تهنیت بهار

بهار از راه می رسد، ریشه ی نوروز در اسطوره های ایرانی ست. ما از نادر ملت ها و کشورهایی هستیم که هویت آنان از سرچشمه ی اساطیر می جوشد.
نوروز نقطه ی تعادل زمین و زمان است. آیا این خود نشانه ای از روح تعالی طلب و متعادل ایرانی نیست؟
در روزگاری به سر می بریم که تعادل در حکم اکسیرست.آن چه که همه می جوییم و کمتر می یابیم.امروز ماموران بیمه به خانه ما آمدند تا درخت نارونی را که توفان از پا انداخته بود و دیوارک چوبی بین ما و خانه ی همسایه را شکسته بود، سامان دهند. هوا هر ساعتی به رنگی در می آمد، گاه آفتابی و درخشان، گاه باران نرم و ریز، گاه تند، تگرگ هم بارید. انگار هوا دیوانه شده! این دیوانگی نشانی از سرانگشت دخالت انسان و افزون طلبی های او نیست؟
از سوی دیگر کف حیاطمان غرق شکوفه های ارغوانی و سفید است. بیش از یک ماه است که شکوفه ها بر شاخه ها درخشیده اند.سال نو در لندن پیش از تهران آغاز می شود.
سال 85 را در ذهنم مرور می کردم.برایم مهمترین واقعه تولد ماهان بود، و انتشار کتاب " مسیحیت و اسلام" و ناگوارترینش هم سه کتابم که دچار سانحه ی سانسور شده اند.بدترین پدیده سال همین سانحه ی سانسور بود که از مشروطیت تا به امروز چنین سانسور سنگینی در حافظه ی ملت و کشور ایران نبوده است.
بهاران خجسته باد.فروردین فرخنده بر شما مبارک باد:
در بهاران کی شود سر سبز سنگ
خاک شو تا گل برویی رنگ رنگ...

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (55)