در پاکستان چه خبر است؟

از روز دوشنبه هفته پیش تا به امروز که این مقاله را می نویسم-بامداد یکشنبه 17 تیر ماه، اسلام آباد همچنان درگیر و گرفتار داستان شگفت انگیز تقابل حکومت؛ ارتش و نیروهای امنیتی با طلاب" لعل مسجد" و "مدرسه علمیه حفصه" است.این مسجد و مدرسه در موقعیت حساس و استثنایی قرار گرفته است. اسلام آباد شهر مدرنی است که نام محله ها با حروف انگلیسی و اعداد از هم تمیز داده می شود. لعل مسجد در محله" جی سیکس" در خیابان هفتم قرار دارد.دو مدرسه علمیه دخترانه و پسرانه چسبیده و وابسته به مدرسه است. البته مدرسه ساختمان دیگری در محله "ای سون" دارد .مسجد و مدارس در حد فاصل ساختمان های اصلی حکومتی و دادگاه عالی پاکستان است.وقتی منطقه حالت جنگی به خود می گیرد و از هر دو سو شلیک رگبار ویا راکت انجام می شود می توان حدس زد که اسلام آباد چه حال و روزی پیدا کرده است.روزنامه اخبار که در اسلام آباد منتشر می شود. تیتر زده بود که:"لال مسجد اسلام آباد میدان جنگ بن گیا"-روزنامه روز 17 تیر ماه-این میدان جنگ وزیرستان نیست.بیخ گوش حکومت و در برابر چشمان همه سفارتخانه ها و خبرگزاری هاست.چرا این اتفاق افتاد؟ اشکال کار از کجا بوده است؟
چرا ارتش و نیروهای امنیتی در سرکوب طلاب کاملا با تانی و ملاحظه عمل می کنند؟اصلا این مسجد و مدرسه ای که نزدیک به شش هزار طلبه دارد،از کجا تامین مالی شده و می شود؟ ایا حکومت پاکستان از آنچه در درون این مدرسه می گذشت بی اطلاع بود؟ یک سالی که در پاکستان زندگی کردم شاهد بودم که دستگاه اطلاعات ارتش پاکستان کاملا سایه اش سنگین بود.طبیعی هم هست.پاکستان کشوری است که ارتش بر آن حکومت می کند.در چنین حکومتی بی تردید نیروهای امنیتی حرف اول را می زنند.با این شیوه اداره کشور توسط ارتش و اطلاعات ارتش؛ حادثه مسجد سرخ!- به قول روزنامه های خودمان-چگونه از دستشان در رفته است؟
لعل مسجد بیش از چهل سال پیش تاسیس شده است.بنیانگذار مسجد مولانا محمد عبدالله بود. در دوران ضیاءالحق او رابطه بسیار نزدیکی با ژنرال ضیاء داشت.توسعه مدارس در همان زمان انجام شد.یعنی در وقتی که اطلاعات ارتش پاکستان ، طالبان را سازمان و سامان می داد.در سال 1998 مولانا محمد عبدالله ترور شد، پسرش مولانا عبدالعزیز جانشینش شد.همین مولانا عبدالعزیز که غروب چهارشنبه گذشته در لباس و برقع زنانه هنگام خروج از مسجد دستگیر شد، فتوای بسیار مهمی دارد. فتوا داد که نظامیان پاکستانی که در رویارویی با قبایل در وزیرستان کشته می شوند؛ نباید با آداب اسلامی به خاک سپرده شوند!
اکنون ماجرای مسجد را برادر مولانا عبدالعزیز به نام مولانا رشید غازی رهبری می کند.او هم بارها گفته است که تا پای شهادت ایستاده است.غلام اکبر سردبیر روزنامه اخبار-روز شنبه 23 تیر-نوشته بود:"در متن توفان ماجرای کرب انگیز لعل مسجد تضاد های بسیاری وجود دارد."
به گمانم مهمترین تضاد این است که لعل مسجد و ترویج شریعت انقلابی به شیوه طالبان کار خود جکومت پاکستان از روزگار ضیاءالحق تا به امروز بوده است.این بار قضیه مثل همان ضرب المثل معروف فرانسوی شده است.جادوگر ناشی! که از پنبه و جیوه و خاک ارّه و ...مار درست می کند. مار سر در پی اش می گذارد و دیگر جادوگر نمی تواند مار را به حالت اول بر گرداند.
در پاکستان بیش از شانزده هزار مدرسه دینی وجود دارد.مثل :
وفاق المدارس العربیه-دیوبندی
وفاق تنظیم المدارس-بریلوی
وفاق المدارس السلفیه-اهل حدیث
تقریبا اکثریت این مدارس همان رویکرد لعل مسجد را آشکارا یا پنهان دارند.لعل مسجد تنها یک جلوه ای از درون مساجد و مدارس دینی پاکستان بود.بیش از سه دهه سرمایه و کار صورت گرفته تا این مدارس به این نقطه رسیده اند و طالبان از جوفش بیرون آمده ا ست. تردیدی نیست که سرکوب تنها زخم را عمیقتر می کند.
(کارگزاران)

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)