گاهی کسانی که با فاصله مسايل را میبينند و بررسی میکنند ممکن است با دقت بيشتری داوری کنند. البته گاهی! برای من صحنهی انتخابات رياست جمهوری ارزيابی کسی است که با فاصله میبيند و داوری میکند. خوشبختانه به اعتبار اينترنت و نقد و نظر دوستانی که از نزديک شاهد انتخابات هستند، ما میتوانيم به اصلاح نظرمان در موارد لزوم بپردازيم. ثبت نام 1010 نفر در انتخابات ممکن است از نگاهی نشانهی شور انتخاباتی باشد، اما واقعيت اين است که نشانهی سردرگمی است. نشانهی پس از 26 سال در جا ماندن است. يک سردرگمی عمومی و نيز سردرگمی جناحهای معروف سياسی که ديگر نه تنها جناح نيستند بلکه هر کدام جبههای متفرقاند. اين امر بيش از هر چيزی نشانهی اين است که در کشور ما احزاب نتوانستهاند رشد و اثرگذاری لازم را پيدا کنند.
پرسش اصلی این است که چرا نتوانستهاند؟ چرا احزاب ما در فصل انتخابات مثل ميوهی نوبر خودی نشان میدهند و میروند تا انتخاباتی ديگر؟ چرا هنوز هيچ کدام از کانديداها نه برنامهاشان روشن است و نه تيم اصلی همکاران آنها؟ جالب است که کانديدای محترمی گفته است : "شما حالا رای بدهيد من بعدا برنامهام را اعلام می کنم!"
من گمان می کنم ارادهی پيدا و پنهانی نمیخواهد تحزب در کشور پا بگيرد. يکی از استدلالهای خصوصی آن تفکر اين است که روحانيت خودش يک حزب تمام است؛ اگر در کشور احزاب پا بگيرند سررشتهی کار در نهايت از دست علما به در میرود. از اين رو در اين 26 سالی که از نخستين انتخابات رياست جمهوری میگذرد:
ما همچنان تکرار می کنيم هنوز را
شب را و روز را