روزنامهی شرقالاوسط انگار فشردهای از جهان اسلام است. از ملیتهای مختلف و نیز گرایشهای متفاوت، انسانهایی که تجربههای کم نظیری را در زندگی دارند و برای آموختن هیچگاه نیاسودهاند. هم اطاقی دارم از زمرهی همین انسانهای نادر، با تجربه بیش از چهل سال آوارگی و رنجهای استخوانسوز آن. نامش ربعی مدهون است. نویسنده و رماننویس فلسطینی، رمانی دارد به نام طعم الفراق که سرنوشت سه نسل فلسطینی را نوشته است. رمان در فاصلهی دو ایستگاه قطار شهری لندن در ذهن او میگذرد. با ربعی صحبت بود که این روزها که تصویر غزه را بیشتر در تلویزیون میبینیم، گویی مردم در کنار دریا جمع شدهاند. گفت این مردم در کنار دریا زندگی میکنند اما بیش از چهل سال است که دریا را ندیده بودند، گاهی روستای آنان در یک کیلومتری دریاست اما اشغالگران امکان نزدیک شدن به دریا را به مردم نمیدادند. شوق دریا این روزها جوانان و کودکان و نیز سالخوردگان فلسطینی را به کنار دریا کشانده است. به نطرم اشعال فقط اشغال سرزمین نیست. انسداد و یا انهدام خاطره نیز هست.