عیدغدیر فرصتی است برای اندیشیدن دربارهی امام علی علیه السلام.
سالها پیش که پژوهشگری از مبالغه دربارهی امامان انتقاد کرد، شاهد بودیم که برایش حکم اعدام صادر شد و سرانجام با زندان داستان تلخ آن سخنرانی و نقد مکتوم ماند.
پیامبر اسلام امام علی را به اندیشیدن و خردورزی سفارش کرده اند. نهجالبلاغه کتابی است که میتوان گوهر اصلی آن را خردورزی تحلیل کرد. بر اساس خردورزی است که امام علی قدرت را اصیل نمی داند. و سخن او پیش از خلافت و پس از آن تفاوتی ندارد. نکتهی مهمی که گویی به هر دلیل به آن کمتر اشاره شده، این است که در نهج البلاغه در بحث حکومت همواره سخن بر سر شایستگی امام علی است. در خطبهی شقشقیه، که به صراحت بحث حکومت به میان آمده، ایشان از سابقه و شایستگی خود سخن گفتهاند.در هیچ جای سخنان امام علی نیز اشارهای به مقدس بودن حکومت وجود ندارد. اتفاقا همیشه سخن بر سر بیارزش بودن قدرت و بیاعتبار بودن حکومت است. همهی سخن بر سر این است که حاکم دستش بر قلبهای مردم است و نه بر سر مردم. امام علی گفته است که اسلام در روزگار او مثل پوستینی وارونه شده است.
از کجا معلوم این اسلامی که امروزه در برخی نقاط، صورتی پر خشونت و قساوت یافته، همان پوستین وارونهای نباشد که گذار سدهها آن را تیره و هولناک کرده است؟