در کلیسا به دلبری ترسا(15)

یکی از دشوارترین و بحث انگیزترین رساله های کتاب مقدس، کتاب ایوب است. این کتاب از این رو اهمیت بسیاری دارد که چگونگی مواجهه خداوند با انسان صالح دینداری، که خود بر حسب کتاب مقدس و نیز قرآن مجید، از زمره پیامبران بوده است، بیان می شود.کتاب ایوب هم در مباحث روانشناسی و هم کلامی و نیز ادبی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. تفسیرهای بسیاری نیز بر این کتاب نوشته شده است. مثل کتاب معروف "پاسخ به ایوب " نوشته یونگ .

روبروی بریتیش میوزیم، کتابفروشی ست که کتاب های کهنه می فروشد؛ یک گنجینه واقعی. مدتی پیش ، پیش از سخنرانی پاپ، دو جلد کتاب خریدم هر دو در باره ایوب و تفسیر کتاب ایوب.یکی با عنوان:" شعر ایوب" نوشته ویلیام بارون ستیونسن. کتاب در سال 1947 منتشر شده است.و دومی:" کتاب ایوب" نوشته گیبسون که در سال 1899 منتشر شده است. کتاب ها را سرسری می دیدم ،نمی دانستم پاپ در باره خدای معقول و غیر معقول در مسیحیت و اسلام سخن خواهد گفت و آن کتاب ها بسی به کار می آیند.

خدای موجود در کتاب ایوب، خدایی ست که به خاطر اثبات سخن خداوند که ایوب انسان شایسته و خداترسی ست،و برای قانع کردن شیطان، ایوب را ویران می کند و سرانجام می سازد.ویرانی ایوب تنها ویرانی زندگی او نیست. بر حسب نص کتاب ایوب، او زخم هایی عمیق و تلخ بر روحش احساس می کند.خداوند شیطان را بر مال و فرزندان و تن ایوب مسلط می کند:

" رسولی نزد ایوب آمد و گفت گاوان شیار می کردند و ماده الاغان نزد آن ها می چریدند*و سابیان بر آن ها حمله آورده بردند و جوانان را به دم شمشیر کشتند و من به تنهایی رهایی یافتم تا ترا خبر دهم* و او هنوز سخن می گفت که دیگری آمده گفت آتش خدا از آسمان افتاد و گله و جوانان را سوزانیده آنها را هلاک ساخت و من به تنهایی رهایی یافتم تا ترا خبر کنم ."

دو پیک دیگر هم از راه می رسند که پسران و دخترانش،جوانان و شتران همه کشته شدند...ایوب با شکیبایی نابودی همه چیز را تحمل می کند.وقتی برای بار دوم خداوند با شیطان سخن می گوید؛تعبیر بسیار قابل تاملی در سخن خداوند است. به شیطان می گوید:" مرا بر آن واداشتی که او را بی سبب اذیت رسانم". البته، این اذیت غیر از اذیت مصطلح در زبان فارسی ست!

ایوب از خود به تنگ می آید، خود را نفرین می کند.نمی تواند رفتار خداوند را بفهمد. آشکارا از ظلمی که بر او می رود شکوه می کند.

" جانم از حیاتم بیزار ست*پس ناله خود را روان می سازم*و در تلخی جان خود سخن می رانم *و به خدا می گویم مرا ملزم مساز* و مرا بفهمان که از چه سبب با من منازعت می کنی* آیا برای تو نیکوست که ظلم نمایی؟* و عمل دست خود را حقیر شماری* و بر مشورت شریران بتابی*...از من دست بردار تا اندکی گشاده رو شوم."

(باب دهم)

بار دیگر در باب16؛ ایوب از خداوند با صفت ستمگر یاد می کند،" مرا زخم بر زخم مجروح می سازد *و مثل جبار بر من حمله می آورد...روی من از گریستن سرخ شده است*و بر مژگانم سایه موت ست* اگر چه هیچ بی انصافی در دستان من نیست."

