از منظر دین، دمکراسی را چگونه تعریف میکنیم؟ به گمانم باید به این پرسش پاسخ داد که دین برای مردم است یا مردم برای دین؟ نظیر این پرسش را استاد مطهری در مقدمهی کتاب اقتصاد اسلامی خود مطرح کرده بود که آیا هر چه دین گفت عادلانه است یا هر چه را عادلانه است، دین میگوید؟ چنان که میدانیم کتاب استاد مطهری توقیف شد و امکان بحث دربارهی آن پدید نیامد.
حال پرسش این است که قرار است جمهور مردم در خدمت قرائتی از اسلام باشد که به تعبیر استاد شبستری قرائت رسمی از دین است و یا اینکه این قرائت رسمی باید در خدمت مردم باشد؟
در بارهی این پرسش شما هم بیاندیشید. به گمانم پرسشی اساسی است که این روزها بیش از همیشه تاریخ ایران به شناخت آن نیازمند است.
کلیسا در دوران حاکمیت خود همیشه میگفت مردم در خدمت دین هستند. دین هم یعنی کلیسا. کلیسا هم یعنی کشیش دهکده و شهر و هر جا که سر و پای کشیشی بدانجا میرسید، مردم میبایست در خدمت کلیسا باشند. بدون تردید در همین دههی اول سدهی 21، کسانی در کشور ما هستند که به زبان دین حرف میزنند و نگاهشان به مردم مشابه کلیسای قرون وسطی است. مثل همان کسی که میگوید دمکراسی در اسلام نیست. به گمانم این نکته، یک نکتهی کلیدی است که باید دربارهی آن بسیار اندیشه کرد.