ایران و سوریه


چهار سال پیش در چنین روزهایی، امریکا گمان می کرد هر گونه بخواهد می تواند در جهان اعمال اراده کند.بعد از حادثه 11 سپتامبر گویی شرایط از هر نظر مطابق میل امریکا بود. از این رو در ماه فوریه سال 2003 ریچارد پرل که در آن وقت تئوریسین وزارت دفاع و معمار تغییر نظام در عراق بود. به مطالب مهمی اشاره کرد." هر سه کشور ایران و سوریه ولیبی باید حکومت های شان تغییر کند.علاوه برآن چند کشور دیگر هم هستند.." امریکا گمان می کرد که رسالتی تاریخی و الهی بر عهده دارد.دموکراسی و ازادی و سازماندهی عراق، به عنوان نمونه ای برای تعمیم از سوی بوش و دستیارانش مطرح می شد.البته برخی نیز در همان میانه راه از بوش جدا شدند.مهمترین این جدایی ها استعفای پاول وزیر خارجه و نقد فوکویاما براستراتژی نئوکان ها بود که بعدا در کتاب" امریکا در چهارراه" به تفصیل توضیح داده شد

این روزها دیگر امریکا از جهانی سازی دموکراسی و آزادی سخنی نمی گوید.نمونه ی بسیار تامل انگیزش سخنرانی دیک چنی در جمع نظامیان امریکایی در ژاپن بود.چنی می گوید امریکا بایستی با اعتبار و آبرومندانه از عراق خارج شود.واژه آبرومندانه و با اعتباربه تازگی جانشین واژه پیروزی شده است.

از سوی دیگر امریکا از تغییر سیاست در عراق سخن گفت. در این تغییر سیاست گزارش کمیسیون دوحزبی بیکر-همیلتون مثل کاغذ باطله بایگانی شد.و در سیاست جدید ایران به عنوان موضوع محوری انتخاب شد. ایا امریکا همچنان به طرح ریچارد پرل می اندیشد؟ همان طرحی که شارون هم ذوق زده پس از پرل از ضرورت تغییر نظام در ایران سخن گفت.(روزنامه ها ارتض 30/دسامبر/2004)

ریچارد پرل و رامسفلد از صحنه به کنار رفته اند. شارون واقعا مرده است.البته کاملا نمرده است!.دموکرات ها در سه عرصه انتخابات امریکا؛ فرمانداری ها، سنا و مجلس نمایندگان پیروز شدند.کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 همه آنها از سیاست های بوش در قضیه عراق انتقاد می کنند.جمهوری خواهان به صراحت می گویند که اقبالی در انتخابات ریاست جمهوری آینده ندارند.

چگونه چنین تحولی اتفاق افتاد.؟ صرف نظر از اختلاف نظر و تحلیل در باره سیاست امریکا و مواجهه ی با آن ، واقعیت این است که مقاومت صورت گرفته در برابر امریکا؛در ایران در عراق در افغانستان در لبنان در سوریه و فلسطین علت اصلی تغییر در صحنه سیاسی به شمار می اید.از تغییر نقشه خاورمیانه و تغییر نظام کشورهای منطقه تا خروج ابرومندانه از عراق امریکا راه زیادی آمده است.بدیهی ست که مقاومت در هر یک ازاین مصادیق مختصات خود را دارد.در این میان به گمانم نقش سوریه و مقاومت بشار اسد و دولت او چنان که بایست، در مطبوعات ما ارزیابی نشده است.همه می دانیم که سوریه در موقعیت دشواری قرار دارد.فشار امریکا و اسراییل و نیز برخی کشورهای منطقه برسر سوریه سنگینی می کند.در مورد سوریه امریکایی ها برای تغییر نظام گام های بلندی برداشته اند.بیانیه لندن که پیرو اتحاد خدام با اخوان سوریه صورت گرفت/نشانه ای از همین پروژه ی تغییر نظام است.اخیرا مقاله ای دیدم از عصام عطار رهبر سابق اخوان سوریه. عصام عطار را می توان از جمله موجه ترین چهره های جهانی اخوان به شمار آورد.او وقتی در سال 1962 به حج رفته بود. در بازگشت به سوریه ماموران امنیتی جلو ورودش به کشور را گرفتند.نقطه ای سیاه در کارنامه حکومت سوریه وقت!البته سال ها بعد دولت سوریه تلاش کرد عصام عطار را به سوریه دعوت کند. هیات عالیرتبه ای هم برای دعوت او فرستادند.که عطار نپذیرفت. در سال 1982 همسرش ترور شد.به رغم همه این داستان ها عصام عطار از اخوان المسلمین سوریه که برای تغییر نظام رو به سوی امریکا کرده اند انتقاد کرده است.دموکراسی و آزادی را حرکتی همراه با شکیبایی تحلیل می کند.

به این مقاله از این رو اشاره کردم که وقتی پای استقلال و بقای ایران به میان می آید تمامی بحث و نقد و نظر ها در باره دولت و حتی حکومت می تواند بحث درجه دوم تلقی شود.مدتی پیش از فرودگاه هیترو لندن با مترو به خانه می رفتم. دختر خانم ایرانی که با مادرش همراه بود. مرا شناخت و پرسید؟ امریکایی ها حمله می کنند؟ گفتم اگر حمله کردند شما چه می کنی؟ با صدای بلند گفت می روم بمب به خودم می بندم و جلوی امریکایی ها می ایستم.مادرش لبخند زد و گفت: همیشه همین حرف را می زند. دل خوشی هم از این ها ندارد، توی هر روزنامه ای کار کرد تعطیلش کردند.همیشه می گوید ایران بزرگتر از دولت و حکومت است.

از سوی دیگر با تاسف و حیرت شاهد سخن کسانی هستیم که برای امریکایی ها سند سازی می کنند.و به عنوان خشتی خام در معماری امریکا به کار می روند. غافل از این که امریکا با شاه ایران که به تعبیر محمد رضا شاه" هر چه امریکایی ها از او خواستند عمل کرد." چه کردند. شاه و فرح را بردند توی سلول تیمارستان! کتاب" آخرین سفر شاه"نوشته شوکراس را ببینید.

حتا آنانی که با تکیه بر مبانی منطقی نسبت به رفتار سیاسی دولت و ماجراجویی های آن نقد دارند. چنان چه صحنه تغییر کند و امریکا به ایران یورش آورد.باید بین امریکا و ایران انتخاب کنند.ایران و ملت ایران پایدارند.اما این بار برای ایران نقشه کشیده اند. امریکا کشورهای کوچک تک لقمه ای می پسندد.ایران و عراق و سوریه و عربستان در اندازه مطلوب امریکا نیست.

سیاست همیشه در معرض تغییر و تحول خواهد بود.قطب نمای کشتی با نگاه به موج ها و توفان ها جهت گیری نمی کند.باید اندیشید در این معرکه ما در کجا قرار می گیریم؟البته این سخن هم شنیدنی ست کشوری که ممکن است در معرض تهاجم دشمن قرار گیرد.از اعمال فشار های سیاسی و اجتماعی بر مردم خود سودی نمی برد.تلاش سوریه برای بازگشت عصام عطار و حتی انتخاب نجاح عطار (خواهر عصام) به عنوان معاون دوم رییس جمهور از حکمت خالی نیست.استقامت و مقاومت تنها شعار نیست تدبیر هم هست.


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (10)