کلمه(12)

عاصم می پرسد:" تو با تعبیر امین الزاوی موافقی؟ زندان سروانتس کعبه است و ما حاجیان به طواف کعبه آمده ایم!سروانتس از زندان الجزایر چه تصویری یا تفسیری داشته است؟"
" من از تعبیر امین الزاوی تعجب کردم.به چند دلیل. اولا برای ما شرقی ها یا شما عرب ها یا برای ما مسلمانان؛سروانتس نمی تواند کعبه ادبیات باشد.دن کیشوت به تعبیر میلان کوندرا رمانی در پی فهم ماجراست. ما شرقی ها هزار و یک شب را داریم.که بار ها شگفت انگیز ترو بسیار خیال انگیز تر از دن کیشوت است.حتی غربی ها هم چنین تعبیری را برای سروانتس به کار نبرده اند!
دوم: اگر از بعد زبانی هم به سروانتس نگاه کنیم. کار او در قلمرو زبان اسپانیولی اعتبار پیدا می کند،که البته از این بعد هم کار او با کار دانته در زبان ایتالیایی یا شکسپیر در انگلیسی قابل مقایسه نیست.از این رو دن کیشوت نمی تواند کتاب تاثیر گذاری در گستره زبان های دیگر باشد. در این مورد اگر به قرآن مجید صرفا به عنوان یک کتاب داستانی نگاه کنیم.قرآن کعبه ادبیات ماست.بارقه ای از قرآن در رمان المتشائل، امیل حبیبی و موسم هجرت ، طیب صالح افتاده است.ببین کار آن ها را به چه اوج زبانی رسانده است. یا دنیای مثنوی از بعد داستان سرایی، داستان در داستان و قطعه قطعه کردن داستان ها.میلان کوندرا کوشیده است، تاریخ رمان در غرب را با نوعی تقسیم بندی موضوعی و محتوایی ترسیم کند.
همه ویژه گی هایی که او در باره رمان در دوره های مختلف می گوید که مثلا:سروانتس در پی فهم ماجراست و ریچاردسون ، آن چه در درون می گذرد را بررسی می کند وبالزاک شکل و ریشه تاریخی زندگی را نشان می دهد.تولستوی به تاثیر عوامل پنهان یا غیر عقلانی در اندیشه و سلوک انسان می پردازد.مارسل پروست می خواهد لحظه ی فرّار گذشته را ثیت کند و جویس لحظه ی فرّار اکنون را،توماس مان می کوشد ریشه ها و نقش اسطوره را در زندگی انسان پیدا کندو...همه ی این ابعاد را می توانیم در قصه های قرانی پیدا کنیم.آن هم در درخشنده ترین زبان و خیال انگیزترین تصویر و موسیقی دلکش...علاوه بر همه ی حرف های کوندرا ،قرآن زمان آینده دور دست را هم شکار می کند....واقعگرایی ربانی! نه رئالیسم جادویی! که تازه در رئالیسم جادویی هم هیچ رمانی در جهان به گرد پای هزار و یک شب نمی رسد. یک وقتی گارسیا مارکز در گفتگو با دوست قدیمی اش پلینو مندوزا گفته بود: دوست دارد داستانی بنویسد که در هر صفحه آن یک اتفاق بیفتد. در هزار و یک شب در هر صفحه چند اتفاق می افتد.
سوم:سروانتس انتقامی تاریخی از الجزایر و عرب ها گرفته است. طنز شگفت انگیز او؛ به کارش آمده و هر جا دست داده است، یک مضمونی برای الجزایر و عرب ها و عثمانی ها و حتی اسلام و پیامبر اسلام کوک کرده است.به هر حال او یک صلیبی مومن است. که در جنگی از دید او قهرمانانه- که یک دستش را از دست داد-، ترکان عثمانی را شکست دادند.
عاصم گفت: به گمان امین الزاوی بر بربر بودن الجزایری ها بیشتر اصرار دارد تا عربیت آن ها. در رمان هایش هم می کوشد به زبان آمازیقی-زبان بربر ها- که ریشه های رومی دارد، اشاره کند. حالا تو اگر از چشم غربی ها نگاه کنی.به قول موراکامی مثل آن پرنده بلند پرواز شب بنگریم، سروانتس را کعبه ادبیات غرب نمی دانی؟
" این به خود غربی ها مربوط است که کعبه خودشان را انتخاب کنند. اما در غرب هم نقش و تاثیر کتاب مقدس را چگونه می توان با دن کیشوت مقایسه کرد؟ داستان های پیامبران، ترانه های داود؛ غرل های عاشقانه سلیمان، اتفاقا همین نکته را می خواستم به عنوان نکته چهارم بگویم.کعبه ادبیات غرب کتاب مقدس است.نه از منظر دینی، بلکه صرفا از بعد ادبی.
عاصم گفت: بالاخره بعد از کتاب مقدس، صد ها سال است که دن کیشوت بیش از هر کتاب دیگری منتشر می شود و خوانده می شود. بایست این راز ماندگاری را شناسایی کرد.به نظر تو آن خلوت زندان بی تاثیر نبوده است؟
(شرق)

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)