در کلیسا به دلبری ترسا(3)ا


پاپ در سخنرانی دانشگاه رگنزبرگ، گفتگوی امپراتور مانوئل دوم پالئولوگوس را به عنوان سنگ بنای سخن خود انتخاب کرده، در موارد مختلفی به همین سخن اشاره می کند. به عبارت دیگر، سخن او یک هسته تاریخی دارد، که داوری مانوئل در باره اسلام و پیامبر اسلام است، و یک پوسته تئوریک که در باره نسبت میان عقل و ایمان، بحث کرده است. در بحث تئوریک، پاپ بر واژه "لوگوس"
تاکید می کند. می کوشد نسبت میان لوگوس و خدا را نشان دهد. ایشان بر واژه
God
تکیه می کند و با توجه به ریشه این واژه، و پدید آمدن آن، در واقعه سوختن درخت و صدایی که به گوش موسی علیه السلام رسید، این واژه را به معنی " من هستم" ،ترجمه می کند.بحث مفصلی در مورد نسبت میان ایمان مسیحی و فلسفه یونانی دارند. معتقدند در متن یونانی کتاب مقدس که با متن عبری تفاوت دارد،اندیشه فلسفی یونانی از راه زبان با ایمان مسیحی، نسبت پیدا کرده است.اما سنگ بنای سخن:
" تازگی ها متن گفتگوی امپراتور دانشمند بیزانس امانوئل دوم پالئو لوگوس را، که توسط پروفسور تئودورخوری منتشر شده است، می خواندم.این گفتگو در اردوی زمستانی نظامی امپراتور درسال1391در نزدیکی آنکارا انجام شده است. طرف گفتگو یک پارسی فرهیخته بوده است.به نظر می رسد این گفتگو از طرف امپراتور در برهه ای که کنستانتینوپل-استانبول- در طی سالهای 1394تا1402 در محاصره بوده ، ترتیب داده شده است.( در همین فاصله کوتاه، پاپ فراموش کرد که گفتگو را در سال 1391تخمین زده بود؟)
"گفتگو در باره مسیحیت واسلام و حقیقت آن دو می باشد.بحث به نحو گسترده ای در باره ساختار ایمان در کتاب مقدس و قرآن مطرح می شود. به شکل خاص بر تصویر خداوند و انسان متمرکز می شود و سرانجام گفتگو به رابطه میان سه مقوله" شریعت"،" قوانین زندگی" و" عهد قدیم" و" عهد جدید" و" قرآن" می انجامد.من نمی خواهم در این سخنرانی در باره این موارد صحبت کنم. فقط می خواهم به نکته ای که می تواند نکته ای حاشیه ای نسبت به کل گفتگو باشد،بپردازم. نکته ای که در بافت"ایمان و خرد"قرار می گیرد. این نکته را من شایسته توجه می دانم که می تواند به عنوان نقطه آغازبازتاب اندیشه ام در این موضوع باشد.
"در گفتگوی هفتم، که توسط تئودور خوری ویراسته شده است، امپراتور موضوع"جنگ مقدس" را مطرح می کند.امپراتور می بایست،مطلع بوده باشد که در سوره دوم-بقره-آیه 265 آمده است:" لا اکراه فی الدین" بر اساس نظر کارشناسان ،این یکی از سوره های دوران نخستین است، دوره ای که محمد(ص) قدرت نداشت و در معرض تهدید بود.طبیعتا امپراتور به این نکته نیز توجه داشته است، که چگونه این مفهوم در قرآن تطور یافته و به مفهوم جنگ مقدس انجامیده است.بدون
توچه به جزئیات، مانند تفاوت بین اهل کتاب و کفار، امپراتور با تندی، پرسش اصلی خود را در باره نسبت میان دین و خشونت مطرح می کند، از طرف گفتگویش می پرسد:" حالا به من بگو محمد چه چیز تازه ای آورده است؟تنها چیری که می توانی به حساب بیاوری، فقط شرارت و رفتارغیر انسانی است، مثل همان که فرمان داد، آیین او را با شمشیر گسترش دهند.
