در سایت کانون نویسندگان ایران دیدم که کانون نمونهی قرارداد نشر در بین نویسنده و ناشر را پیشنهاد کرده است. واقعیت این است که در شرایط فعلی به تعداد نویسندگان و ناشران قرارداد نشر وجود دارد. از این رو همواره شاهد گلایه و شکوه هر دو طرف هستیم. بدیهی است که نمیتوان قرارداد ثابتی را درنظر گرفت. نویسندهای که کتابش در همان هفته یا ماه نخست انتشار نایاب میشود؛ با نویسندهای که کتابش مدتها در بازار میماند متفاوت است. نخستین کتاب یک نویسندهی گمنام با اثری از نویسندهای مشهور، نمیتواند درقالب یک قرارداد ثابت تنظیم شود. اما میتوان با گفتگو و نقد و نظر این بحث را به سامان رساند. این خود دستاورد پراهمیتی است که کانون نویسندگان به آن رسیده است. کافی است اتحادیه ناشران با این پیشنهاد مواجهه سازنده و کامل کنندهای داشته باشد. یکی از دلایل پیشرفت ادبیات در غرب مشخص بودن رابطهی نویسنده و ناشر است. البته اینان زندگی را به گونهای سامان دادهاند که همه چیز تعریف شده است؛ فقط کافی است که شما روش کار را بیاموزید، یا از شیوه کار با خبر باشید.
در سالهای گذشته جایزههای ادبی که توسط ناشران و یا موسسههای فرهنگی برگزار شده است، نقش موثری در ارتقاء ادبیات در کشور ما داشته است؛ روی دیگر سکه نشر، همین تنظیم قرارداد عادلانه نشر است. اگر فرصت و فضایی فراهم شود که نویسندگان ما بتوانند گذران زندگی خود را بر اساس درآمد حق نشر آثارشان تنظیم کنند، شاهد تحول چشمگیری در رونق ادبیات خواهیم بود.
البته همهی این بحثها سرانجام به مردم و جامعهی کتابخوان باز میگردد. عید نوروز در پیش است. فرصتی است برای ایجاد تکان در بازار کتاب، مدتی پیش به خانهی دوست هنرمند و دانشمندی رفته بودم؛ کتابی را به من نشان داد که سالها پیش وقتی ایشان دانشآموز بودند هدیه داده بودم، هر هدیه دیگری کم رنگ میشود، فراموش میشود، حتا اگر دسته گل درخشانی هم باشد، پس از چند روزی پژمرده میشود؛ اما کتاب پس از گذران سالها درخشش بیشتری پیدا میکند.