افسانه نیما

کتاب‌های نویسنده مثل بچه‌های او هستند. کتابی که تجدید چاپ می‌شود مثل کودکی‌ست که لباس نو به تن می‌کند و بازی‌گوشانه خودی نشان می‌دهد. برای من کتاب افسانه نیما از هر جهت خاطره‌انگیزست. مقدمه‌ای که دکتر شرف‌الدین خراسانی بر آن نوشت، طرح روی جلد که کار ممیز ست و خط عنوان کتاب که کار کابلی‌ست؛ کتاب را در موقعیت شادمانه‌ای نوشتم ... امروز که کتاب برای بار چهارم تجدید چاپ می‌شود، شرف و ممیز روی در خاک کشیده‌اند و به قول به‌آذین نزد مادر زمین باز گشته‌اند. عمر کابلی به بلندی آفتاب باد ...
کتابی هم که در انتظار مجوزست، مثل کودکی‌ست که سر و کارش به بیمارستان افتاده‌ست تا بعدها به شما بگویند کودک شما نیاز به کدام عمل جراحی دارد، باید مثلا گوشه‌ی چشمش را کوک بزنید که از حد لازم بیشتر نبیند، مختصری از قامتش کوتاه کنید ... می‌گویند رنج و شادمانی در دو اتاق کنار هم در قلب انسان خفته‌اند. باید مراقب باشیم که صدای شادی ما رنج را در اتاق بغلی بیدار نکند.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)