رنگین کمان

صهبا پرسید: ترتیب رنگ های رنگین کمان چطوریه؟
داشتم از سایت کاخ سفید مصاحبه تونی اسنو را گوش می کردم. گفتم: من الان کار دارم، کارم که تمام شد به ات می گم
چه کار داری
دارم به یک مصاحبه گوش می کنم.
مصاحبه ی کیه؟
تونی اسنو!
صهبا با تعحب نگاهم کرد و گفت: یعنی این تونی اسنو از من مهمتره؟
نه بابا تومهمتری
حرفاش هم از رنگین کمان مهمتره!
نه بابا!
از توی گوگل رنگین کمان را جستجو کردم.از دائره المعارف ویکیپدیا؛ عکس های مختلف رنگین کمان را، ترتیب رنگها را نشانش دادم. خوب که نگاه کرد. گفت: دیدی رنگین کمان بهتر بود!
برای چی؟
برای این که وقتی رنگین کمان ها را می بینی، می خندی! قبلش اخم کرده بودی...
یاد یک خاطره افتادم. روزی که با پدر بزرگم برای اولین بار رنگین کمان را شناختم.
رنگین کمان روی تپه " مارون" پل زده بود. پدر بزرگم گفت: پسر بیا قوس و قزح ببین، از مهتابی خانه نگاه کردم ،گفتم: چقدر نزدیک است! برویم پبشش پدر بزرگم دستم را گرفت تا بالای تپه بالا رفتیم.انگار رنگین کمان مثل آینه روبرویمان بود.
آیا صهبا که این همه تصویر از رنگین کمان دید و به ترتیب رنگ ها را نقاشی کرد. آن حس درک رنگین کمان را پیدا می کند؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)