در کلیسا به دلبری ترسا 19)


پنجم: روایت کشتار مردم اریحا توسط یوشع( صحیفه یوشع)
یوشع کشتار شگفت انگیزی از زن و مرد و کودک و جوان و پیر و گاو و گوسفند و اسب و...به عمل می آورد و نهایتا شهر را می سوزاند.نکته قابل توجه این است که اصطلاح "جنگ مقدس" که برای محکوم کردن "جهاد" در اسلام، توسط پاپ در سخنرانی اش مطرح شد. اصطلاحی قدیمی و اساسا مربوط به یهودیت و مسیحیت است. مفسران کتاب مقدس در توجیه کشتار یوشع از همین اصطلاح استفاده کرده اند.تفسیر بسیار تامل انگیزی در مورد کشتار یوشع ، در تفاسیر عهد قدیم دیده می شود.از زمره این تفاسیر، تفسیری است که از طریق اینترنت قابل دسترسی ست.
www.hope.edu/bandstar/riot.htm
سه توجیه مطرح شده است.نخست این که این کشتار در یک دوره استثنایی از تاریخ یهود، اتفاق افتاده است. و معنی اش این نیست که کشتار و جنگ مقدس جزء اصول اعتقادات یهود است. دوم: این کشتار در واقع اتفاق نیفتاده است. بلکه نشانه ای از آرزوهای قوم یهود در مقطعی از تاریخ بوده است. و سوم: باستانشناسان هم تایید کرده اند که در حادثه ویرانی و آتش زدن اریحا، شهر کاملا نابود نشده است.
همین تفسیر از کنار مواردی که دیگر، باستان شناسی هم نمی تواند مددی برساند مثل قصه دختران لوط درباب 19 سفر پیدایش، از بررسی و توجیه موضوع مطلقا اجتناب کرده است.
موارد پنجگانه ای که بر شمردم به عنوان نمونه بود و نه ذکرتمامی مواردی که چهره پیامبران در کتاب مقدس مخدوش و ملکوک جلوه داده شده است. نکته غریبی است که کلیسا در مورد رمان " راز داوینچی" نوشته دون براون که البته یک رمان بازاری با صبغه صهیونیستی است. اعتراض کرد. که رابطه مسیح و مریم مجدلیه در این رمان ، شبهه انگیز مطرح شده است. مثل اعتراضی که پیش از این کلیسا به رمان" آخرین وسوسه مسیح" نوشته کازانتزاکیس داشت. و فیلم سینمایی مبتنی بر همین رمان هم در اروپا مساله ساز شد. کلیسا و پاپ در مواردی که مستند متن کتاب مقدس هست چه می گویند؟
آیا نظریه تنوع خدایان که به گونه ای در توجیه و تفسیر کشتی گرفتن یعقوب با خداوند اتفاق افتاده است. چیزی شبیه از زیر باران به زیر ناودان رفتن نیست؟ میخواهیم چهره یعقوب را تصحیح کنیم، توحید را قربانی می کنیم. از تفاوت اسامی خداوند که در متن عبری مشاهده می شود، استفاده کرده اند که یعقوب با الوهیم کشتی گرفت و نه با یهوه که خدای قادر مطلق است.
بی توجهی مفسران که این توجیه را مطرح کرده اند حیرت انگیز ست. چنان که اشاره کردم در باب 32 سفر پیدایش داستان رویارویی خدا-الوهیم- با یعقوب مطرح می شود. در این رویارویی وقتی یعقوب اسم طرف کشتی با خودش را می پرسد، حریف شکست خورده یا وامانده اسمش را نمی گوید تنها اشاره می کند"چرا اسم مرا می پرسی"(آیه 30) و یعقوب را برکت می دهد.
