زمان و رمان

جمال قیطانی رمان نویس مشهور مصری در تالار خلیلی مرکز مطالعات افریقایی آسیایی در باره رمان و نسبت آن با زمان صحبت داشت.قیطانی انگلیسی می دانست ؛البته برخی عرب زبان های جلسه پیشنهاد کردند به عربی صحبت کند.مترجم خانم دکتر ون چینویانگ بود.با تسلط کامل به ظرافت های زبان عربی آن هم با نکته گویی های قیطانی.کنار دستی ام گفت: لعنت بر تو با این زبانت که از ابن سعود هم عرب تری!
قیطانی نکته درخشانی را در باره سانسور مطرح کرد، بدیهی ست که هر داستان نویسی در آرزوی آزادی خلاقیت است.گفت وقتی بخش هایی از رمان "زین برکت " را به روزالیوسف دادم که چاپ کند، در روزالیوسف مامور مقیم سانسور وجود داشت. گفت این نسخه خطی عهد مملوکی ها اصلش کجاست؟ گمان می کرد رمانم در اصل نسخه ی خطی عهد ممالیک بوده است.زیرا رمان درعهد ممالیک اتفاق افتاده است.گفتم نسخه اصلی در خانه است!اجازه چاپ رمان را دادند.
قیطانی می گفت، گرچه رمان تاریخی است اما تاریخ معاصر ست.ما همچنان عهد ممالیک را ادامه می دهیم. عهد "شخصنه"عهدی که حکومت و قدرت در سلیقه و سلوک یک نفر خلاصه می شود. همه برای یک نفر.رمان هم مربوط به گذشته است و هم آینده. قیطانی می گفت ما در واقع زمان حال نداریم. تا می خواهیم به لحظه بیندیشیم،لحظه می لغزد و از کف می رود.تفاوتی هم وجود ندارد میان 5 دقیقه پیش یا 5 میلیون سال پیش! گاه یک متن کهن بیشتر مرا تحت تاثیر قرار می دهد تا یک متن معاصر.مفهوم زمان در واقع مفهومی هستی شناسانه است.
می گفت ساختار رمان زین برکت را از کتاب "راحه العقل" کرمانی گرفته است.تاکیدش این بود که هر رمان باید زبان و شکل مخصوص به خودش را داشته باشد.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (7)