مصاحبهای با این جانب درخبرنامهگویا منتشر شده است. از آقای قانعیفرد سپاسگزارم که پس از بیش از دو سال مصاحبه را منتشر کردهاند! ... به گمانم ایشان گفتگوی با این جانب را با ادبیات خود تنظیم کردهاند. از این رو سهو و خطا در آن کم نیست. مثل نام کتابهایم. اما دو نکته را لازم است یادآوری کنم.
اول: گمان نمیکنم گفته باشم "در این جهنم آشنا و بهشت غریبه کسی کار خلاقانه نمیکند". نویسندگان ما سالهای سال است که بر غنای ادبیات ما افزودهاند. تعبیری که در مصاحبه آمده است حتما از من نیست. شاید اگر آقای قانعیفرد پس از مدت طولانی که از مصاحبه گذشته است، با من صحبت میکردند متن اعتبار بیشتری پیدا میکرد.
دوم: داوریای که دربارهی نویسد مسعود بهنود، در متن آمده است هم، داوری من نیست. بهنود از زمرهی کسانی است که به دلیل آن که در طول عمر در موقعیت دیدبانی تاریخ قرار دارند، هیچگونه تشتتآرایی نداشته است. تشتت آرا معمولا ناشی از مصلحتاندیشیهای سیاسی و حکومتی است. مثل مذاکره با امریکا که تا دیروز سخن گفتن از مذاکره، نشانهی سادهلوحی و مرعوب بودن بود. و امروز در عراق و کابل و واشنگتن، مذاکره صورت میگیرد.
دربارهی بهنود مدتی است در اندیشهی نگارش مقالهی مستقلی هستم. که در آن مقاله دربارهی مصاحبهی بیروت هم توضیح دادهام. آن مقاله بماند تا مرداد ماه که که بهنود شصت سالگی را پشت سر میگذارد.