مشرف و سادات؟


اجلاس وزیران خارجه هفت کشور اسلامی در اسلام آباد ، قرار بود کدام مساله را حل کند؟ اظهاراتی که پس از اجلاس صورت گرفت.نکات مثبتی بود. مثل این که دولت فلسطینی مستقل با مرکزیت قدس تشکیل شود. اسراییل از جولان عقب نشینی کند و...آیا اسراییل چنین شرایطی را می پذیرد؟ در پس این دستاوردها قرار است چه اتفاقی بیفتد تا اسراییل رضایت بدهد؟ پاکستان در این میان چه نقشی دارد؟
هفت سال پیش مرکز تحقیقات استراتزیک "جافی" وابسته به دانشگاه تل اویو گزارشی را منتشر کرد. با عنوان:"روابط پاکستان –اسراییل در پس پرده"
در این گزارش مفصل، به ضرورت ساماندهی رابطه ی پاکستان با اسراییل تصریح شده است.نکات قابل تاملی در گزارش آمده است،گزارش نشان می دهد که چگونه گام به گام پاکستان به سوی اسراییل و سازماندهی روابط حرکت کرده است.به دوران پیش از مشرف نمی پردازم. در همین دوره، به ظاهر به شکل شگفت آوری وزیر خارجه ی فعلی پاکستان،خورشید کوثری، در سپتامبر سال 2005 با وزیر خارجه ی اسراییل،سیلوان شالوم در استانبول ملاقات کرد.در برابر خبرنگاران با هم عکس یادگاری گرفتند و هر دو خندیدند.بدیهی ست که آن ملاقات تدارک شده بود. پیش از ملاقات مشرف با ملک عبدالله ولیعهد سعودی و محمود عباس مشورت کرده بود.چنین ملاقات هایی مثل کوه یخ است که بخش اعظم آن از چشم پنهان می ماند.
پیش از مشرف، بی نظیر بوتو نیز کوشید به بهانه ملاقات با عرفات از طریق فرودگاه بن گوریون به اسراییل برود.می خواست نخستین رهبر یک کشور اسلامی باشد که به عرفات در غزه تبریک بگوید. اسراییلی ها گفتند باید در خواستش را به اسراییل بدهد تا آنها بررسی کنند.بوتو نپذیرفت و اسحق رابین هم گفت:" بوتو باید رفتار دیپلماتیک را یاد بگیرد!" آن سفر انجام نشد. البته مدتی پس از آن تانسو چیلر ، نخستن رهبر زن یک کشور اسلامی بود که با عرفات ، در غزه ملاقات کرد.
گرایش پاکستان به برقراری رابطه با اسراییل از کجا ناشی می شود؟ ایا مشرف این پروژه را به سامان می رساند؟
اول: مدتی پیش مشرف گفت:" اگر بر اساس منافع ملی پاکستان به این نتیجه برسیم که با اسراییل رابطه بر قرار کنیم، چه کسی می تواند مخالفت کند؟ چه دشمنی بین ما و اسراییل وجود دارد؟" پس از آن ایشان درخواست کردند که رابطه ی با اسراییل به عنوان یک بحث ملی در پاکستان مطرح شود.
دوم:مشرف تحت تاثیر و فشار امریکا ناگزیر شده است که یحث رابطه ی با اسراییل را پیگیری کند.حتا طرح بحث ملی در مورد اسراییل هم زمانی از سوی مشرف مطرح شد ، که ایشان از سفر امریکا در ژانویه سال 2003 بازگشته بود.در آن سفر بوش دو پیشنهاد مشخص به مشرف داده بود.اسراییل را به رسمیت بشناسد و به عراق نیرو بفرستد. امریکا متعد شده بود به ازای ارسال نیرو 3 میلیارد دلار در اختیار پاکستان قرار دهد. پیشنهاد ارسال ارتش پاکستان به عراق روشن بود که خام و ناشی از عدم شناخت بوش بود.همان عدم شناختی که نسبت به عراق هم به تعبیر گزارش بیکر-همیلتون فاجعه به بار آورده است.ارتش پاکستان از زمره متدین ترین ارتش های اسلامی است. در دوره ی 11 ساله حاکمیت ضیاء الحق گرایش دینی ارتش تقویت شد.آشکار است که ارتش پاکستان به نحوی با انگیزه ی تقابل با هند هویت یافته است. این هویت لزوما با اسلام شکل می گیرد. نکته ای که از دید بوش پنهان مانده بود.مشرف هم نتوانست به چنان پیشنهادی عمل کند. لکن موضوع اسراییل در دستور کار مشرف قرار گرفت.
