در کلیسا به دلبری ترسا 20)


گسترش اسلام توسط شمشیر، توصیه پیامبر اسلام به این امر، نکته ای ست که به عنوان" شرارت و امری غیر انسانی " از سوی امپراتور مطرح شده است. با قرینه های بسیاری که در متن سخنرانی پاپ مشاهده می شود، می توان استنباط کرد که پاپ با امپراتور همدل و همسخن است.گویی واژه شمشیر و شرارت و امر غیرانسانی مساوی یا مترادف یکدیگرند.چگونه امپراتور دانشمند و نیز پاپ عالم الهی و متکلم پر سابقه چنین سخنی را می پذیرند؟ مگر مسیح از شمشیر سخن نگفته است؟ واقعیت این است که متن کتاب مقدس و به ویژه عهد جدید، در همین بحث خاص استفاده از شمشیر، به نحو شگفت آوری متکلمان مسیحی و مفسران انجیل را به زحمت انداخته است. سخن بر سر عهد قدیم و صحیفه یوشع و جنگ های داود نیست. سخن بر سر داوری مسیح در باره شمشیر است.:
" گمان مبرید که آمده ام تا سلامتی بر زمین بگذارم نیامده ام تا سلامتی بگذارم بلکه شمشیر را* زیرا که آمده ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خویش و عروس را از مادر شوهرش جدا سازم* و دشمنان شخص اهل خانه او خواهند بود*"
(متی،باب 10،آیه 34 و 35)
همین مضمون با تفاوت در واژگان در لوقا نیز آمده است:"آیا گمان می برید که من آمده ام تا سلامتی بر زمین بخشم نی بلکه به شما می گویم تفریق را *زیرا بعد از این پنج نفر که در یک خانه باشند دو از سه و سه از دو جدا خواهند شد*"(لوقا،باب 12،آیه 52 و 53)
در انجیل توماس-که جزء اناجیل رسمی کتاب مقدس نیست، این انجیل از انجیل های چهارگانه رسمی موجود در کتاب مقدس قدیمی تر است، که به زبان قبطی در مصر کشف شد- در باب 16 همین مضمون آمده است. انجیل توماس از این رو اهمیت دارد که در واقع می توان نگاه گنوستیکی را در آن دید.
"شاید مردم گمان می کنند، من آمده ام تا صلح را در جهان گسترش دهم.چنین نیست آمده ام تا جنگ را گسترش دهم.آتش و شمشیر وجنگ را.در خانه ای که پنج تن باشند سه برضد دو و دو بر ضد سه، پدر علیه پسر و پسر علیه پدرخواهند بود"
سخن دیگری مسیح دارد که در همان"شام آخر" در جمع حواریون مطرح می کند.این سخن در شرایطی است که به تعبیر انجیل لوقا،روسای کاهنان و کاتبان مترصد می بودند که چگونه او را به قتل رسانند(لوقا/22/آیه2)
در آن گفتگو احساس می کنیم که مسیح در میان یاران خود تنهاست. یکی از آنان یهودای اسخریوطی به خاطرسی پاره نقره مسیح را با بوسه اش به مامران معرفی کرد.هر چند پس از تصلیب مسیح به روایت انجیل خودش را خفه کرد.اما حضور او –چگونه می توانست در چشمان مسیح نگاه کند؟ نشاته تنهایی مسیح بود. مسیح به پطرس گفت تا پیش از بانگ خروس او سه بار مسیح را انکار می کند و کرد.این سخن را وقتی مسیح به پطرس گفت که پطرس گفته بود:"ای خداوند حاضرم با تو در زندان و در موت" در این فضا، مسیح توصیه غریبی می کند، گویی این توصیه و آن آیات لوقا از مسیح نیست و معمولا ناگفته باقی می ماند.:
"و به ایشان گفت هنگامی که شما را بی کیسه وتوشه دان و کفش فرستادم به هیچ چیز محتاج شدید گفتند هیچ*پس به ایشان گفت لیکن الان هر که کیسه دارد آن را بر دارد و هم چنین توشه دان را و کسی که شمشیر ندارد جامه خود را فروخته آن را بخرد*"(لوقا/22/آیه26و 27)
سخن مفسران انجیل در یک کلام این است که منظور مسیح از شمشیر، شمشیر معنوی است و نه مادی، بذیهی ست که در استدلال خود به دو نکته اشاره می کنند.
