در کلیسا به دلبری ترسا(34


اشتباه یا بی توجهی، غیر قابل پذیرش پاپ این است که در مورد اعمال اراده خداوند و التزام او به کلمات خویش، به جای این که به متن اصلی اسلام یعنی قرآن مجید استناد کند، به سخن ابن حزم استناد کرده است.
براساس قرآن مجید:
اول: نظام هستی عادلانه است.پدیده ها درست در جای خود هستند. به تعبیر مولوی:
آفتابی کز وی این عالم فروخت
اندکی گر پیش آید جمله سوخت
آنچه نامعقول است دخالت های بی حساب و نسنجیده انسان در طبیعت است.هستی بر پایه "قسط" استوار ست.همان گونه که خداوند انسان را در "احسن تقویم" بهترین و زیباترین موقعیت آفریده است، هستی و طبیعت نیز همینگونه است.به تعبیر ابن سینا ، خداوند در غایت کمال و جمال و درخشندگی-بهاء- است..."فالواجب الوجود هو فی غایة الکمال و الجمال و البهاء الذی یعقل ذاته بتلک الغایه و البهاء و الجمال و بتمام التعقل ..."
خداوند قائم به قسط است.(آل عمران/18) قسط، فقط ستون و معماری آفرینش نیست. قسط معماری جهان، انسان و قیامت نیز هست.شیوه زندگی مومنان متکی بر قسط است.(مائده/8) حکومت و حکمیت در میان مردم می بایستی بر بنیاد قسط باشد.(مائده/42)فرمان خداوند مبتنی برقسط است.(اعراف/29)داوری بین مردم بر اساس قسط است و خداوند به کسی ستم نمی کند.(یونس/54)میزان سنجش در روز قیامت ، قسط است.(انبیاء/47)
خداوند به کسی ستم نمی کند . انسان ها هستند که بر خود ستم روا می دارند.(هود/101 و نحل/ 118 و زخرف/ 76 و آل عمران/ 117) و روشن تر از هر تعبیری: ان الله لا یظلم مثقال ذره..(نساء/40)
خداوند که اساس هستی و نظام آفرینش را بر بنیاد عدالت قرار داده است. با ارسال پیامبران خواسته است که انسانها نیز زندگی و جامعه ای عادلانه داشته باشند.به عبارت دیگر عدالت یک نظام و سیستم آفرینش هست. آیا پذیرفتنی است که خداوند خود بر خلاف چنین سیستمی عمل کند و به سخن خود ملتزم نباشد؟
کسی به سخن خود ملتزم نیست که نسبت به آینده جهل دارد. توانایی او کاهش پیدا می کند. در ارزیابی توان و دانش خود اشتباه می کند.مثل خداوند به روایت سفر آفرینش، وقتی آدم را آفرید، نگران شد که آدم از شجره معرفت خورده، اگر از شجره حیات جاودان هم بخورد؛ مثل خدا می شود!خداوند به همین خاطر آدم را از بهشت بیرون کرد.(پیدایش، باب 3 آیه22) و از آفرینش آدم پشیمان شد، و در دل خود محزون شد.(پیدایش،باب6 ایه6)
دوم: به صزاحت در قرآن مجید در باره درستی و تحقق پیمان خداوند و وعده های او سحن گفته شده است.وعده خداوند حق است و چه کسی از خداوند صادق تر است؟(نساء/122 ویونس/4 و 55کهف/21 و 98) خداوند وقتی وعده داد بر خلاف وعده خود عمل نمی کند.وعدالله لا یخلف الله وعده.(روم/6)
سوم:خداوند، رحمت را به عنوان شیوه خود انتخاب کرده است.شیوه ای که دگرگونی نمی پذیرد.کتب علی نفسه الرحمه.(انعام/12) اگر پاپ فقط و فقط همین آیه را می دید و ازشرح و بسط و تفسیر ان مطلع می شد. بدون شک چنان محوری را برای سخن خود انتخاب نمی کرد و ابن حزم مرجع و مستند او نمی شد. ضمن این که متفکران اسلامی ، به نقد و تحلیل سخن ابن حزم پرداخته اند. از جمله ابن رشد، در رد سخن ابن حزم می گوید خداوند بر خلاف منطق عمل نمی کند. مثلا مربع مدور نمی سازد. به اصطلاح او تربیع دایره ممکن نیست.غزالی همین سخن را دارد که خداوند بر خلاف نظام طبیعت در مواردی عمل می کند. مثلا آتش ابراهیم را نمی سوزاند. اما بر خلاف قواعد منطق رفتار نمی کند.
