یادداشت دکتر رجبی در باره ترجمه کتاب صهبا...

به گمانم همین روزها باید در مکتوب صفحه ای هم برای صهبا باز کنیم. او هم می تواند خوانندگان خودش و دوستان خودش را داشته باشد.دکتر رجبی نقد تشویق آمیزی ، در مورد " چطور میشه یه ستاره چید؟" نوشته اند.این نوشته می تواند آغازی برای ورود به دنیای صهبا باشد.که از بخت خوش، شرایط مناسبی برای آموختن و تجربه برایش فراهم شده است.مدرسه ای که مثل خلاصه دنیاست و دوستانی از هر گوشه جهان...

چه طوی میشه یه ستاره چید؟
نوشتۀ اولیور جفرز
ترجمۀ سیده صهبا مهاجرانی
از انتشارات امید ایرانیان و دنیای تاتی
تهران، 1385


صهبای کوچولو و عزیز،
نوشتن آسان است. نگاه جدی و صمیمی به پیرامون، شوق برقراری ارتباط و میل به در میان گذاشتن حاصل ارتباط با دیگران آدمی را نویسنده می کند. قلم شیوا و فن انتقال گیرا را سه عامل بالا خود به خود در خود پنهان دارند و این سه عامل هرچه قوی تر حضور داشته باشند، حاصل کار نیز قوی تر خواهد بود.
بی تردید، نویسندۀ کتابی که تو برای نخستین ترجمه ات برگزیده ای دارای این سه انگیزه ای که برایت نوشتم بوده است.
اما مترجم یک اثر، علاوه بر این سه انگیزه، باید که از قدرت انتخاب خوبی هم برخوردار باشد. چون که می خواهد کار کسی دیگر را منتقل کند. آن هم از میان هزاران کار.
سلیقۀ ترا در انتخاب تحسین کردم. چون در این کتاب کوچک هم علاقه مطرح بود و هم پایداری و هم موفقیت. سه چیزی که انسان امروزی سخت به آن ها نیاز دارد.
من چشم به راه کارهای تو می مانم تا قضاوتم دربارۀ نگاه تو به جهان را تکمیل کنم. پیشاپیش می دانم که انتظارم به درازا نخواهد کشید. چون پدر و مادری داری که خود هم اهل قلم هستند و هم کامیاب. مبارک باد بر تو این نخستین کار، در هفت سالگی. سال ها جلوتر از پدر و مادرت.
عمو پرویز تو

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)