در کلیسا به دلبری ترسا(5)


امروز پیش از بررسی سخنان پاپ می خواهم به نکته ای اشاره کنم، که بحث همین روز هاست. چنان که اشاره کردم گونه ای هماهنگی و یک صدایی از جهان اسلام به گوش می رسد که پاپ لازم است عذر خواهی کند و اظهار تاسف ایشان کافی نیست. در متن تنظیم شده اظهار تاسف عمیق پاپ هم، سخن بر سر این است، که حقیقت سخن پاپ درک نشده است. ابراز تاسف ایشان فرصتی خواهد بود تا دلها آرام شود و به حقیقت سخن پاپ پی ببرند.
در این فاصله شخصیت های مسیحی دانشمند و پژوهشگر، در نفد سخنرانی پاپ مقالاتی منتشر کرده اند، مانند مقاله بسیار پر اهمیت خانم کارن آرمسترانگ در روزنامه گاردین(دوشنبه 18 سپتامبر) و مقاله دقیق و کارشناسانه جان کول که به شتابزدگی پاپ در موارد مختلف در آن سخنرانی اشاره کرده است. مانند این که پاپ آیه " لا اکراه فی الدین" را مکی می داند و مربوط به دوران عدم قدرت پیامبر، و آیات جهاد را مربوط به دوره مدینه ، دوره تشکیل حکومت و قدرت تحلیل می کند. نکته شایسته توجه این است که این سخن دیگر سخن امپراتور نیست. داوری پاپ است. شناخت آیات مکی و مدنی جزء امر ابتدایی شناخت قرآن و اسلام است. به ویژه کسی که می خواهد بر اساس دوره های تاریخی مکه و مدینه در باره پیامبر داوری کند.چه حقیقتی در این سخن است، که وقتی دلهایمان آرام گرفت آن را در می یابیم؟ وقتی آیه مورد نظر مدنی است تمام استدلال پاپ فرو می ریزد.نکات مورد اشاره جان کول را مدتی پیش دکتر حمدی زقزوق، بسیار محترمانه در مقاله ای با عنوان: اجازه می فرمایید حضرت پاپ مقدس!(الاهرام 17 سپتامبر) مطرح کرد. شیخ یوسف قرضاوی که از زمره مفاخر چهان اسلام است نیز در برنامه معروف الشریعه و الحیات به بررسی اشتباهات پاپ پرداخت. مثل همه، قرضاوی و جان کول از پاپ خواسته اند عذر خواهی کند.می خواهم بگویم چنین اتفاقی نخواهد افتاد. می دانید چرا؟ همانگونه که اگر پاپ اسلام را درست می شناخت،و یا دست کم در تنظیم متن سخنرانی خود مشورت می کرد دچار این اشتباه بسیار مهم نمی شد، که شد.گویی او اساسا چنین فضایی را خواسته یا ناخواسته فراهم کرده ست. در میان کاردینال های کلیسای کاتولیک شخصیت بسیار برجسته اسلام شناس و مسلط به زبان عربی و فرهنگ و تمدن اسلامی و ظرافت های بلاغی قرآن وجود دارد.نامش کاردینال مایکل فیتزجرالد است،که اصلا انگلیسی است.مایکل رییس قسمت گفتگوهای درون دینی واتیکان بود. از نزدیکان و اسقف های مورد احترام پاپ جان پل دوم به شمارمی رفت.پاپ جدید ایشان را از سمتی که داشت کنار گذاشت و محترمانه به مصر تبعیدش کرد...
می دانید مشکل از کجا آغاز می شود؟ از همان تیتر مقاله دکتر زقزوق!از عنوان جضرت پاپ مقدس! از مقام قدسی برای پاپ قائل بودن، از این که پاپ اشتباه نمی کند. مصون از خطاست. شما هستید که حقیقت را در نمی یابید. چون دلهایتان آشفته است.آرام که شدید می فهمید و شاهد حقیقت سخن پاپ را در آغوش می کشید.
در سال 1870 در کلیسای واتیکان اتفاق بسیار مهمی افتاد. اعلام شد که پاپ، به اعتبار این که در مقام قدسی پاپی قرار می گیرد مصون از خطاست. چهل-پنجاه سال پیش هم بحث مصون بودن پاپ از خطا مجددا مطرح شد.لازم به توضیح است که اشاره کنم برخی از درخشانترین چهره های کلیسای کاتولیک به دلیل مواضعی که در همین مورد داشتند از کلیسای کاتولیک رانده شدند، امکان تدریس در دانشگاه الهیات مسیحی را از آن ها گرفتند. هانس کونگ متفکر و متکلم بزرگ آلمانی ؛به رغم این که دوست و مدتی همکار بندیکت در دانشگاه های آلمان بود از تدریس ممنوع واو را از کلیسای کاتولیک اخراج کردند! هانوس کونگ کتاب خواندنی در باره موضوع خطاناپذیری پاپ نوشته است، کتاب مغضوب واتیکان است.
