قدرت مطلق بلر؟


وقتی مصاحبه آنتونی بلربا سردیوید فراست را در الجزیره انگلیسی دیدم، در ذهنم گذشت، گذر پوست به دباغ خانه افتاد.بدون شک بلر سیاستمدار باهوش و خوش استعدادی ست. تخصص اش حقوق جزایی ست. به تعبیر انگلیسی ها یک بریسترکاملا متبحر.با سابقه سیاسی و حزبی بی نظیر.پرسشی که در ذهنم مطرح شد این بود که چرا در این مصاحبه این قدر ناشیانه و متناقض سخن گفت؟ رمز این سراسیمگی از کجاست؟ بلر مثل مواد خام توی چنگ معمار کارکشته ای اسیر شده بود، فراست بر اساس نقشه ای که گویی داشت و مقصدی که می انگاشت، بلر را کشانید و برد! بلر چرا رفت؟
بدون تردید دیوید فراست یکی از قوی ترین مصاحبه گران روزگار ماست. چهل سال است که نام او به عنوان یک روزنامه نگار و گزارشگر و مصاحبه گرمطرح است.مصاحبه اش با ریچارد نیکسون بهترین و موثرترین مصاحبه ای است که انجام شده است. جالب است بعد ازسی سال که از آن مصاحبه می گذرد در همین هفته ها نمایشنامه ای با عنوان: نیکسون-فراست، نوشته پیتر مورگان، در لندن اجرا می شود. موضوع اصلی نمایشنامه همان مصاحبه است. فراست داستان آن مصاحبه را در کتاب

Shooting stars

نوشته است. نیکسون پس از ماجرای واتر گیت منزوی و افسرده شده بود. از چشم رسانه های امریکایی افتاده بود. به آن ها اعتماد هم نداشت! ضربه کاری را ازمطبوعات خورده بود. فراست با فروش سهامش و پرداخت ششصد هزار دلار نیکسون را به مصاحبه راضی کرد. فراست می گوید ارزش آن سهام اگر امروز بود، سی و هفت میلیون دلار بود! در آن مصاحبه فراست نیکسون را برهنه کرد و روی تخت جراحی خوابانید. نیکسون در توجیه شنود تلفن ها گفت، هر کاری رییس جمهور انجام دهد قانونی است! فراست با همین نکته نیکسون را نابود کرد. نیکسون ناگزیر شد به لینکلن استناد کند که گفته بود؛ اگر قانون اساسی و امنیت ملی در خطر باشد می توان خلاف قانون عمل کرد. فراست می پرسد، اما شرایط شما و زمان شما با لینکلن تفاوت دارد. آن وقت امریکا در گیر جنگ داخلی شمال و جنوب بود. حالا چه؟ نیکسون می گوید؛ آن وقت جنگ داخلی امریکا را دوپاره کرده بود؛ و حالا جنگ ویتنام....

مصاحبه با بلر هم انگار همان حال و هوا را دارد! ارتش انگلستان با فرماندهی امریکا عراق را اشغال کرده است. این بار هم فراست؛ با معماری ویژه ای از همان آغاز گفتگو بلر را شکار می کند.می گوید از زمان اشغال عراق توسط امریکا و انگلستان؛ تا به حال 2878 امریکایی و 125 انگلیسی کشته شده اند. هر روز خبر قتل و بمب و انفجار به گوش می رسد. هر روز تعداد زیادی از مردم کشته می شوند، آیا کم و بیش اشغال عراق یک فاجعه نبود؟بلر می گوید؛ بود!انصافا باید به فراست و الجزیره تبریک گفت که با یک کار حرفه ای درجه اول بلر را به این اقرار تاریخی کشاندند. پیداست که دیگر توضیح و توجیه خانم سخنگوی نخست وزیری انگلیس به کار نمی آید. گمان نمی کنم هیچ روزنامه ای و تحلیلگری چنین استنباطی را داشته باشد که حرف بلر بد تعبیر شده است.مهارت و کارکشتگی فراست در این میان نقش موثری داشت. یادم هست، در همان روزهایی که خانم رایس در اوج بود؛در فوریه 2005 به لندن آمده بود. در برنامه" صبحانه با فراست"شرکت کرد. منهم مایل بودم آن مصاحبه را ببینم. در همان آغاز مصاحبه فراست، رایس را لای زرورق پیچاند؛ تا پایان رایس فقط جرق و جرق می کرد، به رایس خوشامد گفت و گفت؛ وب سایت طرفداران شما را نگاه می کردم؛ می گویند: 2008 کاندی! یعنی کاندیدای ریاست جمهوری کاندی است! با همین تعارف کاندی از دست رفت!

