چراغ ها را خاموش نمی کنند؟

مدتی پیش در روزنامه کارگزاران در صفحه نخست، خبری دیدم که رمان موفق" چراغ ها را خاموش می کنم." پس از 23 بار انتشار ممنوع شده است. یادداشتی برای ضمیمه فرهنگی شرق الاوسط در این باره نوشتم.امروز در سایت بازتاب دیدم که اجازه انتشار کتاب داده شده؛ به تعبیر نویسنده این ناشر است که چراغ را خاموش می کند!. به سهم خودم خوشحالم که رمان خانم پیرزاد منتشر شده است. بدیهی ست که نشر مرکز که از زمره ناشران فرهیخته و صاحب سبک ماست؛ چراغ هیچ کتابی را خاموش نمی کند. به ویژه کتابی که مطلقا نیازی به خبرسازی ندارد.اما واقعیت این است که بسیاری ناشران و نویسندگان از جمله نشر امید ایرانیان که کتاب های مرا منتشر می کند شاهدند که خاموش کننده نشر کتاب سلیقه فعلی حاکم بر وزارت ارشاد است...
وقتی به وزارت فرهنگ و ارشاد رفتم؛ در جستجوی ریشه اجازه چاپ برآمدم. آقای بیژن زنگنه آن سال ها معاون فرهنگی یا مدیر بخش کتاب بوده اند. نامه ای برای مرحوم دکتر بهشتی رییس دیوان عالی کشور می نویسند و از ایشان راهنمایی می خواهند. آقای بهشتی می نویسند. کتاب منتشر شود اگر کسی شکایتی داشت؛ به دادگستری شکایت کند. مجددا برای ایشان می نویسند که ممکن است در کتاب ها نسبت به باورهای دینی مسائلی وجود داشته باشد. مرحوم بهشتی بر سخن خود تاکید می کنند که کتاب نباید برای کسب اجازه و بررسی معطل شود. متاسفانه اسناد این نامه نگاری یافت نشد.اما آن روز ها از انقلاب چنین تصوری در اذهان بود.که دچار حاکمیت سانسور نمی شویم. چنان چه تقریبا تمامی چهره های علمی و فرهنگی انقلاب که پیش از انقلاب کتاب نوشته اند. کتاب هایشان منتشر شده است. مرحوم بهشتی و با هنر که با سازمان کتاب های درسی همکاری می کردند. استاد مطهری و آیه الله مکارم هر دو کتاب هایشان برنده جایزه سلطنتی شدند.(کتاب داستان راستان و کتاب فیلسوف نماها) و هر دو جایزه شان را دریافت کردند...اخیرا کتاب "عماره یعقوبیان" را می خواندم. رمان درخشانی که در ادبیات عرب و در فضای مصر مثل یک حادثه تلقی شد و فیلم سینمایی با شکوهی بر اساس آن ساختند.واقعا از صمیم دل آرزو کردم که کاش نویسندگان ما به اندازه همکاران مصری شان آزادی نشر داشتند...
از این که چراغ ها را خاموش می کنم. چراغش روشن مانده است خوشحالم. مثل روز روشن است که سانسور نمی تواند دیرپا باشد.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (8)