خاطره ای از آیه الله تبریزی

در دوره مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاد- که همیشه بر واژه فرهنگ تاکید می کردم- برای دیدار با برخی مراجع تقلید به قم رفتم.با آیه الله تبریزی که تازگی در گذشته اند هم دیدار داشتم.مدیر کل فرهنگ قم، آقای احمدی به دلیل این که خود از بیت روحانیت بود، روابط خوبی با بیوت آقایان داشت. وارد بیت آیه الله تبریزی که شدیم، اتاق بسیار کوچکی بود، در سویی ایشان و تعدادی از شاگردان ایشان حضور داشتند، جمع ما هم سمت دیگر اتاق نشستیم. هنوز به اصطلاح جاگیر نشده بودیم که ایشان فرمودند:" چرا آقا موسیقی را ترویج می کنید؟" گفتم:" ما موسیقی را ترویج می کنیم؟"
- - بله! مگر رادیو تلویزیون زیر نظر شما نیست؟
- - نه زیر نظر رهبری است!
- - آقا من وارد سیاست نمی شوم!
- - اجازه می فرمایید؟ سئوالی از محضرتان بپرسم؟
- - بله بفرمایید.
- - به نظر شما فارابی که یک حکیم متاله و فیلسوف شیعه است، چرا کتاب موسیقی کبیر را نوشته؟
- - من برای شما از پیامبر می گویم؛ شما از فارابی نقل می کنید!
- - ما نمی خواهیم بین پیامبر و فارابی انتخاب کنیم. انتخاب بین شما و فارابی ست. او هزار سال به پیامبر نزد یکتر بوده است. چگونه او سخن پیامبر را نفهمیده؟
- - شما خیال کرده اید من با موسیقی آشنا نیستم؟ تبریز که دبستان می رفتم. روبروی دبستان ما کلیسا بود و معلم موسیقی ما ارمنی بود
!- می خواستم بگویم معلم موسیقی دختر من هم ارمنی است! اما دختر من سال های سال است که کلاس می رود.موسیقی مثل فقه می ماند پردامنه و دراز آهنگ، شناختش کار یک عمر است.دیدم این تعبیر را هم نمی توان گفت. به شوخی گفتم. " پس معلوم شد چرا با موسیقی مخالفید!"
فیلم آن دیدار باید در اداره فرهنگ قم باشد.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (15)