شطرنج و سیاست

بسیار شنیده ایم که سیاست مثل شطرنج می ماند.این مثل از جمله ی مثل هایی ست که در آن می توان مناقشه کرد.نمونه ی دست به نقدش تظاهرات مخالفان سیاست های اقتصادی وراهبرد سیاسی پوتین بود؛ که روز شنبه همین هفته مثل غبار از توی خیابان و میدان پوشکین مسکو جمع شدند.جمعیت تظاهر کنندگان حدود 2000 نفر بود. نفرات پلیس ضد شورش و گارد های وزارت کشور هم 9000 نفر.از همین تعداد و تجهیزات پیداست که سیاست ربطی به شطرنج ندارد.در شطرنج نخستین چیزی که رخ می نماید؛ تعداد مساوی از بعد کمی و نیز کیفی نیرو های طرفین است.
گاری کاسپاروف که دوست دارد انقلاب شطرنج را در روسیه به راه بیندازد واز "روسیه دیگر" سخن می گوید. اساسا فرصت نیافت که خودش را به میدان پوشکین برساند.میدانی که به اصطلاح در پایین شهر مسکوست و برگزارکنندگان گمان می کردند جمعیت فراوانی را به میدان می کشند.اصلا فروشگاه بزرگ مک دونالد که در همین میدان است روزانه هزاران مشتری دارد.کاسپاروف از خیابان"تورسکایا" به سمت میدان پوشکین می رفت، در aمیانه راه و نرسیده به میدان تظاهرات پلیس ضد شورش او را دستگیر کرد و توی وانت انداخت و برد.به جرم شرکت در تظاهرات غیرقانونی 38 دلار جریمه شد تا نوبت دادگاهش برسد.بی درنگ وب سایت کاسپاروف هم بسته شد.از نیمه های شب گذشته بود که سایتش باز شد و کاسپاروف هم آزاد شد!
در وب سایت کاسپاروف نکته دیگری دیدم که تکلیف شطرنج و سیاست را از بعد دیگری هم روشن می کند.عکسی از کاسپاروف درج شده که غمزده و توی فکر ست.بالای عکس نوشته شده است:" نه قانون، نه قانون اساسی!"
در شطرنج یک قانون شناخته شده بر طرفین بازی حاکم است.در سیاست آن که حاکم است هم قانون را در اختیار دارد و هم خودش تشخیص می دهد که کجا خلاف قانون صورت گرفت؛به مامورانش مثل شاه ترمذ در داستان مثنوی می گوید طرف پیروز را آنقدر بزنند تا دیگر کیش-مات ندهد. گاهی هم مثل مارگیر های حرفه ای از جعبه قانونش، قانونی را در می آورد که هوش از سر همه می پرد که این قانون دیگر کجا بود.
هفته پیش که کاسپاروف در برنامه "هاردتاک" بی بی سی مصاحبه می کرد. مصاحبه کننده پرسید : تو یکی از مغزهای شگفت انگیز شطرنج هستی از کجا دریافتی که می توانی سیاستمدار موفقی باشی؟
کاسپاروف از شیاهت شطرنج با سیاست سخن گفت. تجربه تظاهرات روز شنبه به او آموخت که سیاست و شطرنج در روسیه پوتین نسبتی با هم ندارند.
علاوه بر کاسپاروف،میخاییل کاسیانوف نخستین نخست وزیر پوتین هم برای تظاهرات آمده بود.او را دستگیر نکردند، اما پلیس ها او را آنقدر هل دادند تا از صحنه به بیرون رانده شد تا بداند "قدرت" در بقای خود، به حافظه ی تاریخی اش کاری ندارد.
اما!روزگار عوض شده . وقتی در سال1968 ارتش روسیه چکوسلواکی را اشغال کرد تنهاشش نفر به نشانه اعتراض در میدان سرخ جمع شدندوهیچکدام، هیچگاه به خانه شان بر نگشتند.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (10)