هلال شیعه

ملک عبدالله پادشاه اردن در دسامبر سال 2004 ، شکل گیری هلال شیعه را به عنوان خطری که خاورمیانه را تهدید می کند، مطرح کرد.بر اساس باور ایشان این هلال از ایران شروع می شود، تا علوی های سوریه امتداد پیدا می کند، به حزب الله لبنان می پیوندد. و سرانجام حماس را در بر می گیرد.
یک ماه پس از اعلام خطر هلال شیعی توسط ملک عبدالله، حسنی مبارک رییس جمهور مصر گفت:" شعیان عراق و لبنان پیوندشان با ایران قوی تر از وابستگی شان به کشورهای خودشان است".این دو سخن دو روی یک سکه بود.در مدت سه سالی که از طرح خطر هلال شیعه می گذرد، اتفاق های دیگری در منطقه افتاده است . سازمان دهی سرکوب و بلکه انهدام حزب الله توسط امریکا و اسراییل و خرسندی خاکستری رنگ برخی کشورهای منطقه، نه تنها به نتیجه نرسید. بلکه زایمان سخت و همراه با کشتار مردم لبنان و ویرانی لبنان که از نظر رایس دردهای زایمان خاورمیانه جدید تلقی شد.به سرانجامی کاملا معکوس انجامید.برکناری حالوتس، در حقیقت اعلام شکست ارتش اسراییل بود.از سوی دیگر امریکا در تثبیت موقعیت خود در عراق و افغانستان با دشواری های بسیاری رویاروست.استراتژی تازه امریکا در منطقه خاورمیانه بر ایران متمرکز شده است.در سخنرانی سال جرج بوش به صراحت از گروه های شبه نظامی شیعه که توسط ایران تغذیه و حمایت می شود. سخن گفته شد.لحن امریکا در باره ایران و تشیع، ادبیات جدیدی یافت.گام به گام منطقه به سوی تقابل ایران و امریکا کشانیده می شود.در این میان بیش از گذشته بر خطر هلال شیعی تاکید می شود.
این خطر چگونه معرفی و اثبات می شود؟ تردیدی نیست که ملک عبدالله پادشاه اردن نه سابقه نظریه پردازی دارد و نه از ایشان چنین انتظاری می رود.ولیعهد سابق اردن که نظریه پرداز بود، به دلیل آنکه با ساست های امریکا در اردن و منطقه صد در صد موافق و مطیع نبود.با کارگردانی امریکا در یک کودتای سفید حذف شد.یادتان هست که ملک حسین در آن ماه های آخر بیمار بود. شیمی درمانی می شد. ماه ها بود که در امریکا به سر می برد.جسم و جان و روح و روانش در اختیار خودش نبود.در آن موقعیت ویژه به جای ولیعهد سابق ، ملک عبدالله به عنوان ولیعهد و بعدا پادشاه معرفی شد؛ تا همواره به عنوان یک دولت مدرن از سوی امریکا و انگلستان تشویق شود و سخنان امریکا را بگوید.ملک حسین نیز در زندگی سیاسی طولانی اش اشتباهات استراتژیک کم نداشت.یک فقره آن شرکت در جبهه جنگ عراق با ایران بود. فیلم حضور او درخط مقدم جبهه جنگ؛ دوش به دوش صدام وجود دارد. صدام از ملک حسین به عنوان توپچی استفاده کرد ملک حسین افسار توپ را کشید و گلوله ای بسوی ایران شلیک کرد.سخن ملک عبدالله ادامه همان حال و هواست منتها به زبان دیگر.
گویی در تحلیل ملک عبدالله یک مرکزیت جهانی برای تشیع وجود دارد که تمامی اقدامات جهان تشیع را سازمان دهی می کند.با نگاه شتابزده ای به برخی شباهت ها ایشان به چنین استنباطی رسیده است.
چگونه می توان سوریه را در هلال شیعه قرار داد؟ حکومت سوریه همواره نشان داده که در جهت دفاع از منافع ملی اش از همه برگ های برنده و تاثیر گذار استفاده می کند.بدیهی است وقتی امریکا و اسراییل بیشترین فشار را بر سوریه وارد می آورند. سوریه در چنین وضعیتی به ایران و حزب الله نزدیک تر می شود.بافت ملی سوریه نیز به دلیل ترکیب جمعیتی هیچگاه نمی تواند به عنوان بخشی از هلال شیعی تلقی شود.
در مورد حماس، فاصله آن از هلال شیعی آشکارتر است. حماس یک سازمان مذهبی با گرایش اخوانی بوده و هست.درست همانند سوریه، حماس نیز پس از تشکیل کابینه و احراز اکثزیت کرسی ها در مجلس فلسطین، همواره از سوی امریکا و غرب و اسراییل و فتح تهدید شده است. نمونه تازه اش یورش نیرو های فتح به دانشگاه برزیت است که پایگاه حماس به شمار می آید.عملا حماس از نظر سیاسی و اقتصادی و تبلیغاتی در محاصره است. بدیهی است که در چنین موقعیتی به ایران نزدیک می شود.
چرا شیعیان بحرین، بر اساس تحلیل ملک عبدالله جزء هلال شیعی قرار نمی گیرند؟ مگر اکثزیت مردم بحرین شیعه نیستند؟- البته حکومت بحرین برنامه ریزی کرده است که تا پایان سال 2010، با اعطای سنجیده تابعیت ترکیب جمعیتی را تغییر دهد.اسناد این تغییر اخیرا در بحرین افشا شده است.-
نکته سوم این است که در جهان تشیع به دلیل تنوع و تکثر مرجعیت، مثلا نقش مراجع تقلید در ایران و عراق و لبنان و گرایش شیعیان کشورهای حاشیه خلیج فارس به مراجع مختلف؛ به دشواری می توان از یک وحدت مدیریت در جهان شیعه سخن گفت و نهایتا شیعه را به عنوان یک تهدید مطرح کرد.اگر چنین مدیریتی وجود داشت. نخست وزیر عراق، نوری مالکی در مصاحبه با سی ان ان، علیه ایران سخن نمی گفت. آن هم سخن بسیار تامل انگیز و خطر ناکی که می تواند دستاویز تبلیغاتی و سیاسی برای هرگونه اقدامی توسط امریکا باشد.
جهان اسلام دو بال دارد.تسنن و تشیع، هیچ کدام را نمی توان انکار کرد.امریکا برای بقای خود در منطقه نیازمند است که فضایی ناامن و اکنده از سوءظن ایجاد کند.اگر فضا آرام و امن باشد،جایی برای حضور و حاکمیت امریکا باقی نمی ماند. طرح خطر هلال شیعی که البته برخی نیز بدان دامن می زنند.ماجرایی ست در جهت نگران کردن کشور های منطقه و وابستگی بیشتر آن ها به امریکا

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)