کلمه مکتوب

مکتوب دو ساله شد! جمیله یادداشت خوبی در باره دو سالگی مکتوب و تحول تازه در آن نوشته است.میلاد مکتوب مدیون اوست. از شما چه پنهان من چندان موافق نبودم. احساس می کردم برای نوشتن؛ آن هم در شرایط تازه زندگی در لندن، به خلوت و تمرکز بیشتری نیاز دارم. وقتی شما از خانه و سرزمین تان کنده می شوید، تا استقرار در وضعیت و موقعیت جدید، چند سالی در برزخ استقرارید. خوشبختانه استقرار ما،به سرعت انجام شد.گویی خداوند مستقیما در کار و بار ما حضور داشت.خرید خانه و مدرسه صهبا و دانشگاه علی و نیز ادامه تحصیل دختر بزرگمان زهرا در آمریکا و قرار پیدا کردن محمد پسر بزرگمان در تهران؛ به لطف خداوند سرانجام پیدا کرد. خانواده ما از بوستون تا لندن تا تهران گسترده شد.نه مثل" آینه های در دار" گلشیری، تکه تکه؛ بلکه در موقعیت پر شور و نشاط انگیزی که جمع ما بیشتر به یکدگروابسته و دلبسته شدیم.وطن ما بزرگ شد.و دنیای ما کوچک
شاعر شگفت انگیز اهل سوریه؛ محمد ماغوط که در سال جاری در گذشت.امروز آخرین اثر او به نام:"البدوی الاحمر" را از کتابفروشی دار ساقی خریدم.ماغوط زندگی اش شعر بود.مثل شاه میداس به هر چه دست می زد شعر می شد.می گوید من شاعر تصویرم...در تابلو های درخشان او وطن جلوه دیگری دارد. به تعبیر اقبال:
این وطن مصر و عراق و شام نیست
این وطن جایی ست کو را نام نیست!
برایم کلمه جای وطن مصطلح را پر کرده است.مکتوب هم وطن ماست!ماغوط سروده است:
آیا من وطنی هستم که نیازمند مرزست؟
یا مرزی هستم نیازمند وطن!
در همان ماه نخست مهاجرت, با دوست همدلی صحبت می کردم. گفت:
" شاید که چو وا بینی خیر تو در این باشد..."
پس از دو سال ما شکفتگی خیر را؛ شکفتگی بچه ها را در یک فضای تازه به روشنی می بینیم.شکفتگی مکتوب هم در روز تولد جمیله(24 آذر) نشانه ای از بخت خوش ماست.مکتوب اوج تازه ای در زندگی فکری ما بود که با همت جمیله شروع شد و با لطف شما؛ همفکری شما بالید و به این نقطه رسید.فردا کتاب ماغوط را بیشتر معرفی می کنم.لازمست بگویم؛ کتاب هایی که معرفی می کنم به زبان فارسی نیستند. به زبان انگلیسی و عربی وگاه به زبان های دیگر خواهد بود.
خداوند بزرگ را سپاس می گویم که مرا ازمانداب سیاست به دریای مواج کلمه هجرت داد.
این همه گفتیم لیک اندر بسیچ
بی عنایات خدا هیچیم هیچ

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (21)