نخست: باید آیات را در چارچوپ متن و نه خارج از آن تفسیر کرد. دوم: باید به شرایط تاریخی متن نگاه کرد.قراینی که می تواند به این تحلیل کمک کند که مسیح آگر یاران موافقی داشت در صدد دفاع از خود بر می آمد. هیچگاه مطرح نمی شود. به عنوان مثال تفاوت امام حسین و مسیح بر حسب روایت انجیل این است که امام حسین تسلیم نشد و یارانش نیز اگر گفتند که تا پای جان از او حمایت می کنند، در قول خود صادق بودند. در حالی که گفتگوی مسیح با پطرس که از زمره حواریون ارشدش بود نشان می دهد که آنان واقعا آمادگی فدا کردن جان خویش در راه مسیح را نداشتند. جان که جای خود دارد آنان حتی از خواب نوشین خویش نیز نگذشتند.
" پطرس به وی گفت که هرگاه مردنم با تو لازم شود هرگز تو را انکار نکنم و سایر شاگردان نیز چنین گفتند*آن گاه عیسی با ایشان به موضعی که مسمی به جتسیمانی بود رسیده به شاگردان خود گفت در اینجا بنشینید تا من رفته در آنجا دعا کنم*... پس بدیشان گفت نفس من از غایت الم مشرف به موت شده است در اینجا مانده با من بیدار باشید*..نزد شاگردان خود آمده ایشان را در خواب دید و به پطرس گفت آیا همچنین نمی توانستید یک ساعت با من بیدار باشید*بیدار باشید و دعا کنید تا در معرض آزمایش نیفتید.."(متی/26/آیه35تا41)
بار دوم هم که مسیح برای دعا می رود. وقتی بر می گردد میبیند،یارانش خوابیده اند. دیگر آنها را بیدار نمی کند. برای بار سوم برای دعا به گوشه ای می رود.به آنها می گوید:" دیگر بخوابید و استرحت کنید الحال ساعت رسیده است که پسر انسان به دست گناهکاران تسلیم شود."(متی/26/ آیه46)
به همین دوستان و یاران خوابزده ،
مسیح می گوید ، بروید وجامه تان را بفروشید و شمشیر بخرید.به خوابزدگان، آن هم در آن شب هول انگیز راز ناک از شمشیر معنوی سخن گفته؟ یا به آنان هشدار داده که از پوسته خمودگی شان بیرون بیایند؟
کلیسا، از محبت یک دگم ساخته است. همین دگم وقتی با نص انجیل روبرو می شود، ناگزیر از تفسیر و توجیه است.
نکته دیگر، دفاع از خود امری عقلانی ست یا ماجراجویی و خلاف محبت است؟ اگر کشوری اشغال شد جوانان آن کشور باید بروند جامه شان را بفروشند و با اشغالگران مبارزه کنند، یا در برابر اشعال گران تسلیم شوند؟
مردم ویتنام که در برابر اشغال امریکا جنگیدند و در حماسه ای بزرگ ، کشور و ملت خود را آزاد کردند، کارشان غیر معقول بود؟ مردم الجزایر که میلیون ها شهید دادند، و هیچگاه کلیسا و واتیکان جنایت های تاریخی ارتش فرانسه در الجزایر را محکوم نکرد کارشان غیر عقلانی بود؟ آیا می توان دفاع از خویش و از ملت و کشور را امری شریرانه تلقی کرد؟ آیا شمشیر مطلقا ضد ارزش است؟ ملاک داوری در باره شمشیر چیست؟ پیامبر اسلام و قرآن مجید، داوری یکه ای در این باب دارد. ملاک عدالت است. تردیدی نیست که مهمترین معیار شناخت عدالت نیز عقلانیت است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)