در کلیسا به دلبری ترسا (14)


خداوند در قرآن مجید یگانه است. این یگانگی در نام خداوند هم لحاظ شده است.الله کلمه ای ست که به عنوان نام خدا 980 بار در قرآن ذکر شده ست. گرچه در موارد معدودی واژه "اله" نیز در قرآن برای خداوند به کار برده شده است، مثل سوره الناس،"اله الناس" اما در اکثریت این موارد نیز در عبارت نفی خدایی غیر از خداوند یکتا به کار رفته است.مثل "لا اله الا هو"
در کتاب مقدس دچار تنوع نام ها و نشان ها و تعدد شخصیت خداوندیم.نکته جالب این است، که تازه بحث ها معمولا با توجه به متن ترجمه شده از یونانی مطرح می شود. چنان چه متن عبری ملاک قرار بگیرد، دشواری به مراتب افزوده می شود.تنوع نام، تنوع شخصیت، تنوع رفتار. علاوه بر آن گویی خدای عهد قدیم با خدای عهد جدید و خدای پولس در رساله ها متفاوت است. وقتی مجموعه این نام ها با توجه به تثلیث
معماری می شود، معمایی رخ می دهد که عقل انسان در درک آن فرو می ماند. چنان چه گرودم به صراحت می گوید ما نمی توانیم این نظریه تثلیث را درک کنیم.(الهیات سیستماتیک،ص:231)
پنج نام برای خداوند در متن عبری عهد قدیم، استفاده شده است." ال" و" الوهیم" و" الوه" و"الیم" و"یهوه" برخی از متکلمان مسیحی کوشیده اند از این تنوع واژگان برای اثبات تثلیث در عهد قدیم استفاده کنند.الوهیم، به معنی خدایان است. از همین اسم جمع تلقی تنوع خدایان را دارند. نکته ای که پاپ گمان کرده است، اگر معنی اسم خدا را در واقعه " سوختن بوته یا درخت" لوگوس تلقی کند. این واژه پل ارتباط با یونان و فلسفه خواهد بود. در متن عبری واژه یهوه که در سفر خروج(باب 3، آیه 14) به کار رفته همان معنی را می دهد. بلکه دقیق تر!"خدا به موسی گفت هستم آن که هستم."
تنوع نام ها تنها صورت بغرنج مساله خدا در کتاب مقدس است. مشکل اصلی در بیان شخصیت خداوند است.
به چند نمونه در سنجش با قرآن اشاره می کنم:
اول: خداوند آسمان و زمین را در شش روز می آفریند و روز هفتم استراحت می کند.( سفر خروج،باب 31،آیه 15 و 16)
در قرآن، خداوند آسمان و رمین را در شش روز می آفریند و استراحت نمی کند!
(اعراف/54)
دوم:بی خبری و بی اطلاعی خداوند از آینده و غم او از این بابت: " و خداوند دید که شرارت انسان در زمین بسیار است و هر تصور از خیال های وی دایما محض شرارت است* و خداوند پشیمان شد که انسان را بر زمین ساخته بود و در دل خود محزون شد."(پیدایش،باب 6،آیات 5و6)
در قرآن نه تنها خداوند که فرشتگان نیز پیش بینی می کنند که انسان اهل شرارت و خونریزی خواهد بود.خداوند به آنها می گوید در باب انسان او چیز هایی می داند که فرشتگان نمی دانند.(بقره،30 و انعام/59)
سوم: خداوند فراموش کار است." ای خداوند تا به کی مرا فراموش می کنی!"( مزامیر، مزمور 3آیه 1) آخرین جمله مسیح بر بالای صلیب به روایت انجیل نیز همین مفهوم را می رساند:" ایلی ایلی لما سبقتنی یعنی الهی الهی مرا چرا ترک کردی *اما بعضی از حاضرین چون این را شنیدند گفتند که او الیاس را می خواند"(متی،باب 27، آیه 47
خدای قران فراموش کار نیست."لا ینسی"(طه،آیه 52)
چهارم:خداوند عهد خود را می شکند."عهد خود را با ایشان بشکنم زیرا که من یهوه خدای ایشان هستم"( لاویان،باب 26،آیه 45)
خدای قران به عهد خود و وعده اش متعهد است." لا یخلف الله وعده"(روم/6)
پنجم:خداوند کینه توز و حسود است." من که یهوه خدای تو می باشم خدای غیور هستم.که انتقام گناه پدران را از پسران تا پشت سیم و چهارم از آنانی که مرا دشمن دارند می گیرم* و تا هزار پشت بر آنانی که مرا دوست دارند و احکام مرا نگاه دارند رحمت می کنم"(خروج،باب 20 آیه 6)
در قران هیچ کس مسئول گناه دیگری نیست. " لا تزر وازره وزر اخری"(انعام/164)
خدای عهد قدیم حتا گاو را سنگسار می کند." هر گاه گاوی به شاخ خود مردی یا زنی را بزند که او بمیرد گاو را البته سنگسار کنند."(خروج، باب،21 آیه29)
آیا خداوندی با این مختصات عقلانی رفتار می کند؟ با محدودیت دانش؟ با نیاز به استراحت؟ با منشی کینه توزانه و حسودانه؟ آیا همه این ویژگی ها مربوط به یک خداست؟ یا همانند ثنویت مطرح در آیین زردشت برخی از این ویژگی ها نه از آن خداوند که از آن اهریمن است. ملاک ارزیابی عقل، همانطور که پاپ فرموده است. موضوع بررسی هم خداوند، این تصویر از خداوند در عهدقدیم را چگونه می توان تبیین کرد؟
آیا تاکید مسیح بر محبت و عشق و گذشت، فرار از چنین خدایی نبود که مدافعان چنان خدایی فریسیان و صدوقیان بودند. با آن قساوت تاریخی بی نظیر، و کینه تلخ و عمیق نسبت به مسیح و مسیحیان.
خدایی کینه توز و ویرانگر، که از شدت خشونت خویش هم پشیمان می شود.در باب 21 کتاب اول تواریخ، نمونه ای از این کشتار آمده است." خدا وند بلا بر اسراییل فرستاد و هفتاد هزار نفر از اسراییل مردند* و خدا فرشته به اورشلیم فرستاد تا آن را هلاک سازد و جون می خواست آن را هلاک کند خداوند ملاحظه نمود و از آن بلا پشیمان شد و به فرشته که قوم را هلاک می ساخت گفت کافی ست."(آیات،14تا 16)
خشونت و پشیمانی؟ آیا این ها صفات خداوند است؟ عقلانی ست؟
این خشونت، طبیعی است که همان گونه که در فقیهان فریسی و صدوقی تسری یافته بود، در رفتار افرادی مثل یوشع نیز به شکل شگفت انگیزی دیده می شود. کشتار زنان، کودکان، اسب ها، آتش زدن مزرعه ها، سوزاندن شهرها.
" و هر آن چه در شهر بود از زن و مرد و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند."(صحیفه یوشع؛باب 6،آیه 22)
" و شهر را با آن چه در آن بود به آتش سوزانیدند لیکن نقره و طلا و ظروف مسین و آهنین را به خزانه خانه خداوند گذاردند"(آیه 25)
" و یوشع تمامی آن زمین یعنی کوهستان و جنوب و هامون و وادی ها و جمیع ملوک آن ها را زده کسی را باقی نگذاشت و هر ذی نفس را هلاک کرده چنان که یهوه خدای اسراییل امر فرموده بود"(باب 10،آیه 41)
ادامه دارد

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)