ایوب می گوید رفتار خداوند با او دشمنانه است." و بر راه های من تاریکی را گذارده است*جلال مرا از من کنده است*و تاج را از سر من بر داشته* مرا از هر طرف ویران کرده، پس هلاک شدم*ومثل درخت ریشه امید مرا کنده است*غضب خود را بر من افروخته* و مرا یکی از دشمنان خود شمرده است."(باب/19 آیات9تا 12)

در گفتگو با دوستانش، که بر حسب تاویل موسی بن میمون متکلم معروف یهودی، هر یک از آنان نماینده یک گرایش فکری بود، ایوب به آنان می گوید:"چرا مثل خدا بر من جفا می کنید؟ و از گوشت من سیر نمی شوید؟"

چنان که اشاره کردم موسی بن میمون که کوشیده است با تاویل آیات و داستان های کتاب مقدس و از جمله کتاب ایوب را توضیح دهد، هر یک از چهار نفر را که با ایوب سخن می گویند، نماینده نوعی تفکر معرفی می کند.موسی بن میمون متکلم یهودی ست که در دوران حکومت مسلمانان بر اسپانیا متولد شد و در همان فضا بالید و در جایگاه مهمترین متکلم یهودی قرار گرفت.موسی بن میمون در برابر گرایشی که می کوشید ظاهر متن کتاب مقدس را؛ معیار شناخت و داوری قرار دهد، بر تاویل تکیه کرد. در داستان ایوب باور دارد که هر چهار نفری که با ایوب گفتگو می کنند، و ایوب:

اول: ایوب نماینده فلسفه ارسطویی ست.

دوم:الیفار تیمانی نماینده شریعت و سنت یهودی ست.

سوم:بلدد شوحی نماینده گرایش معتزلی اسلامی ست!

جهارم:صوغر نعمانی نماینده اشاعره ست!

پنجم:الیهو نماینده طرز فکر کلامی موسی بن میمون ست.

موسی بن میمون از خداوند و شیطان که دو شخصیت اصلی این ماجرا هستند، سخنی به میان نمی آورد.کتاب موسی بن میمون" دلالت الحائرین"کتاب استثنایی ست. متن به زبان عربی و با خط عبری است. مثل تاجیک ها که فارسی را با خط سریلیک می نویسند.تاویل او راه به جایی نمی برد. زیرا مشکل از مفهوم چند آیه نیست. مشکل در ساختار داستان و چگونگی اعمال اراده خداوند است که قرار است به تعبیر پاپ بندیکت 16 در بربر منطق و عقل و لوگوس رفتاری مخالف نداشته باشد. خدایی که شیطان او را بازی می دهد، و خود به این بازی خوردگی و تاسف از آزار ایوب اقرار می کند. خدایی که در برابر ایوب که نماد رنج و شکنجه تاریخ بشر است، رجز می خواند و قدرت خود را به رخ انسان مظلوم صبوری مثل ایوب می کشاند:

"و خداوند ایوب را از میان گرد باد خطاب کرده گفت...آیا قانون های آسمان را می دانی* یا آن را بر زمین مسلط می گردانی*...آیا وقت زائیدن بز کوهی را می دانی...کیست که خر وحشی را رها کرده آزاد ساخت"

با کمال شگفتی خداوند از موجودی به نام "بهیموت" که برخی آن را بهایم هم ترجمه کرده اند نام می برد و سرخوشانه از آن جانور تعریف و تحسین می کند." او افضل صنایع خدا است" علاوه بر بهیوت، در باره لویاتان که هیولایی دیگر است برای ایوب سخن می گوید. خواننده از خود می پرسد که خدای ایوب واقعا حال و احوالش خوب است! این رجز ها برای ایوب؟ خدا از ایوب می خواهد که به محاجه او جواب دهد. چه جوابی باید بدهد؟ ایوب می گوید:"اینک من حقیر هستم و به تو چه جواب بدهم؟*دست خود را به دهانم گذاشته ام*"

مشکلی که موسی بن میمون بدان نپرداخته، این است که در کتاب ایوب ، خداوند در برابر ایوب است، و در قرآن شیطان در بربر ایوب است و خداوند در کنار ایوب. کدامیک عاقلانه است حضرت پاپ اعظم؟ اعمال اراده دشمنانه و غیر عاقلانه خدای کتاب ایوب یا نگاه قرآن به ایوب؟

" و ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الضر،و انت ارحم الراحمین..."(انبیاء/84)

ادامه دارد


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)