در این مرحله پاکستان با یک تناقض رویاروست. به تنهایی نمی تواند این امر را سازمان دهد.به ناگزیر از زاویه کنفرانس اسلامی به موضوع نگاه می کند. موقعیت پاکستان به گونه ای است که نمی تواند بار به رسمیت شناختن اسراییل را به تنهایی بر دوش بگیرد. همین ملاحظه در مورد دیگر کشور های اسلامی هم وجود دارد.منظورم کشور است. در کنفرانسی که چند سال پیش در کویت برگزارشده بود. وزیر خارجه یکی از کشورهای منطقه ، به صراحت گفت ما کشور نیستیم! یک منطقه نفتی هستیم. پمپ بنزین هستیم.اسراییل هم از موضع بالا با چنین کشورهای مصنوعی برخورد می کند. وزیر خارجه ی اسراییل را به قطر دعوت کرده بودند. سفرش را به بهانه ای لغو کرد.البته شیمون پرز مدتی بعد جبران کرد.
پاکستان نیاز دارد برای به رسمیت شناختن اسراییل در میان حمع خودش را قرار بدهد. هفت کشوری که به اجلاس اسلام اباد دعوت شده بودند. سه کشور با اسراییل رابطه سیاسی و بلکه نظامی و امنیتی هم دارند.مصر و ترکیه و اردن.عربستان سعودی هم چند سال پیش در باره به رسمیت شناختن اسراییل، پیشنهادی را مطرح کرد. نخستین بار آن پیشنهاد توسط توماس فریدمن منتشر شد. پس از آن در اجلاس بیروت آن پیشنهاد به عنوان پیشنهاد عربی مطرح شد.که البته اسراییل اعتنایی نکرد.مالزی و اندونزی نیز نشانه هایی را در ارتباط با اسراییل بروز داده اند.به شکل طبیعی در اجلاس اسلام آباد وقتی به رسمیت شناختن اسراییل با شرایطی مطرح می شود. مخالفی وجود نداشته است.
آیا اسراییل حاضر است از جولان عقب نشینی کند؟ حاضر است قدس شرقی را در اختیار حکومت فلسطین قرار دهد؟ حاضر است واقعا یک دولت فلسطینی تشکیل شود؟
آینده نشان خواهد داد که اسراییل به هیچ کدام از این شرایط عمل نمی کند. ممکن است یک سیر مذاکره را شروع کند اما سرانجامش بهتر از کنفرانس مادرید و اسلوو" نقشه راه" نخواهد شد. در هر صورت مشرف از سادات آموخته است که ارتباط با اسراییل را تنها به سرانجام نرساند. آیا سرنوشت او با سادات متفاوت خواهد بود؟
یک وقتی ضیاءالحق گفته بود. :" اسراییل و پاکستان شبیه همند. هر دو کشور بر اساس ایدئولوژی تاسیس شده اند. اگر یهودیت را از اسراییل بگیریم، مثل اسب مقوایی فرو می ریزد. هویت اسلامی پاکستان هم همینطور است." با کدام اسب مشرف به تل آویو می رود؟ اسب کنفرانس اسلامی؟ رییس فعلی سازمان کنفرانس اسلامی برای چنین سفری انتخاب شد؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)