بر سر کاری که در ایی نخست...


این تعبیرازنظامی است که:
برسرکاری که درآیی نخست
رخنه بیرون شدنش کن درست
به نظر می رسد، رابرت گیتس نامزد پیشنهادی برای وزارت دفاع امریکا؛برخلاف رامسفلد که ماجراجو و ماجراآفرین بود می خواهد راهی برای برون رفت از بحران یا فاجعه عراق به قول بلر پیدا کند.بحث روزسه شنبه گیتس در کمیته نظامی سنای امریکا که درست یک روز تمام کاری به طول انجامید؛ سرشار از نکته و عبرت بود.گیتس تصویر دیگری از عراق را ترسیم کرد. صریح و ساده و بدون پرده پوشی یا پیچیدگی در سخن؛ وقتی سناتورلوین از او پرسید:" در وضعیت فعلی آیا امریکا در عراق پیروز است؟" در پاسخ گفت:" نه آقا!" این پاسخ؛ پاسخی معمولی نیست. در مقاله گذشته با توجه به گفتگوی دیوید فراست و بلر؛ توضیح دادم که چگونه فراست با زیرکی و تبحر بلر را به نقطه ای کشانید که اشغال عراق را فاجعه خواند.پاسخ گیتس از پاسخ بلر اهمیت بیشتری دارد. سناتور ها همگی، دموکرات و جمهوری خواه صراحت و صمیمیت گیتس را ستودند و به اتفاق آرا به نامزدی او به عنوان 22 مین وزیر دفاع امریکا رای دادند.
چرا گیتس گفت امریکا در جنگ عراق پیروز نشده است؟ این سخن و موضع او چه پشتوانه و نیز پیامدهایی؛ می تواند داشته باشد؟ اهمیت موضع گیتس وقتی مضاعف می شود که به یاد بیاوریم در تاریخ 25 اکتبرجرج بوش اعلام کرد که:" امریکا در عراق مطلقا پیروز شده است." این فاصله پیروزی مطلق از زاویه دید بوش و شکست از زاویه دید گیتس چگونه پدید آمده است؟ بوش نه تنها مقوله عراق را یک شکست یا ناکامی برای امریکا نمی دانست؛ بلکه همواره بر عراق به عنوان نمونه ای برای تعمیم در منطقه و در جهان تاکید می کرد. باور بوش در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با پوتین در اجلاس جی 8 به نکته گویی پوتین انجامید! بوش از پوتین خواست که در روسیه هم مثل عراق آزادی و دموکراسی برقرار شود! پوتین در پاسخ گفت:" ما دموکراسی و آزادی از نوع عراق را نمی خواهیم!" این دگرگونی چرا پدید آمده است؟
اول: بی شک شخصیت و سابقه گیتس در این میان شایسته تامل است. گیتس از با سابقه ترین و کارکشته ترین ماموران سی آی ا است که مدارج ترقی در سازمان اطلاعاتی امریکا را از رده گزارشگری تا تحلیل وقایع و نظریه پردازی تا مدیریت سی آی ا طی کرده است. گیتش وقتی دانشجوی دوره دکتری تاریخ شوروی و روسیه در دانشگاه جرج تاون بود همکاری اش را با سی آی ا شروع کرد.نزدیک به سه دهه در آن سازمان کار کرد. با توجه به تخصصش و نیز اهمیت جنگ سرد در دهه های شصت و هفتاد و هشتاد؛ همواره به عنوان یک مدیر درجه اول تحسین شده است. فایل او در سی آی آ که از طریق سایت آن سازمان قابل دسترسی ست؛ حکایت نشان ها و تشویق های او را توضیح می دهد. در شش ماه گذشته؛ گیتش با کمیته دوحزبی بیکر-همیلتون که به کمیته بررسی عراق معروف شد همگاری می کرد. در مورد استراتری رامسفلد؛ گیتس همواره انتقاد داشت. در جلسه روز سه شنبه سنا از موضع استغنا سخن گفت." من دنبال وزارت دفاع نبودم؛ به هیچکس در هیچ موردی مدیون نیستم!" این جمله بوش را هم در بر می گیرد.
