درس هایی که بلر نیاموخت


تونی بلر نخست وزیر بریتانیا، مقاله ی خواندنی در شماره تازه ی هفته نامه اکونومیست(شماره 2 تا 8 ژوئن) نوشته است.عنوان مقاله این است:" آن چه آموخته ام" نکته هایی که در مقاله امده است.پیش از این در سخنرانی های مختلف ؛ به آن ها اشاره شده است. اگر در مجموع ؛بلر از آن چه انجام داده است؛ خرسند است.چرا از نخست وزیری استعفا داده است؟ چرا حزب کارگر مدت هاست در انتظار استعفای او بود؛ تا بتواند خود را برای انتخابات آینده بازسازی کنند؟ به عبارت دیگر بلر به این نکته مطلقا اشاره ای نمی کند که چرا همه منتظر رفتن او بوده و هستند.در مقدمه مقاله اشاره می کند که:" اگر ده سال پیش به او می گفتند که تا چه حد بر سیاست خارجی متمرکز خواهد شد.از این سحن یکه می خورد. سیاست حارجی معمولا برای کسی رای درست نمی کند؛ بلکه برعکس گاهی آرا را هم ساقط می کند".این داوری دقیق نیست.مشکل سیاست خارجی بلر دنباله روی از سیاست جهانی امریکا بود.کاری که فرانسه دوره شیراک و آلمان زمان شرودر و حتی مرکل انجام ندادند.سیاست خارجی اگر به درستی تدبیر شود رای آور هم هست.لرد باتلر که چهره سیاسی قابل توجهی ست. سکرتر ویژه دو نخست وزیر-هیث و ویلسون- و وزیر کابینه سه نخست وزیر- تاچر و میجر و بلر- بوده است. دوشنبه هفته گذشته سخنرانی بسیار مهمی در باره ی شیوه مدیریت تونی بلر ایراد کرد.لرد باتلر مسئول تهیه ی گزارشی در باره شروع اشغال عراق نیز بوده است. گفته است؛گزارش ویژه دستگاه اطلاعاتی انگلستان در باره ی عراق در اختیار اعضای دولت بلر ؛ حتی کمیسیون امور امنیتی-سیاسی هم قرار نگرفت.
او باور دارد که همکاری با آمریکا در براندازی رژیم عراق؛ شتابزده و محاسبه نشده بوده است. نمونه دیگری از این ارزیابی شتابزده را می توان در همین مقاله یافت. بلر به کرات به ایران اشاره می کند.البته در این مقاله می گوید " بخش هایی از رژیم ایران" از القاعده در افغانستان و از گروه های مسلح سنی و شیعه در عراق حمایت می کنند. نمی خواهند صلح در بین فلسطین و اسراییل برقرار شود." به صراحت امریکا و غرب و اسراییل را از آن چه در منطقه می گذرد؛ برکنار می داند.ایران است که نمی گذارد امور سامان پیدا کند.البته این سخن بلر غیر مستقیم حاوی این پیام است که بدون ایران چهار پرونده ی مهم خاورمیانه؛ عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین به سرانجام نمی رسد.این خود گام بلندی ست که بلر برداشته است! او در سخنرانی 20 دسامبر در دبی سخنان عجیبی در باره ایران به زبان آورد.به دنیا هشدار داد که در برابر خطر استراتژیک ایران خواب نماند!کشور های منطقه را به دوگروه مدرن و دموکرات از یک سو و افراطی از سوی دیگر تقسیم می کند. کشور های بدون انتخابات، بدون مجلس؛ بدون احزاب را مدرن می داند! مدرن و دموکرات کشوری ست که در مدار اعمال اداره آمریکا و غرب قرار بگیرد؟
برخلاف بلر که در این آخرین مقاله در باره ایران منفی سخن گفته است.نحست وزیر اینده بریتانیا؛ گردون براون با هوشمندی هر گونه احتمال برخورد نظامی با ایران را منتفی دانسته است.نکته این که براون به سخن جک استراو- وزیر خارجه پیشین و کارگردان نخست وزیری براون-اشاره می کند که در نوامبر 2004 در باره حمله به ایران؛ چنین اقدامی را غیر محتمل خوانده بود.به نظر می رسد، بریتانیا دست کم در مورد ایران دیگر تابع آمریکا نخواهد بود. منتقدان بلر می گویند؛ اگر در مورد عراق هم بلر چشم بسته از بوش پیروی نمی کرد؛ سرنوشت او و بوش به نقطه ی فعلی نمی رسید.همان نقطه ای که دیوید فراست با تبحر ویژه اش از دهان بلر گرفت: موقعیت عراق یک فاجعه است. مهمترین درسی که بلر نیاموخت و براون از او خواهد آموخت این است که بریتانیا با فاجعه دیگری روبرو نشود.درس دیگری که بلر نیاموخت این بود که با وزیر خارجه ای مثل استراو نتوانست ادامه دهد.
(کارگزاران)

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (7)