مرحوم دکتر مصطفی رحیمی که صیاد اندیشه در شاهنامه بود، در کتاب تراژدی قدرت در شاهنامه به نکته غریبی اشاره می کند. قدرت، قدرتمند را بالای برج می برد، از آن بالا همه را کوچک و خرد و ریز می بیند و می پندارد.گمان نمی کنم هیچ ریس جمهور یا شاهی در دنیا تشریفات پاپ را داشته باشد.گارد سوییسی اش که معرکه است. جوانان زیبا، خوش قامت و تربیت شده ، با لباس های رنگین کمانی، آبی خوشرنگ و ارغوانی، سرشان مثل سر قو از توی یقه ها بیرون است و مثل پروانه صحن واتیکان را پر کرده اند.دوست نازنین اصفهانی آقای دکتر صلواتی با همان، طنزمعرکه اش وقتی ازشیب راهروهای طولانی قصر پاپ بالا می رفتیم تا با نمایندگان اتحادیه بین المحالس با پاپ ژان پل دوم ملاقات کنیم، به جوانان سوییسی نگاه می کرد و می پرسید: حاج آقا علمان هم همینجوراس؟! این تشریفات، استقبال های میلیونی که از پاپ در سفر ها به عمل می آید، او را به نقطه ای می رساند که خود را فرا تر از همه می بیند و می انگارد.این انگاره متکی به ساختار کلیسای کاتولیک است. کلیسا خودش یک موجود زنده است.چیزی شبیه به نهاد ارتش در ترکیه و پاکستان که سایه اش بر سر دولت سنگین است.نظام دیوانسالارانه شگفت انگیز کلیسا اگر لازم باشد پاپ را به خاطر مصلحت کلیسا وادار به تبعیت می کند.البته این ویژگی کلیسای کاتولیک است و گرنه چنان که می دانید پروتستان ها قائل به معصومیت یا خطاناپدیری پاپ نیستند. کلیسای اورتودوکس شرقی هم کلیسا را مصون از خطا می داند و نه پاپ یا رهبر کلیسا را.
فاصله پاپ تا مسیح مثل فاصله قصر های زمستانی و تابستانی پاپ با بی خانمانی مسیح است:
" عیسی بدو گفت، روباهان را سوراخها و مرغان هوا را آشیان هاست، لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست."( انجیل متی باب 8 آیه 21)
فاصله تواضع پسر انسان، که پیش از فرا رسیدن ماموران پیلاطس و قیافا رئیس کاهنان یهودی، در همان شام آخر پاهای یاران خود را می شست...فاصله کودکی پاک و زلال مثل باران با شریعتمدار قدرتمندی است که اگر لازم باشد به خداوند هم درس حلال و حرام می دهد.به گمانم دقت در اعمال رسولان و رساله های مختلف پولس و پطرس... به روشنی به ما می گوید که کلیسا در چه حال و هوایی شکل گرفت و فضای کلیسا چگونه است. تمامی کسانی که انتظار دارند پاپ صریح و صمیمانه عذرخواهی کند اگر مسیحی اند، کاتولیک نیستند و اگر مسلمانند ساختار کلیسا و تاریخ کلیسا را توجه نمی کنند.به این متن بی نظیر در شناخت ریشه کلیسا توجه کنید:
"و واقع شد که چون گرسنه شد.(پطرس)خواست چیزی بخورد، اما چون برای او حاضر می کردند، بیخودی او را رخ نمود* پس آسمان را گشاده دید و ظرفی را چون چادری بزرگ به چهار گوشه بسته به سوی زمین آویخته بر او نازل می شود* که در آن هر قسمی از دواب و وحوش و حشرات زمین و مرغان هوا بودند* و خطابی به وی رسید که ای پطرس برخاسته ذبح کن و بخور* پطرس گفت حاشا خداوندا زیرا چیزی ناپاک یا حرام نخورده ام* بار دیگر خطاب به وی رسید که آن چه خدا پاک کرده است تو حرام مخوان* و این سه مرتبه واقع شد که در ساعت آن ظرف به آسمان بالا برده شد."(اعمال رسولان، باب دهم، آیات 10تا17)
پطرس که به خداوند درس حلال و حرام می دهد، نماد و سمبل کلیسای کاتولیک است. در واتیکان بیش از مسیح، پطرس حضور دارد و البته سایه ای از امپراتور رم و حسرتی بر زوال امپراتوری بیزانس و البته حاشیه ای از سلوک فقه یهودی در سیمای خاخامی مثل قیافا!از این معجون شگفت انگیز عذر خواهی بیرون نمی آید.
سیمون وی چرا از کلیسا می گریخت؟ از کلیسا می گریخت تا مسیح را پیدا کند. تحلیل او در مورد تاثیر عهد عتیق از بعد نظری و تاثیر امپراتوری رم از سوی دیگر که در " نامه ای به یک کشیش" نوشته است، تمام حرف است.

ادامه دارد

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (5)