در کلیسا به دلبری ترسا (33)


پاپ در مورد نسبت بین خداوند و عقل، سه تعبیر را براساس نظریه ابن حزم و امپراتور مانوئل دوم مطرح کرده است.
اول: حداوند خلاف عقلانیت اراده می کند.
دوم: خداوند نسبت به مقولات ملتزم نیست.
سوم: خداوند نسبت به کلمات خود هم التزام ندارد.
دشواری داوری پاپ این است که در هیچ موردی، مراد خویش را از مفهومی که در ذهن دارد تبیین نمی کند. نمی دانیم او از عقل چه تعریفی دارد؟ کدام مقوله را در نظر دارد که اعمال اراده خدای مسلمانان را بر خلاف آن مقوله می انگارد.کدام کلمه خداوند منظور اوست؟
بی دلیل نیست، که در مبحث اصول آن همه تاکید بر شناخت زبان و واژه ها و چگونگی دلالت واژه ها در ساختار های متفاوت تاکید شده است.منطق شناخت فقه –اصول -متکی بر عقلانیت است. از سوی دیگر نیز قاعده ملازمه شریعت و عقلانیت می گوید که شریعت نمی تواند غیر معقول باشد
اراده خداوند چگونه اعمال می شود؟ نسبت مغقول بودن با اراده خداوند این است که خداوند بایست بر اساس ملا ک های انسانی رفتار کند؟ به عنوان نمونه یکی از دگم های کلیسا این است، که بیرون و بدون کلیسا نجات وجود ندارد.تنها مسیحیان، لابد آن هم مسیحیان کاتولیک طرفدار کلیسای رم اهل نجات اند.این سخن که توسط سنت اگوستین مطرح شده است.یکی از مبانی باور و داوری کلیساست.
)Solus extra ecclesiam non est)
گویی خداوند هم کاتولیک است و همه هستی کلیسای بزرگ رم.حال اگر پاپ در روز قیامت دید که مسلمان و یهودی و زردشتی و بودایی و هندو هم در بهشت دیده می شود.معنی اش این استکه اراده خداوند بر خلاف باور مسیحیت و دگم کلیسا عمل شده است. خداوند نسبت به کلمات خود التزام ندارد؟
برای شناخت عقلانی بودن یک فعل چگونه داوری می کنیم؟ مهمترین ملاک غایت فعل و غایت فاعل است.در مبحث کهن و اندیشه برانگیز "شرور" انسان با حادثه ای رویارو می شود، از خود می پرسد، خداوند کجاست؟ جنان که جنین پرسشی را اسقف روان ویلیامز سر اسقف کانتربری پس از حادثه سونامی مطرح کرد.وقتی زلزله مهیبی شهری را ویران می کند و..چنین پرسشی به میان می آید.در این مورد تفاوتی بین مسیحیت و اسلام وجود ندارد.هر دو دین ابراهیمی با این پرسش روبرو بوده و هستند. نازک اندیش های درخشانی هم درجستجوی پاسخ در هر دو آیین صورت گرفته است. برخی مفاهیمی که در مسیحیت مطرح شده، توسط متفکران و متکلمان مسلمان پذیرفته شده و تفسیری تازه پیدا کرده است.همگی کوشیده اند که ساحت خداوند را از شعاع محدود درک و داوری انسان فراتر برده و شرور یا آن چه غیر معقول به نظر می رسد را تبیین کنند.
بررسی" دیونیزیوس آریوپاغی" از زمره درجشانترین تفسیر ها در مورد نسبت میان اراده خداوند و مساله شرور است. در اعمال رسولان به نام دیونیزیوس اشاره شده است.(باب 17 آیه34) که توسط پولس رسول به مسیحیت می گرود و بعدا اسقف آتن می شود و از خود میراث گرانقدری در الهیات عرفانی بر جای گذاشته است. برخی
اکهارت عارف بزرگ مسیحی را پیرو اندیشه و مکتب دیونیزیوس می دانند. به گمانم چنان چه مرحوم استاد مطهری، وقتی کتاب عدل الهی را می نوشت؛ همان گونه که در آن کتاب به آیین زردشت و نظریه ثنویت، به تفصیل پرداخته شده است. به نظریه مسیحیت هم توجه می شد.به روشنی می دیدیم که که متکلمان مسلمان و مسیحی، در حل مساله"شرور" مشابهت های بسیاری دارند.ضمن این که در سخنان دیونیزیوس تعابیر بسیار دقیقی دیده می شود.او هم شرور را از مقوله"عدمی" می انگارد. شرور را نسبی می داند.

(Dionysius the Areopagite, on the divine names and the Mystical
theology, by: Rolt Clarence Edwin, London, 1920)
همان که مولوی گفت:
پس بد مطلق نباشد در جهان
نیک و بد را هم تو به نسبت بدان
زهر مار آن مار را باشد حیات
از برای آدمی آمد ممات
در هستی شری وجود ندارد. گوهر آفرینش حیر و خوبی و زیبایی است.پدیده ها از این بعد همه خوب هستند.اما وقتی روی به خود می کنند. ماهیت آنها شکل می گیرد.بحث شر به میان می آید.صفر، عدم است. در رابطه با اعداد دیگر مفهوم پیدا می کند. هر عددی در صفر ضرب شود صفر می شود.
در مورد سونامی نکته ای به نظرم رسید که با اسقف ویلیامز هم مطرح کردم. اگر سواحل هلند مثل سواحلی بود که سونامی آن ها را در هم کوبید مردم هلند هر سال و بلکه هر ماه سونامی داشتند. وقتی خانه های گلی و یا آجری بدون محاسبه ساخته می شود و با زلزله ای ویران می شود، نشانه اراده غیر معقول خداوند است؟ تلویزیون ما در حادثه رلزله بم گزارش عجیبی می داد. پیرزنی بالای نود سال چند روز پس از حادثه زنده از زیر آوار بیرون آمده بود. گزارشگر فریاد می زد که قدرت خدا را ببینید! البته آن پیرزن از قدرت خدا دو سه روز بعد مرد!نکته جالب این بود که گزارشگر زندگی را به خدا نسبت می داد و مرگ را به زلزله!
اراده خداوند که هستی را افریده است.اراده ای که به تعبیر قرآن تمام آفرینش انسان و رستاخیز انسان پیش او به مثابه آفرینش یک تن است!اراده ای که نظامی عادلانه و معقول آفریده است. به قول خواچه نصیرالدین طوسی:
هر چیز که هست آن چنان می باید
آن چیز که آن چنان نمی باید نیست
نظام هستی معقول است. به تعبیر امثال سلیمان، معماری هستی بر اساس حکمت است."قسط" و "عدل" و " میزان"و"قدر" و"تقویم"و "حکمت" نشانه ها و ارکان آفرینش هستند.
دور فلکی یکسره بر منهج عدل است
خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل
کسی که مختصر اشنایی با قران داشته باشد و فقط چگونگی آفرینش جهان و انسان را پژوهش کند. به روشنی در می یابد، که طرح موضوع معقول نبودن اراده خداوند در باور اسلامی، سخنی ترحم انگیز است.حضرت امیر علی علیه السلام فرموده است:
الناس اعداء ما جهلوا، انسانها به دلیل جهلشان دشمنی می کنند.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)