در اینجا مناسیت دارد به آیه ای اشاره کنم که گاهی مستند سخن ابن حزم قرار گرفته است. آیه ای که در باره نسخ آیات و نسی آن ها اشاره می کند."ما ننسخ من آیة او ننسها نات بخیر منها او مثلها"(بقره/106) انساء به معنی ترک کردن است.نه به این معنی که خداوند کلام خود را فراموش می کند. سخن او برای دوره معینی بوده است. مثل مراحل تدریجی تحریم شراب، یا صدقه دادن در مورد نجوای با پیامبرو..
شیخ مفید در کتاب " تصحیح الاعتقاد" در فصلی به این نکته اشاره می کند. نوشته است:" نسیان به معنی ترک و تاخیر است."
علامه طباطبایی در المیزان؛ نسیان را از ریشه انساء به معنی از یاد بردن، معنی کرده است. خداوند مطلبی را از یاد انسان ها می برد. نه این که او خود سخن خویش را فراموش می کند.
در زندگی اجتماعی و سیاسی شاهدیم که حکومت ها-بیشترحکومت های شرقی- متناسب با منافع خود و بقای خویش یا خانواده خویش بر سریر قدرت، قوانین را، حتی قانون اساسی را دلخواهانه تفسیر می کنند.گاهی خود فراتر از قانون قرار می گیرند.هر چه آن ها بپسندند قانونی و پسندیده است.هر چه آن خسرو کند شیرین بود.نمونه نابش را در چگونگی جابه جایی قدرت در برخی کشور های عربی دیدیم. که چگونه ظرف یکی دو روز همه قوانین اساسی و عادی متناسب با یک مصلحت یا منفعت تغییر یافت.آیا خداوند هم جهان را همینگونه اداره می کند؟ نگران است که سرچشمه های قدرت از کف او ربوده شود، از این رو بر خلاف سخن خود رفتار می کند؟ واقعیت این است، که در مبانی اعتقادی اسلام، نمی توان بر اساس نص قرآن مجید وسنت پیامبر و روایات چنین مدعایی را ثابت کرد. بدیهی است می توان گاه و بی گاه در گوشه و کنار روایتی را یافت. مهم اصالت و سندیت و صحت و درایت آن روایت است. در اسلام به دلیل نص قران مجید که هیچ گونه شبهه و خدشه ای مسلمانان در آن روا نداشته و ندارند.نص قرآن معیار اصلی است.بر اساس این نص سخن ابن حزم، سخنی ناروا و نیندیشیده است.
صرف نظر، از استناد به نص قرآن مجید، می توان در یک بحث عقلانی و کلامی پرسید. خداوند چرا بر خلاف سخن خود رفتار می کند؟ چرا مخالف ذات خود رفتار می کند؟ امپراتور مانوئل دوم می داند که رفتار بر خلاف ذات از سوی خداوند پسندیده نیست، آن وقت چنین مطلب بدیهی به عقل خدا نمی رسد؟!بگذریم از این که امپراتور محبوب پاپ، در اداره قلمرو خودش که روز به زوز مثل توده ای برف در تابش آفتاب سوزان آب می شد، و در دوران محاصره کنستانتینوپل، پایتخت را سال ها رها کرد و رفت، سخنش در باره خداوند چقدر پذیرفتنی است.او خودش بر خلاف عقل عمل کرد.چگونه تشخیص می دهد که خداوند بر خلاف عقل عمل می کند؟چنین است که ساختار سخنرانی پاپ که متکی بر دو نقل قول بود. قول امپراتور و ابن حزم فرو می ریزد. باز هم سخن تئودور خوری در گوشم زنگ می زند. پاپ اسلام شناس نیست. نمی بایست در عرصه ای که آشنا نیست و خبرگی ندارد وارد شود.


((

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)