آیه الله معرفت

دیده اید واژه ی خوش بخت چه طنین خوشی دارد! انگار انسان به جهان می آید تا روزی یا لحظه ای شاهد بخت خوش را در آغوش کشد.وقتی واژگان خوش بخت را به زبان می آوریم موسیقی واژه به گونه ای است که گویی به شکل محوو مبهمی آوایمان تا انتهای حرف "ت" کشیده و گم می شود...اقبال لاهوری از جوانی شب زنده دار بود.گاه گاه دیر به مدرسه می رفت. روزی معلمش گفت:اقبال توهمیشه دیر می آیی.
اقبال ، به آرامی پاسخ داد: اقبال همیشه دیر می آید!
کودک بودم.با پدر بزرگم که قبا پوشیده بود و شال سبز به کمر بسته بود.از بازار اراک می گذشتیم.دستم را گرفته بود.ایستاد. با چشمان سبزش توی چشمم نگاه کرد. دکانی را نشانم داد:
- "اینجا خلعت می فروشند.آخرین لباس آدم است.خیاط نمی خواهد."
- کفن فروش چانه اش تکان می خورد.بی حوصله بود.
- از چند گذر رد شدیم
- "اینجا عطر می فروشند"
- بوی عطر بوی هل و گلاب و دارچین آن تکه بازار را پر کرده بود
- پدر بزرگم گفت:" زندگی می گذرد . یکی کفن می فروشد یکی عطر"
- از آن وقت تصویر مبهمی توی ذهنم بود.بزرگ که شدم. چی بفروشم!
- ارزش انسان به چیست؟ به شغل او؟ بعد ها آیه الله امامی خوانساری این تعبیر ابن سینا را برایمان توضیح داد.که بهترین دانش ها دانشی ست که موضوع آن فضیلت بیشتری داشته باشد.افضل علم بافضل معلوم
- بی درنگ در ذهنم؛ حاطره بازار اراک و پدر بزرگم تداعی شد. پس کفن فروشی به اندازه مرده می ارزد و عطر فروشی به قدر نشاط و طراوت آدم زنده...خوش بختی کجاست؟ نقطه ای است که انسان ها هر کدام در جایی در دامنه یا بریال کوه ایستاده اند.اما! انسان های بخت یاری یافت می شوند که راه دشوار دستیابی به ستیغ خوش بختی و فلاح را از قله آغاز کرده اندو همه عمر از آن منظر به جهان و طبیعت و انسان و تاریخ نگریسته اند.بی تردید قران قله شامخ هستی ست.
- از من ار کوه احد واقف بدی
- چشمه چشمه از جبل خون آمدی
- که لو انزلنا کتابا للجبل
- لانصدع ثم انقطع ثم ارتحل!
- اگر کسی زندگی اش را صرف کتاب کرد. اگر کسی با واژه ها و تابلوهای رنگین و مفاهیم خیال انگیز قرآن عمری را به سر برد.او انسان خوش بختی ست.این بخت خوش در واژگان، در نگاه در طمانینه آیه الله معرفت می درخشید.
- مجموعه آثار ایشان در باره ی قرآن مجید،- پس از تفسیر شگفت انگیز المیزان که مهمترین تالیف جهان تشیع در قرن بیستم است-.مجموعه ای بی نظیر است.کار کارستانی است که تنها با یک عمر پر برکت حاصل می شود.
- از ایه الله معرفت چها ر اثر به یادگار مانده, که همه این آثار اهمیت درجه اول دارند.وهمگی بی شک به عنوان کتاب های کلاسیک علوم قرآنی تلقی خواهند شد
- ا- التمهید فی علوم القرآن(7 جلد)
- 2-التاویل
- 3-صیانه القرآن عن التحریف
- 4-التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب(2 جلد)
- صرفا در این یادداشت که به کتاب التفسیر اشاره می کنم.
