قهرمان؟


واکنش های غریبی در باره اعدام صدام اتفاق افتاده است. به برخی داوری های رسمی و غیر رسمی اشاره می کنم.

اول: در لیبی اعلام کرده اند که مجسمه صدام را در کنار مجسمه عمرمختار قهرمان ملی لیبی قرار می دهند.

دوم:دکتر علی نافع ، معاون رییس حمهور سودان گفته است: صدام عاشق عراق و ملت عراق بود.

سوم: نویسنده ای صدام را با حلاج مقایسه کرده بود.

چهارم: نماینده شبکه الجزیره در مصر به روستایی به نام "عزت صدام" رفته بود.در آنجا عزاداری مصری ها را نشان می داد.با تکنیک و ترفند تبلیغی وانمود می شد که گویی مردم "عزت صدام" نشانه ای از مردم مصرند و همه عزادار صدام اند.

پنچم: نویسنده ای در باره صدام نوشته بود: ای اسطوره عرب و اسلام، مثل قهرمان زندگی کردی و قهرمانانه هم شهید شدی.

ششم: دیگری خطاب به صدام نوشته بود: ای اهل التقوی و المغفره!

هفتم: داود شریان، نویسنده روزنامه الحیات هم " اعدام وحشیانه صدام را طرحی ایرانی خوانده بود، که به عنوان عدالت الهی خوانده شده است"

این موارد، تنها نمونه های دم دست بود.اگر جستجوی دقیقی صورت گیرد می توان تصویر کاملی از واکنش به واقعه اعدام صدام را شناسایی کرد.پرسش این است که چرا چنین تصویری از صدام ارایه می شود؟ به عنوان مثال فلسطینی ها چرا از صدام به عنوان یک قهرمان تجلیل کردند؟ این تجلیل ها با کدام تحلیل و جهت گری صورت گرفته است؟ احمد ابو مطر، نویسنده فلسطینی مقدمه پر نکته ای بر کتاب" فلسطینیون فی سجون صدام"-فلسطینی ها در زندان صدام- نوشته است. اشاره کرده است که صدام همیشه با سرنوشت فلسطینی ها تجارت کرد. وقتی کویت را اشغال کرد، نام ارتش قدس را برای ارتش عراق انتخاب کرد. وقتی به ایران حمله کرد گفت برای دفاع از دروازه شرقی امت عرب به ایران حمله کرده است.-همین تعبیر را عبدالباری عطوان مدیر روزنامه قدس عربی به کار می برد.-کتاب از هفت فلسطینی روایت می کند. که چگونه در زندان های عراق سر کرده اند و حکومت عراق چه رفتاری با آن ها داشته است.داستان رفتار صدام با ودیع حداد و مسموم کردن وی توسط سازمان امنیت عراق در سال 1978 به تعبیر احمد مطر پیامی بود که صدام در آستانه طراحی جنگ علیه ایران به امریکا و آلمان فرستاد.ابو نضال که یک قلم از پرونده آدم کشی اش ترور عصام سرطاوی بود. توسط چه کسی حمایت می شد؟ اتفاقا وقتی سرطاوی ترور شد، برای شرکت در شورای ملی فلسطین-دوره شانزدهم- به الجزایر رفته بودم. درست در زمان برگزاری کنفرانس، سرطاوی ترور شد.نگاه اول و تحلیل اول می گفت؛ اسراییل او را ترور کرده است.ابوایاد-صلاح خلف- می گفت کار صدام است.

