استراتژی تازه امریکا


چنان که انتظار می رفت، جرج بوش استراتژی جدید امریکا در عراق را چهارشنبه بیستم دی ماه مطرح کرد.نخستین نکته ای که به نظر می رسد این است که چگونه می توان سخنان بوش را طراحی یک استراتژی تازه تلقی کرد؟ از استراتژی چه تعبیر و تفسیری در ذهن بوش و مشاورانش بوده است.؟ واقعیت این است که به دشواری می توان بر سخنان بوش عنوان استراتژیک داد.چنانچه دولت بوش به گزارش کمیته دوحزبی بیکر-همیلتن عمل می کرد؛ آن گزارش را به خوبی می توان یک گزارش استراتژیک تلقی کرد.در آن گزارش کوشیده بودند تمامی ابعاد مساله عراق و منطقه خاورمیانه را در چشم اندازی روشن ببیند.مثل توجهی که آن گزارش به مساله فلسطین داشت .در استراتژی جدید بی توجهی مطلق بوش به حقوق فلسطینی ها مشهود است., گویی از آن گزارش که با صرف سرمایه سیاسی و تبلیغاتی بسیاری فراهم شد، بوش فقط یک جمله را به امانت گرفته است:" برای حل مساله عراق راه حل جادویی وجود ندارد!"
نکته قابل تامل ان بود که تمامی نکات سخنرانی بوش در جلسه ی توجیهی 18 دی سخنگوی کاخ سفید ، تونی اسنو با روزنامه نگاران و خبرنگاران مطرح شده بود.همه سخن بوش این است که سربازان بیشتری به عراق می فرستد و برای این کار پول بیشتری می خواهد.و ایران منطقه را تهدید می کند.
گزارش بیکر-همیلتون اتفاقا یک محور مهمش این بود که امریکا سربازانش را به تدریج از عراق خارج کند و بیش از این در عراق هزینه های هنگفت مالی نکند.و با ایران گفتگو کند.گویی بوش اساس آن گزارش را نخوانده و یا اعتنایی به آن ندارد.البته چندان هم حیرت انگیز نیست! مدتی پیش از سوی فرماندهی ارتش امریکا برای 75 افسر ارتش امریکا نامه ارسال شده بود.از آنان تقدیر شده بود که برای ماموریت به عراق خودشان را آماده کنند. آن 75 افسر همگی در عراق کشته شده بودند!در جلسه توجیهی تونی اسنو خبرنگاری از او می پرسد، آخر این چه وضعیتی است؟ جواب می دهد اشکال از کامپیوتر بوده است.
اما نکات قاتل تاملی در سخنان بوش، به اصطلاح لا به لای سطور خواندنی است.
ادبیات و واژگان بوش در این صحبت تغییر کرده است.به برخی از نشانه های تغییر اشاره می کنم:
اول:در سخن بوش بیش از آن چه از پیروزی سخن گفته شود؛ نگرانی ایشان از پیامدهای شکست مطرح شده است.گویی زمانه آب سردی بر سر بوش ریخته و آن واژگان پیروزی که حتی به پوتین سفارش می کرد ، دموکراسی و آزادی را از عراق بیاموزد و قرار بود عراق نمونه ای برای تعمیم در خاورمیانه شود؛ به کناری نهاده شده است فاجعه شکست امریکا در عراق را در چهار سطح مطرح کرده است:
الف: دولت عراق سقوط می کند.
ب: ایران در منطقه ، قدرت و نفوذ پیدا می کند.
ج:حکومت های معتدل و مدرن منطقه به مخاطره می افتند. بوش به صراحت از حکومت های مصر و سعودی و اردن وحکومت های منطقه خلیج( به گمانم این اولین بار است که در نطق رسمی رییس جمهور امریکا نام تاریخی خلیج فارس،ابتر ذکرشده است)می خواهد که با سیاست های امریکا همراه باشند؛ و در برابر نفوذ ایران بایستند..
د:شکست در عراق امنیت امریکا را به خطر می اندازد.
آن همه شعارهای پیروزی؛ خاورمیانه جدید و ...به این مرحله تقلیل یافته است که امریکا باید در عراق پیروز شود.بیست و یک هزار و پانصد سرباز جدید, استراتژی حرکت به سوی پیروزی در این مرحله است.البته بوش به صراحت نمی گوید که سیاست امریکا در عراق با شکست مواجه شده است.اشاره می کند که وضعیت عراق از دید مردم امریکا و نیز بوش غیر قابل پذیرش است.
صفحه نخست تعداد زیادی از روزنامه های امریکا را که صبح پنجشنبه در امریکا منتشر شده اند را دیدم.با توجه به سه نکته: تیتر انتخابی و عکس بوش و تفسیری که برخی از روزنامه ها نوشته اند.استراتژی تازه بوش نتوانسته افکار عمومی را قانع کند.واژه های "تاسف "و "اشتباه" در برخی تیتر ها دیده می شود.بین پرانتز بگویم که اعلام اشتباه درمورد استراتژی امریکا در عراق و پذیرفتن مسئولیت اشتباه که بوش به صراحت بدان اعتراف کرد از جمله رویه های مثبت و تاثیر گذار در فرهنگ امریکایی ست.
نکته دیگر این است که استراتژی تازه کاملا در برابر رای مردم امریکا ست که جمهوری خواهان را در سه قلمرو مجلس نمایندگان و سنا و فرمانداری ها از اکثریت انداختند.چگونه بوش می تواند این استراتژی را بدون همکاری کنگره و سنا پیش ببرد؟ ضمن این که برخی سناتورهای جمهوری خواه نیز به صراحت از استراتژی بوش انتقاد کرده اند.
نکته آخر، به گمانم به همین دلایل؛ که استراتژی تازه بنیاد محکمی ندارد و اساسا استراتژی نیست، می توان تصور کرد که بوش و دولت او ممکن است که برای حل بحران ، بحران تازه ای بیافرینند.اسارت دیپلمات های ایرانی در بغداد و اربیل نشانه های بحران تازه است.گذار از این مرحله نیازمند تدبیر جدی است.به گمانم محتمل است که استراتژی تازه عملا به توسعه جنگ در منطقه بیانجامد.آیا ضرورت دارد که در چنین مرحله خطیری روابط ایران با همه اعضای شورای امنیت و نیز با کشورهای عربی منطقه پر تنش ومساله آفرین باشد؟ فرض کنیم. تمام تلاش امریکا و اسراییل صرف تخریب روابط منطقه ای و بین المللی ایران می شود. باید اندیشید و در این دام نیفتاد. بدیهی است که همیشه می توان بهانه ای برای اختلاف یافت.مهم ترمیم روابط در یک مرحله خطیر است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)