- گلدزیهر(1920-1850م) کتاب معروفی دارد در باره شیوه ها و مکتب های تفسیر قرآن، این کتاب توسط دکترنجار به عربی با عنوان" مذاهب التفسیر الاسلامی" ترجمه شده است. کار گلد ریهر پس از کارهای پژوهشی حیرت انگیز نولدکه، بسیار مورد توجه اسلام شناسان قرار گرفته است.برخلاف نولدکه که بیشتر به زبان و واژگان قرآن و چگونگی ترتیب آیات و سوره ها پرداخت.دانش استثنایی او؛ مثلا تسلط به زبان عربی کهن و آگاهی به لهجه های کهن یمنی، زبان حبشی، عبری کلاسیک،آرامی و ...به کار او اهمیت ویژه ای بخشیده و البته هنوز هم این کتاب و شبهاتش از سوی مسلمانان بی پاسخ مانده است.کار مستشرقینی مثل نولدکه و گلدزیهر همین است. که جستجو کنند و در متن باور های مسلمانان و کتاب آسمانی آنان نکاتی را برجسته کنند.از سویی آنان با قرآن به عنوان یک متن تاریخی روبرو می شوند و نه به عنوان یک متن مقدس. گلد زیهر به نحو جامعی به مقوله تفسیر پرداخته بود. پس از گلد زیهر دکتر محمد حسین ذهبی در سال 1976 کتابی منتشر کرد به نام:"التفسیر والمفسرون" اگر صبغه ی کتاب گلدزیهر طرح شبهه در باره اسلام بود. کتاب ذهبی گویی علیه شیعه امامیه نوشته شده است.با تاسف ناسزا گویی در این کتاب به فراوانی دیده می شود.کافی ست در بخش نقد و بررسی تفاسیر معتزلی نظر ایشان را در باره امالی شریف مرتضی و کشاف زمخشری بخوانیم.در بخش شیعه امامیه، دکتر ذهبی باور های گروه های اندکی که دیگر نشانی از آنان نیست. مثل:سبائیه و بیانیه و منصوریه وخطابیه و..که اکثریت قریب به اتفاق شیعیان اساسا چنین گروه هایی را نمی شناسند.ذهبی باورهای آنان را به عنوان باور های شیعیان امامیه معرفی کرده است، مثلا در مورد سبائیه نوشته است: آنان رعد را صدای علی و برق را تاریانه یا تبسم علی می دانند. وقتی برق می زندو صدای رعد را می شنوند، می گویند: السلام علیک یا امیرالمومنین!
- بیان ابن سمعان تمیمی، پیشوای بیانیه می گفت، او مصداق این آیه است:هذا بیان للناس(138/آل عمران)
- نهایتا از این اقوال استنتاج می کند که شیعه امامیه؛مستند درستی در تفسیر قرآن ندارند.دلیل معتبری در اختیارشان نیست.باورهایشان خرافی و باطل است...
- می بایست کسی به صحنه می آمد؛ که هم پاسخ گلدزیهر را بدهد و هم به نقد ذهبی بپردازد.عجیب این که در کتاب التفسیر والمفسرون فی ثوبه القشیب- تفسیر و مفسران در جامه ای آراسته- مستقیما اشاره ای به گلد زیهر و ذهبی نمی شود.اما تقریبا تمامی شبهات آنان پاسخ گفته شده است.از بعد پژوهش و جستجوی منابع کتاب آیه الله معرفت فاصله بسیاری با کتاب ذهبی دارد. می توان گفت دیگر کتاب ذهبی برای کسی که التفسیر معرفت را خوانده باشد. بی قدر جلوه می کند. این بی قدری را از جهات ارزش و اعتبار پژوهشی می گویم.
- به عنوان نمونه، نگاهی که آیه الله معرفت به مبحث واژه شناسی و موسیقی کلمات دارند.فرازی از نوشته ایشان را ببینید
- "عمر ابن ربیعه موسیقی شعرش ، موسیقی بیرونی ست:
- اتحب القتول اخت الرباب؟
- قال لی صاحبی لیعلم مابی
- موسیقی از قافیه و وزن وبحر به گوش می رسد.اما!
- والضحی و اللیل اذا سجی از دل هر حرفی موسیقی می تراود.این موسیقی ست که در معماری قرآن به کار رفته است.راز قرآن است.قرآن داستان موسی را به صورت یک سمفونی شگفت انگیز روایت می کند...ولقد اوحینا الی موسی ان اسر بعبادی..." آیه الله معرفت مثل عاشقی مست دل از دست می نهد و می نویسد:
- "ان الکلمات لتذوب فی ید خالقها و تصطف و تتراض فی معمار و رصف موسیقی فرید..."
- واژه ها در دست آفریدگارشان صف می زنند، با هم می آمیزند.تا بنای با شکوهی با موسیقی یگانه ای سامان پذیرد...
- این زیبایی شگفت انگیز زبان را تنها در نوشته های طیب صالح دیده ام و شعر محمود درویش و ادونیس...
- اگر المیزان هم با چنین زبانی نوشته می شد؟ پس از الغدیر علامه امینی, می توان نوشته های آیه الله معرفت را از زمره نمونه های درخشان نثر به شمار آورد.این درخشندگی اسان به دست نیامده است.این بوی خوشی که از زندگی و قلم آیه الله معرفت می تراود.همان است که حافظ گفت:
- تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد
- هر که خاک در میخانه برخساره نرفت
- کدام میخانه شور انگیز تر از قرآن؟ و کدام واژه در خشانتر از قرآن؟
- بخش مهمی از التفسیر آیه الله معرفت که در 32 قسمت مطرح شده است. پژوهش پر اهمیتی ست که ایشان در باره رواج اسراییلیات در تفسیر قرآن انجام داده اند. به گمانم این نخستین بار است که یک عالم شیعی یه صراحت به نقد اسراییلیات در تفسیر پرداخته است.
- این بخش را می توان پاسخ محققانه ای به مستشرقین به شمار آورد.متبرک باد نام او.
-
-
-

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (5)