کاش میشد یک بار دیگر ماه رمضان را از همان زاویه دید سالهای کودکی نگاه کرد. رمضان با بوی گلاب از راه میرسید. انگار همه مهربانتر شده بودند. صد البته نه از جنس مهربانیهای فصل پاییز سیاست، مزه آب و نان را در رمضان میفهمیدیم. و نیز پس از آن معنی تابلو غریب مولوی را دربارهی رمضان، که هیچکس مثل او از روزه و رمضان سخن نگفته است. همان اشعاری که با صدای آسمانی شجریان گویی نشانی ماه رمضان شده است. ربنا از آسمان فرو میبارد و شعر مولانا مثل فواره ای به آسمان میرود. برای من رمضان نفطهی تلاقی آسمان و زمین بر سر سفرهی روزه داران است.