لندن زندگی می کردند.
زمانه چرخی زد و مرا هم به دنیای کوچکِ لندن کشاند. در لندن روزهای یکشنبه در منزل ایشان محفل انسی داشتیم. نکته های اخلاقی و قرآنی و ادبی و عرفانی مطرح می شد، دیدار ایشان برای جمع ما مغتنم بود.
طمانینه ای که در کلام ایشان بود و آرامشی که در نگاهشان، در روزگار درندگی و دریدگی و زمانه
عسرت بسیار دلپذیر بود. در حال و هوای ایشان ما هم نفسی تازه می کردیم.
به دلیل معاشرت نزدیک با مرحوم راشد و حاج آقا رحیم ارباب و آیه الله غروی اصفهانی، همیشه و تقریبا در همه جلسات یاد آن بزرگان اهل معنا و دانش و اخلاق الهی زنده بود و نکته ای و خاطره ای…خاطره هایی که هر کدام چنان ظرفیتی داشت که انسان بتواند برای یک عمر به آن خاطره ها تکیه کند. زنده یاد دکتر رفاهی چند روز پیش در شهر محبوبش اصفهان در گذشت.
یادش عزیز، رحمت و رضوان و مغفرت خداوند بر او

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

ماجرای بهتان کیهان و توجیه غیر موجه

جناب آقای حسین شریعتمداری در گفتگو با خبرگزاری نظامی-امنیتی تسنیم، در توجیه بهتان به جناب اقای دکتر سروش در مواردی به اینجانب اشاره کرده است:
یکم: گفتگوی مرا با خودش در مورد دکتر سروش انکار کرده است. با ایشان در این باره دو بار صحبت کردم. وقتی بود که معاون ريیس جمهور بودم، بار نخست تلفنی، که ایشان می تواند با امکاناتی که داراست، حتی صدای آن تلفن را منتشر کند. چنان که در فصل انتخابات دوم خرداد شنود گفتگوی تلفنی نویسنده بزرگ ایران خانم سیمین دانشور با اینجانب منتشر شد.
دوم: من هیچگاه شرکت در جشنواره جنادریه را انکار نکرده ام و همیشه هم مدافع مواضع منطقی نظام جمهوری اسلامی در همان جشنواره بوده ام. یک بار هم آیت الله تسخیری نماینده رهبری که در آن وقت ريیس سازمان ارتباطات بودند، در جشنواره جنادریه شرکت کردند، که با هم حضور داشتیم.
سوم: فرزند اینجانب وقتی از بورس عربستان برای بخشی از دوره دکترایش در دانشگاه واریک استفاده کرد، که ایران و عربستان روابط خوبی با هم داشتند. رئیس جمهور محبوب کیهان احمدی نژاد به ریاض می رفت ، قراردادهای حتی امنیتی بین دو کشور امضا شده بود. نمی توان با متر و معیار روابط گسسته امروز در باره هشت سال پیش داوری کرد، چنان که ما با عراق دوران صدام روابط دیگری داشتیم. افزون بر آن پسرم با اخذ درجه دکترا برای خدمت به ایران بازگشته است و در یکی از مهمترین دانشگاه های کشور به تدریس و تحقیق اشتغال دارد. بهتر نیست دغدغه کسانی را داشته باشید که به ناحق از بورسیه دکترای ایران و از اموال مردم ایران استفاده کردند و به کشور باز نگشته اند؟
چهارم: آقای علی اصغر رمضان پور از مدیران اجرایی تلویزیون ایران اینترنشنال هیچگاه معاون من نبوده اند، آقای حسین شریعتمداری که پرونده دار و پرونده ساز هستند سوابق را با دقت بیشتری ببینند، ایشان یکی از مدیران درجه دوم حوزه معاونت فرهنگی بودند که مسئولیتش در دوران وزارت اینجانب در وزارت فرهنگ با جناب آقای احمد مسجد جامعی بود. به نظر می رسد کهولت سن و عصبیت در داوری و اغتشاش در دید، بر ذهن و زبان و نگاه جناب آقای حسین شریعتمداری بازجوی محترم سابق و پرونده ساز لاحق موثر افتاده است. نام و نشان تمامی معاونان اینجانب در دوران مسئولیتم در وزارت فرهنگ و ارشاد مشخص است.
و السلام علی من اتبع الهدی

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)

شاعر دودی شکل

برای شاعری که به امام علی ناسزا گفت!
*********
شاعری شکسته و بسته
با قدی به قواره خمره ودکا
چشمانی تهی و تنگ، مثل تهیگاه ماکیان
به آفتاب و ستاره و ماه
به آتش و باران و خاک و باد
به معبود یگانه
به مصطفی و مرتضی
ناسزا می گفت…
کسی گوش نمی سپرد
از خشم بر خود خروشید
با هراس بر پیشانی اش
با خار ابلق خارپشتی
ضربدری کشید
از پیشانی اش قطره های داغ ودکا می چکید
ابرواره بخار محو دودی ودکا
پیشانی و چشم احولش را پوشاند.
دهانش کژ و مژ ماند.
تقلایی دیگر
تا ناسزایی دیگر…

دی ماه ۱۳۹۷. لندن
*****
عنوان این شعر: از طاهره صفار زاده به وام گرفته شده است:
این داوران دودی شکل

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)