در آغاز باب 35 می خوانیم" و خدا به یعقوب گفت بر خاسته به بیت ایل برآی و در آنجا ساکن شو و آنجا برای خدایی که بر تو ظاهر شد وقتی که از حضور برادرت عیسو فرار کردی مذبحی بساز" آیا آن خدا خدای دیگری بود؟در همین باب نام گذاری یعقوب دوباره مطرح می شود و خدا به او می گوید نام تو از این پس اسراییل خواهد بود و اضافه می کند که"پس او را اسراییل نام نهاد و خدا وی را گفت من خدای قادر مطلق هستم"(آیه 11)
در هر دو گفتگو نام خداوند الوهیم ذکر شده است/ آیا ما دو خدای الوهیم داریم؟ یکی قادر مطلق است و دیگری در مصاف با یعقوب در می ماند؟
در هر یک از موارد پنجگانه ای که اشاره کردم می توان پرسش های بسیاری مطرح کرد. دو گروه پرسش. نخست در چارچوب الهیات مسیحی و دوم بر اساس عقل.نه تنها پاپ که هیچ کس دیگری نمی تواند به این پرسش ها پاسخ عقلانی و قانع کننده بدهد.
امپراتور در نظریه اش یک عبارت تکمیلی هم دارد. نخست پرسیده بود که پیامبر اسلام چه چیز جدیدی آورده است. موارد پنجگانه ای که نقل کردم به اشاره در باب: عقلانیت و حکمت، توحید، سادگی دین، جامعیت دین، و پیراستن چهره پیامبران از خدشه های موجود در کتاب مقدس دستاورد های نوین اسلام بود. امپراتور به پرسشی که خود مطرح می کند پاسخ می دهد که پیامبر اسلام هیچ چیز جدیدی نیاورده است جز شرارت و امور یا رفتار غیر انسانی، برای این ادعای دوم یک نمونه می آورد."
" به من نشان بده محمد چه چیز جدیدی آورده است؟ جز شرارت و رفتار غیر انسانی! مانند دستور اودر باب گسترش دینش با شمشیر"
در مورد شرارت و رفتار غیر انسانی، گویی امپراتور ، صحیفه یوشع را نخوانده بود. از نبوکد نصر یا بخت النصر خبر نداشت. نه بخت النصری که تاریخ روایت می کند . بخت النصر به روایت کتاب مقدس، که گویی مثل پیامبران بر او وحی می شود و با خداوند صحبت می کند.
در جنگ میان یهودا و کنعانیان، یهودا دستور می دهد شست های دست و پای "ادونی بازق" را بریدند." ادونی بازق گفت هفتاد ملک با شست های دست و پا بریده زیر سفره من خورده ها بر می چیدند."(سفر داوران، باب اول، آیه 6و7)
یهودا وقتی شهر را تصرف می کند، اورشلیم را آتش می زند. مثل یوشع که اریحا را آتش زده بود. آتش زدن یک شهر کی در سراسر تاریخ اسلام اتفاق افتاده است. آن هم آیینی با گسترش جهانی شگفت انگیز؟ در سفر داوران عبارت در مورد کشتار مردم بلیغ آورده شده است. گویی دیگر نیازی نبوده است تا مثل صحیفه یوشع از قربانیان تک تک نام برده شود." و بنی یهودا با اورشلیم جنگ کرده آن را گرفتند و آن را به دم شمشیر زده، شهر را آتش زدند"
نکته تامل انگیر دیگر این است که در تاریخ هر دینی می توان نمونه هایی و نشانه هایی از شرارت و رفتار غیر انسانی را مشاهده کرد. مگر حادثه کربلا یک شرارت تاریخی بی نظیر نبود. به تعبیر مرحوم مطهری به نام دین، مسلمانان سر پسر پیامبر را جدا کردند. خیمه های آنان را آتش زدند. این رفتار ها را نباید در کارنامه دین قرار داد و به حساب دین گذاشت. چنان که هیچکس رفتار کلیسای قرون وسطی و رفتار صلیبی ها در بیت المقدس را به حساب مسیحیت و مسیح نمی گذارد. اما سخن بر سر این است که کشتار یوشع به عنوان یک متن دینی پذیرفته شده و توضیح و تفسیر شده است. ارتش اسراییل می تواند بگوید براساس صحیفه یوشع عمل می کند.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)