دوم:عصر چهارشنبه/8/نوامبر بوش استعفای رامسفلد را پذیرفت و گیتس را معرفی کرد.همان شبی که به قول بوش؛ دموکرات ها آن را به خوبی گذرانده بودند. بوش ناگزیر شد در پاسخ به پیام نانسی پلوسی؛ رامسفلد را برکنار کند و از استراتژی تازه در مورد عراق سخن بگوید. گیتس به خوبی می داند که این بوش است که به او نیازمند است. از سوی دیگر او باید از سنا رای اعتماد بگیرد. سنایی که در هر صورت اکثریت ناپلئونی آن در اختیار دموکرات هاست. همان اکثریتی که جان بولتون را با آن همه طمطراق حذف کرد. گیتس نه تنها متناسب با دیدگاه بوش سخن نگفت بلکه عملا بر خلاف استراتژی دولت بوش موضع گرفت. به گونه ای که سناتور هیلاری کلینتون به چگونگی همکاری او با چنی و بوش اشاره کرد. که چگونه می خواهد با آنان کار کند؟ گیتس از صراحت بوش تقدیر کرد که در باره عراق از خط مشی جدیدی سخن گفته است. به عبارت دیگر؛ گیتس از تغییر دیدگاه ها سخن گفت.
سوم: وقتی گیتس یه عنوان نامزد وزارت دفاع معرفی شد.سناتور کارل لوین گفت؛ گیتس باید مستقل باشد.وقتی لوین در جلسه روز سه شنبه از گیتس پرسید: امریکا پیروز شده؟ و گیتس گفت نه آقا! روشن تر از هر پیامی استقلال خود را اعلام کرد.
سوم: برای نخستین بار گیتس اصل اشغال عراق را زیر سئوال برد.گفت؛ هنوز بسیار زود است که در باره اشغال عراق و اسقاط صدام داوری کنیم. این تردید ؛ تردید یک روزنامه نگار نیست. تردید کسی است که به عنوان وزیر دفاع کارش را شروع می کند.
چهارم: گیتس گفت:" نمی خواهد به جنازه مشت بزند! و نمی خواهد دقیقا نظرات خود را اعلام کند." معنی این سخن این است که گیتس به وضعیت موجود انتقادات اساسی دارد.
پنجم :در مورد ایران دو نکته در سخنان گیتس مطرح شده است. ایران به دنبال سلاح هسته ای است و دوم این که ایران می خواهد جلوی جریان نفت را بگیرد و تروریسم را به کشورهای منطقه و اروپا و حتی امریکا بکشاند.اقدام نظامی غلیه ایران را به عنوان آخرین انتخاب تایید می کند. گویی همان تناقضی که در سخنان بلر آشکار بود که از سویی از ایران می خواست در حل مساله عراق نقش سازنده ایفا کند و از سوی دیگر ایران را به رویارویی با قدرت مطلق تهدید می کرد؛ در سخنان گیتس هم همان تناقض دیده می شود. گزارش گروه بررسی مسائل عراق که گیتس هم از جمله همین گروه بیکر-همیلتون بوده است. یکی از نقاط محوری اش مذاکره با ایران است.گویی امریکایی ها سر در گم مانده اند که ایران بالاخره به تعبیر آنان بخشی از مشکل است یا بخشی از راه حل؟ امریکا در حل مشکل عراق در مانده است. تغییر استراتژی یا نگاه تازه به تعبیر گیتس روایت دیگری از درماندگی است. به ویژه؛ گیتس بر خلاف رامسفلد با صحبتی احساسی در سنا گفت: دیروز خانمی جلوی هتل من آمده بود. به من تبریک گفت که قرار است وزیر دفاع بشوم. گفت من دو پسر دارم؛ هر دو در عراق هستند. آن ها را زنده برگردانید...گیتس اشاره کرد که 12 نفر از دانشجویان او که از آنان خاطره دارد، با آن ها حرف زده ، غذا خورده ؛ در عراق کشته شده اند. این عبارات که در پاسخ به پرسش سناتور کندی مطرح شد نشان می دهد که گیتس می خواهد وزیر دفاعی عقلانی و عاطفی باشد.تهدید ایران کاملا در معماری سخنان او ناهموار و غیر منطقی است. او که زمان زیادی در اختیار ندارد.از سال دیگر امریکا روی موج انتخابات ریاست جمهوری است که بی شک دموکرات ها برنده خواهند شد.گیتس حد اکثر می تواند-اگر بتواند- مساله عراق را حل کند؛ که نمی تواند!


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (4)