"امپراتور، پس از بیان مقتدرانه داوری اش،سخنش را ادامه می دهد، توضیح می دهد که چرا ترویج دین بر اساس خشونت، امری غیر عقلانی است.خشونت با ماهیت خداوند و ماهیت روح ناسازگار است.خداوند،خونریزی را نمی پسندد و خداوند بر خلاف ماهیت خود رفتارغیرمعقول نمی کند.ایمان محصول روح است و نه تن، هرگاه کسی به سوی ایمان فراخوانده می شود،نیاز به گفتگوی نیکو و خرد شایسته وجود دارد.نیازی به تهدید و خشونت نیست. برای متقاعد کردن یک روح عقلانی، کسی به بازوی نیرومند و اسلحه ، یا هر وسیله دیگری که شخص را به مرگ تهدید کند، ندارد.
"محور اصلی بحث امپراتور،علیه گفتگوی خشونت-مداراین است: رفتاری که علیه ماهیت خداوند باشد، معقول نیست. ویراستار، تئودور خوری اظهار نظر می کند که امپراتور بیزانس سلوک اندیشگی فلسفه یونانی داشته است.از این رو اظهارات او بدیهی تلقی می شود. اما در آموزه های مسلمانان،خداوند مطلق متعال است.اراده او منوط به مقولات ما نیست؛حتی مقوله عقلانیت.در اینجا تئودور خوری از یک اسلام شناس مشهور فرانسوی،آر-آرنالدز نقل می کند،که ابن حزم تا آنجا بحث را می کشاند که خداوند مبتنی بر کلمات خودش هم اعمال اراده نمی کند.هیچ چیزی خداوند را ملزم نمی کند که اراده الهی را بر ما آشکار کند، ما تنها ناگزیریم که او را ستایش کنیم."
مظلوم خداوند! تا به حال هر چه اعتراض به سخن پاپ شده است، در طرفداری از پیامبر گرامی اسلام بوده است.البته در نقد و رد سخنان پاپ، در مواردی به مطالبی اشاره شده که در متن سخنرانی پاپ نیست. آن چه نقل کردم ترجمه- البته نه ترجمه فنی دقیق کارشناسانه-بخشی از سخنرانی پاپ است که موضوع این مقاله هاست.
پاپ اعلام کرد که در سخنرانی اش تنها به نقل قول پرداخته، و نقل قول به مفهوم موافق بودن با آن نیست. آیا حضرت پاپ گمان می کنند که مسلمانان متن اصلی سخنرانی را نمی خوانند؟ یک دانشجوی متوسط الهیات هم که متن را بخواند، به روشنی در می یابد که پاپ این نقل قول را سرسری انتخاب نکرده است. واژه هایی که در وصف امپراتور به کار رفته، اشاره های مکرر پاپ به امپراتور، نتیجه گیری سخن مبتنی بر نظریه امپراتور، در یک کلام به تعبیر قرآن مجید "لحن قول" پاپ نشان می دهد که ایشان چگونه می اندیشند. باید سپاسگزار سایت بسیار دقیق و کارآمد واتیکان باشیم که امکان مطالعه تمامی سخنرانی ها و پیام ها و نامه ها ی پاپ را فراهم کرده است.می خواهم بگویم که حتی عذرخواهی نمی تواند چاره کار باشد. آیا حضرت پاپ می تواند نگاه و داوری اش را تغییر دهد؟
نمی خواهم در داوری بر نقد و بررسی که دارم سبقت بگیرم. اما نمی توانم احترام و ستایشم را نسبت به پاپ شنوده رهبر قبطیان مصر اعلام نکنم، انصافا حکیمی نادر است. چرا پاپ مثل او به اسلام نگاه نمی کند؟ پاپ شنوده در برنامه تلویزیون المصریه می گفت:" چرا پاپ پاسخ آن مسلمان پارسی را نقل نکرد؟"
گفتگوی مانوئل دوم در چه شرایطی انجام شد؟ مانوئل دوم چه راه و رسم و سلوکی داشته است؟ طرف گفتگویش چه کسی بوده است؟
(ادامه دارد)

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (4)