پرسید، دیک چنی گفته است،" اسراییل می تواند در مورد ایران اقدام کند و نگران بازتابهای جهانی اقدامش هم نباشد."اگر رایس به اسراییل برود و شارون بپرسد که معنی این سخن این است که اسراییل به ایران حمله کند؟ رایس چه جوابی خواهد داد؟می گوید بله یا نه؟ رایس از پاسخ طفره رفت. فراست مجددا پرسید. بالاخره پاسخ بله یا نه یا محتملا هست ؟ صدای جرق و جرق زرورق می آمد اما پاسخی نبود. به گمانم مصاحبه با بلر حرفه ای تر بود.این مصاحبه یعنی پایان بلر!پایان یک وقتی در صندوق های رای اتفاق می افتد، مثل پایان حزب جمهوری خواه در این مقطع از انتخابات امریکا؛ یا پایان نیکسون با واتر گیت، فراست در مصاحبه با نیکسون پایان نیکسون را در افکار عمومی اعلام کرد.مصاحبه با بلر هم از آن دست بود،بلر هم فراست را خوب می شناخت. در باره فراست گفته است؛ با پرسش های مودبانه اش هر چه بخواهد از شما بیرون می آورد! حزب محافظه کار و لیبرال منتظر چنین اقراری بودند، که بلر اشغال عراق را فاجعه بنامد. این زیرکی فراست بود که از واژه فاجعه آن هم با قید" کمابیش"استفاده کرد. و بلر در همان جایی آمد که او می خواست.

بلر می پذیرد که اشغال فاجعه بود یا به فاجعه انجامید. همین دستاورد بزرگی است. که برای همیشه اشغال کشوری دیگر را با یک علامت سئوال خیلی بزرگ- که فاجعه تابلو آن است- روبرو کند. تبیین بلر از فاجعه باور کردنی نیست! فاجعه را به فعالیت های نظامی و عملیات انفجاری گروه های سنی و شیعه نسبت می دهد.گویی اکثریت مردم عراق با اشغال سرزمین شان موافقند.این داوری و پندار چگونه در ذهن بلر آمده است. می شود مردمی با اشغال و تجزیه کشور و ملتشان موافق باشند؟ انگلستان و امریکا با بهانه ارتباط صدام با القاعده و سلاح کشتار جمعی عراق را اشغال کردند.بعد از سه سال و نیم اشغال، عراق را کانون عملیات القاعده کرده اند. این فاجعه نیست؟ در این سه سال و نیم مردم عراق فرصت یک روز و شب زندگی آرام را نداشته اند. غریب این که بلر از سویی ایران را پشتیبان گروه های شبه نظامی شیعه می داند و از طرف دیگر با تهدید از ایران می خواهد که نقشی سارنده داشته باشد. و گر نه، انگلستان با قدرت مطلق عمل می کند. پیام انگلستان به ایران قدرت مطلق است! این همان انگلستانی است که نخست وزیرش چرچیل بود؟ چرچیل در مقدمه کتاب خاطرات جنگ دوم جهانی، نوشته است با آیزنهاور مشورت می کردیم که برای جنگ چه عنوانی انتخاب کنیم. من پیشنهاد کردم، بگوییم جنگ بی معنی، بلر هم ناخودآگاه برای اشغال عراق عنوانی برگزیده است. فاجعه! حال چرا انگلستان از قدرت مطلقش برای حل این فاجعه استفاده نمی کند؟ پیام قدرت مطلق به ایران که کار را فاجعه آمیز تر می کند؟ آیا بلر در یک دنیای ذهنی به دور از واقعیت ها زندگی می کند؟ سال ها پیش دیوید فراست جمله معروفی در باره مقایسه دو حزب کارگر و محافظه کار گفته است. دنیای ذهن بلر شبیه سخن فراست است:

" حزب کارگر برای شما خانه ای توی هوا می سازد، و با حزب محافظه کار روی زمین زندگی می کنید!" به گمانم حادثه انتخابات 7 نوامبر امریکا در انگلستان تکرار می شود. نشانه اش همین مصاحبه بلر


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (5)