در کلیسا به دلبری ترسا (28)


کوشش پاپ در آمیختن ایمان مسیحی و فلسفه یونانی، با توجه به دغدغه هایی که ایشان در مورد پروتستانیسم و اندیشه غیر دینی و علم پرستی دارد که در این سخنرانی به این دغدغه ها اشاره می کند،امر پسندیده ای است. تاریخ کلیسای روم سرشار از دشمنی با تفکر و تعقل و فلسفه بوده است.متکلمان بزرگی اساسا راه ایمان و فلسفه، راه اورشلیم و رم را از یکدیگر جدا می دانستند. برای این که اشاره ای داشته باشم که پاپ چه راه درازی را آمده است، به چند نمونه اشاره می کنم تا به بررسی اصل سخن پاپ و مقایسه آن با فضای فرهنگ و تمدن اسلامی بپردازم.

اول: آبلار(1142-1079) از متکلمان بزرگ و فیلسوفان تاثیر گذار مسیحیت است.

آبلار کتابی نوشت در باره الهیات مسیحی، کتابش را کلیسا سوزاند. مدعی اصلی او پاپ اینوسان سوم بود.

دوم:راجر بیکن(1294-1214) تمامی کتاب هایش از جمله سه کتاب مهم و بدیع او:

Opus Maius , Opus Minor , OPUS Tertiam

که برای پاپ کلمنت 4 نوشته بود،تماما توقیف شد و بیکن را به مدت 14 سال به زندان انداختند.این اتفاق در سال 1278 افتاد. وقتی بیکن 64 ساله بود و تا 78 سالگی به جرم اندیشه فلسفی در زندان بود.

سوم:شگفت انگیز تر از همه داستان ویلیام نیندال است که عهد جدید را به انگلیسی ترجمه کرده بود.او را زندانی کردند و با ترجمه عهد جدید آتشش زدند.این اتفاق در سال 1525 میلادی افتاد.

چهارم:تمامی کتاب های اراسموس(1536-1466) توسط پاپ پل چهارم ممنوع اعلام شد.اراسموس بخت یارش بود که مدتی پیش از ممنوعیت کتاب هایش مرده بود.

پنجم:داستان گالیله و پاپ اوربان سوم از همه جذاب تر است. حتی تلسکوپ گالیله را هم کلیسا سوزانید.

می خواهم بگویم اگر پاپ بندیکت 16 این سخنان را در آن روزگار می زد به عنوان پاپ گناهکار یا ضد پاپ در کلیسا معرفی می شد.پیداست کلیسای کاتولیک رم راه بس درازی را تا سخنرانی پاپ آمده است. تنها یک نکته در سخنرانی ایشان ثابت مانده و با حرف های هزاره گذشته کلیسا تفاوتی ندارد و آن هم ناسزاگویی به اسلام و پیامبر اسلام است. که تحقیقا در تمام تاریخ کلیسای کاتولیک با شدت و گاهی ضعف تداوم داشته است.

حرف های امروز پاپ در مورد نسبت میان ایمان و عقل، بحث در باره معقول بودن اراده خداوند ، در قلمرو اندیشه اسلامی سخن کهنه ای است. بیش از هزار سال است که متفکران و فیلسوفان الهی اسلامی این مبحث را مطرح کرده اند. و نسبت میان ایمان وعقل را کاویده اند. علاوه بر آن تاریخ اندیشه اسلامی در این حوزه گام بس بلند دیگری را توسط صدرالمتالهین برداشته است و آن نسبت میان ایمان و عقل و عشق است. به تعبیر ملا صدرا نسبت میان قران و برهان و عرفان.

فلسفه یونانی که امروز تکیه گاه پاپ شده است و می خواهد آن را به عنوان مکمل ایمان کتاب مقدس معرفی کند. توسط متفکرانی مثل فارابی ابن سینا و ابن رشد و کندی، با شرح های اندیشه برانگیز برای غرب به یادگار مانده است.

اگر نقش تعیین کننده مسلمانان را در انتقال فلسفه یونانی و شرح آن در نظر نگیریم، پاپ میراث بر ترتولیان(226-160م) بود که راه ایمان از عقل را مجزا می پنداشت.به همین خاطر تئودور عادل خوری در مصاحبه ای که پس ازسخنرانی پاپ انجام داد به این نکته بسیار مهم اشاره کرد.خوری در تاریخ 27 سپتامبر در مصاحبه ای با تیموفری نزیتو در باره سخنرانی پاپ و استناد به کتابی که خوری منتشر کرده است، گفته است:" به احتمال زیاد پاپ کتاب را نخوانده است. از کتاب نقل قول کرده تا در بحثش به جنبه بین الادیانی هم اشاره داشته باشد.پاپ اسلام شناس نیست. نمی بایست آن نقل قول را مطرح می کرد.اگر او در باره این موضوع که متفکران مسلمان چه نقشی در انتقال میراث باستانی یونان به اروپای مسیحی داشتند،پژوهش و سخنرانی می کرد؛سخنرانی اش کاملا متفاوت می شد!"

مصاحبه کننده از خوری می پرسد:" گمان نمی کنید این سخنرانی و نقل قول بر وجهه شما در میان مسلمانان تاثیر منفی بگذارد؟" خوری پاسخ داده است:" نه، مسلمانان خیلی خوب می دانند که من چگونه می اندیشم،من همواره در این سالها باور داشته ام ،ممکن نیست که ما بخواهیم بدون احترام به یکدیگر، اعتماد ایجاد کنیم. شرط اعتماد، احترام است.احترام متقابل است که اعتماد ایجاد می کند.در چنان فضایی ما می توانیم به سخن یکدیگر گوش کنیم."

www.zaman.online

اگر آن همه دقت غریب و فنی و حقوقی که پاپ در تمامی واژگان پی نوشت سوم سخنرانی اش و نیز آن نیمه جمله ای که بر پاراگراف سوم سخنرانی اش افزوده،در باره اصل موضوع به کار می برد سخنرانی اش تاریخی نمی شد.

به هر صورت سخنرانی پاپ این نکته مهم را به همراه داشت که پاپ و کلیسا می خواهند رویکردی عقلانی به مقوله ایمان داشته باشند. تا در آینده فیلسوف دیگری مثل برتر اند راسل، آن سخنرانی بسیار معروف" چرا مسیحی نیستم" را که 80 سال پیش ایراد کرد،دیگر چنان حادثه تکان دهنده ای تکرار نشود.فیلسوفی 80سا لقبل بر مبنای یک بحث عقلی اعلام کرد که چرا مسیحی نیست. امروزه پاپ از نسبت میان عقل و ایمان سخن می گوید. چه تغییر یا اتفاقی در کلیسا افتاده است؟ بنایی که پاپ برافراشته تا چه حد بنایی مستحکم و قابل اعتماد است؟مسیح علیه السلام در مورد خانه ساختن بر بنیاد مستحکم، حکمت درخشانی دارد:"مانند آن شخصی که خانه بر روی زمین بی بنیاد بنا کرد که چون سیل بر آن صدمه زد فورا افتاد و خرابی آن خانه عظیم بود"(لوقا،باب 6، آیه 49)

خانه اندیشه از خانه ای که از سنگ می سازند حساستر و مهمتر است. قصر های زمستانی و تابستانی پاپ ممکن است در روزگار دیگری فرو بریزد،اما سخنرانی او باقی می ماند.کلمه مستحکمترین پدیده هستی است. در آغاز کلمه بود...دشواری کار پاپ وقتی دوچندان می شود که گمان می کند می توان با خراب کردن خانه دیگری خانه پردوامی ساخت.

ادامه دارد

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)