آن که می رود و آن که می ماند

سرانجام تونی بلر راضی شد که از قدرت کناره گیری کند.پیداست فضای سیاسی و اجتماعی در غرب به گونه ای است که سیاستمداری از زمره بلر نمی تواند بیش از ده سال دوام بیاورد.البته یکی دوسالی بود که مدام از رفتن بلر سخن به میان می آمد.جان سختی بلر در کناره گیری هم امر قابل پیش بینی بود.مدتی است که در دنیا چینی ها این راه و رسم را نشان می دهند؛ که رییس کشور با روی باز و در فرصت مناسب از قدرت کناره گیری می کند.مهاتیر محمد هم نمونه دیگری در تبعیت از همین راه و رسم بود.
فارس در سال های پیش از انقلاب استانداری داشت.که بیش از هشتاد سال در صحنه سیاسی کشور فعال بود.برایش این مضمون را درست کرده بودند که:" کل شیی هالک، الاّ عزّالممالک!"
اسمش عزالممالک بود.بیش از صد سال عمر کرد.
در انتخابات مجلس ، در سال گذشته تابلو بزرگی را بر سر چهارراهی در لندن دیدم.تصویر از شکل افتاده بلر بود.زیرش نوشته بود : تو را به خدا! این قیافه را باز هم می خواهید تحمل کنید؟
تردیدی نیست که کارنامه سیاسی بلر بسته شد او دیگر نمی تواند مطابق رویه و تجربه به قدرت بازگردد.از این پس او بایست توضیح دهد که مبانی تصمیم هایش چیست.روزنامه گاردین روز جمعه از قول یلر تیتر زده است که:"من هر چه را که فکر می کردم درست است انجام دادم." یک ویژه نامه بلر هم منتشر کرده؛ که از سیر تا پیاز در باره بلر مطلب دارد. پیداست روزنامه از ماه ها پیش، اگر نگویم از سال ها، منتظر انتشار این ویژه نامه بوده است. به قول شهریار " یک ختم هم گرفته شد و پر بدک نبود."
همین روزها نام دیگری هم در مطبوعات دیده می شود.صد سال از مرگ هنریک ایبسن نمایشنامه نویس بزرگ نروژی می گذرد.در این صد سال؛ سال به سال نام او پررنگ تر شده است.نگاه او جلوه ی درخشانتری یافته است.گویی هنر و اندیشه و فرهنگ آفتابی بی غروب دارد.اتفاقا نخستین جمله ای که ویژه نامه گاردین با آن شروع می شود؛ همین است:"حالا خورشید غروب کرده است.." طلوع خورشیددعمر سیاسی بلر در ماه مه-اردیبهشت-1997 بود؛ که حزب کارگر با رهبری او به پیروزی رسید. با اعلام استعفایش غروب کرد.بلر از جمله سیاستمداران خوش اقبال است که با شکست سیاسی کنار نمی رود.می تواند بماند.اما فضا راه را بر او بسته است.اگر پس از پیروزی در انتخابات کنار می رفت، تبدیل به سیاستمداری معیار می شد.جان سختی اش روز به روز اعتبار او را تحلیل برد.صد سال دیگر؛ گمان نمی کنم کسی بلر را بشناسد.آن وقت نام ایبسن از امروز هم که صد سال از مرگش می گذرد؛ درخشانتر خواهد بود.در جمعی سخن از پرچم کشور ها و راز گشایی از رنگ ها و نشانه ها بود.یک استاد دانشگاه اسلو، گفت: پرچم ما ایبسن است!
دکتر طفله عجمی وزیر وقت تبلیعات کویت مهماندارم بود..از هر دری سخن گفته می شد.گفت مهمترین سخن؛ عبارتی است که سر در قصر امیر کویت نوشته شده است:" ملک اگر بقایی داشت؛ نوبت به تو نمی رسید." مستاجر مهمترن خانه انگلستان؛ خانه شماره ده ، کمتر از یک ماه دیگر اسباب کشی می کند.خانه های همه آنانی که نوشته های ایبسن را می خوانند؛ خانه ایبسن است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (18)