کلمه

" قرار شده است که شنبه ها در روزنامه شرق ستونی با نام کلمه داشته باشم.نخستین کلمه دیروز در شرق منتشر شد. دوستان شرق لطف کرده اند و کلمه را زنده کننده ی ستون نقد حال دانسته اند.از لطفشان ممنونم. البته قرار است نقد حال هم در روزنامه هم میهن در فرصت مناسبی نوشته شود."
در جستجوی عنوانی برای این ستون بودم.روزنامه های مشهوری هستند که ستون های ثابت روزانه دارند و نیز هفتگی.مثلا در روزنامه الاهرام پنج ستون ثابت روزانه وجود دارد.نویسندگانش معمولا نویسندگانی با سابقه و پر تجربه اند.مثل این که منهم دارم میان سالی را پشت سر می گذارم! اندک اندک جمع مستان رسیدند و مرا شتاب و آهنگ روزنامه ها به همراه خود برد یا آورد.هیچ گاه به ذهنم نمی آمد یا بر زبانم نمی گشت که با روزنامه های مختلف که البته جهتگیری شان مشابه است، همکاری ام تا به این پایه برسد.بیست و شش سال پیش تجربه کوتاهی داشتم. همزمان مطلبی که می نوشتم در کیهان و اطلاعات چاپ می شد.این مقدمه را از این رو نوشتم که قرار است ، شنبه ها این ستون را در شرق داشته باشم.عنوان" کلمه" را برای این ستون پسندیدم.که البته تازگی ندارد و پیش از این در روزنامه ها هم استفاده شده است. طراوتش البته همواره به جاست.اخیرا کتابی می خواندم ار محمود درویش به نام"فی حضره الغیاب" کتاب نثر ست اما درخشانتر از شعر؛ گاه آمیخته با شعر.
" کلمات همان کائناتند...کلمه موج است...اگر کلمه ی رود را درست بنویسی در دفترت رود جاری می شود! جهان اندک اندک با کلمات افریده می شود..."
قرآن هم همین را می گوید سنگ بنای هستی کلمه است. انسان اگر پیامبر هم باشد و سلطان کلمه باز دلش هوای کلمه می کند...
آن که عالم مست گفتش آمدی
کلمینی یا حمیرا می زدی
کلمه به معنی" زخم" هم هست!و کلیم به معنی زخم خورده! مثل زخمی که موسای کلیم از لقاء خداوند متعال خورد . فجعله دکا و خرّ موسی صعقا.
مثل زخمی که از تیتر روزنامه تایم خوردم!غزّه به یک مینی دولت اسلامی تبدیل می شود. در غزّه، حماس کنترل اوضاع را به دست گرفته است.فلسطینی ها به دست هم کشته می شوند. تایم تیتر زده که: اسراییل فراموش شده است.سهم فلسطینی ها از رنج چقدر ست؟ در زمینی به اندازه 360 کیلومتر مربع، یک ونیم میلیون فبسطینی زندگی می کنند.محمد سویرکی آشپز ابو مازن، رییس جمهور فلسطین را با دست و پای بسته از طبقه ی پانزدهم به پایین پرتاب کرده اند.این فتنه ای که در گرفته است، ریشه ی نهضت و آرمان فلسطین را می سوزاند.فلسطینی ها بیش از دو دهه ست که پرچم انتفاضه را بر دوش دارند.اگر سربازان اسراییلی می خواستند جوانی را بگیرند؛ زنان فلسطینی فریاد می زدند که: او پسر من است.
سران حماس و فتح می دانند به کجا می روند؟ می دانند چه فرصت طلایی برای اسراییل ایجاد کردند.؟این همان فتنه ای است که شعله اش دامن همه را می گیرد.لا تصیبن اللذین ظلموا من کم خاصّه...
روزنامه تایم؛ فلسطینی ها را دست انداخته است: قرار است در غزّه حما سستان و در کرانه ی عربی فتحستان تشکیل شود. این کودک فلسطین که دوپاره شده است؛ در این کشاکش مادر ندارد؟ که فریاد بزند از سهم خود گذشتم؟ خانواده های فلسطینی که جوانان شان به دست یکدیگر کشته می شوند، چه داوری دارند.این خون ها را چگونه تحمل می کنند. اگر اسراییل هر دو گروه را سرکوب خونین کرد؛ از فتح و حماس چه کسی دفاع می کند.؟ کلمه ای تلختر از فتنه نیست.بدتر از کشتن.فلسطینی هایی که از غزّه گریخته اند، جه کسی جواب آن ها را خواهد داد؟
"شرق"

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (22)