یاد


یکی از خوانندگان خوب و پیوسته مکتوب به یادم آورد که این روزها سال شهادت برادرم است...نقد و تفسیر "افسانه نیما" را برای او نوشتم.ما غیر از یاد و خاطره چه برای مان می ماند؟ تازگی شعری دیدم از محمود درویش،ترجمه تکه ای از آن را به یاد برادرم و برای مادرم می نویسم:
"اگر باران نبوده ای ای عزیر من!
درخت باش
سرشار ازطراوت...درخت باش
اگر درخت نبودی ای عزیز من!
سنگ باش
سرشار از نم باران، سنگ باش
اگر سنگ نبودی عزیز من!
ماه باش
در خواب عاشق...ماه باش
(چنین گفت، زنی با پسرش در تشییع جنازه اش)

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (11)