صدام در مقابل سازمان آزادی بخش فلسطین؛ جبهه التحریر العربیه را ساخت.ترور فلسطینی ها از جمله دستاوردهای همین جبهه بود.فلسطینی ها، فتح؛ حماس کارنامه ضد فلسطینی صدام را از یاد برده اند؟ اشتباه استراتژیک عرفات در دفاع از اشغال کویت کافی نبوده است؟

به پرسش برگردیم چرا صدام را قهرمان ملی عرب و اسلام معرفی می کنند؟

اول:واقعیت این است که قهرمان دنیای عرب و اسلام؛ حسن نصرالله است.قهرمانی اصیل؛ بی خدشه ای در کارنامه مقاومت و جهادش,می بینیم که مردم مصر در تظاهرات خود همیشه تصویر نصرالله را به عنوان نشانه مقاومت در برابر امریکا و اسراییل بر سر دست می گیرند.قهرمانی صدام یک کاریکاتور ناشیانه است.او که تا مغز استخوان در خدمت منافع امریکا بود و اساسا او بود که سایه امریکا را بر منطقه سنگین کرد.چطور می تواند قهرمان ضد امریکایی باشد. آیا ترویج قهرمانی او فرصتی برای کمرنگ نشان دادن و نسیان نصرالله نیست. سکه ای تقلبی به بازار می آید تا سکه اصیل فراموش شود.

دوم: واقعیت این است که تشکیل دادگاه در زمان اشغال؛ و این نکته که تا ساعتی پیش از اعدام؛ صدام در اختیار امریکا بود.در آخرین مرحله هم، یک هلی کوپتر امریکایی جسد صدام را به تکریت برد.به خوبی زمینه ضد امریکایی نشان دادن صدام را فراهم کرد. اتفاقا مهمترین اشتباه تاریخی و استراتژیک صدام این بود که گمان می کرد امریکا به عراق حمله نمی کند.او جنگ علیه ایران را با هماهنگی امریکا سازماندهی کرد.حمله به کویت زمانی قطعی شد.که سفیر امریکا در بغداد به صدام گفته بود در این مورد امریکا دخالتی نخواهد داشت.صدام در دوره محاکمه با تدبیر بر دو محور تاکید همواره داشت. نخست این که خودش را مسلمانی معتقد و همیشه قرآن به دست نشان می داد.و دوم همواره بر اشغال عراق توسط امریکا با هر بهانه ای اشاره می کرد. بدیهی است که این دو نکته که آرم دادگاه صدام شده بود. در افکار عمومی تاثیر گذار است.

صدام که قهرمان اسلام معرفی می شود کارنامه ای از قتل عام عالمان دینی سنی و شیعه عراق را به میزاث گذاشته است شهادت آیه الله سید محمد باقر صدر تنها یک گوشه ای از پرونده جنایات صدام است.از قضا آیه الله صدر را در همان مکانی که صدام اعدام شد. اعدام کردند.او را سه روز پس از دستگیری و شکنجه کشتند.غروب روز9 آوریل سال 1980 از سید محمد صادق صدر خواستند که به استانداری نجف برود.برق شهر نجف را سراسر قطع کرده بودند.چهره آیه الله محمد باقر صدر خرد و زخمی بود.آن کسی که در هنگام اعدام صدام شعار داد زنده باد محمد باقر صدر؛ گویی از برخورد صدام با صدر خبر داشت.وقتی صدام صدر را دیده بود، گفته بود:

- تو کی هستی!؟

- صدر جواب داده بود: صدر؛ صدام گفته بود: ,رجل!-یعنی پا-

- صدام اساس و بنیاد قدرت و قهرمانی اش بر ارعاب بود. در همان مکانی که اعدام شد.دستگاه امنیتی او چرخ گوشت عظیمی را تدارک دیده بودند. تا مخالفان را درونش چرخ کنند. مردم بغداد و عراق از نام زندان ابوغریب و حشت می کردند. از خیابان های اطراف ابو غریب هم عبور نمی کردند.این واکنش های تبلیغاتی تمام می شود اما اسناد زنده جنایت های صدام باقی است.مهم این است که این اسناد به درستی معرفی شود تا امواج کف آلود قهرمان پوشالی زدوده شود.همین فضای تزویر و جهالت است که صدام در آن پرورده می شود. به این نکته بیندیشید که چه بر سر افکار عمومی و سازندگان افکار عمومی امده است که صدام را با عمر مختار و حلاج مقایسه می کنند.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (18)