پاکستان ؛ آغاز یا پایان؟

مولانا رشید غازی گفته است که 310 طلبه دختر و 25 پسر کشته شده اند.یعنی فاجعه در بعد انسانی اش اتفاق افتاد. ارتش و نیروهای امنیتی و به طریق اولی ژنرال مشرف نتوانستند بحران را اداره کنند و بدترین شیوه ممکن را انتخاب کردند.

البته چنان که روزنامه اوصاف روز دوشنبه-25 تیر- نوشته، اظهارات مولانا رشید غازی از سوی مقامات نظامی تکذیب شده است. گفته اند آنها فقط دیوار و بخشی از ساختمان را برای نجات زنان و کودکان منفجر کرده اند.همین عملیات انفجار بود که کلنل هارون اسلام در انجامش کشته شد.یا به تعبیر ژنرال مشرف شهید شد.بیش از یک هفته است که این بحران ادامه دارد.آیا همین شیوه به سرانجام می رسد و بحران تمام می شود یا پاکستان مرحله جدیدی را آغاز کرده است؟. این موضوع از آنجا که به امنیت ملی ایران نیز کاملا مربوط می شود؛ شایسته اندیشه و بررسی ست.این نحله فکری که لعل مسجد و مدرسه علمیه حفصه و فریدیه نشانه آن است. همان طالبان است.با ایمان بیشتر و احساس توفانی تر.اگر بحران همینگونه بخواهد با قتل عام جمع شود. نه پاکستان چین است و نه لعل مسجد میدان تیان من. این بحران سراسر پاکستان را می سوزاند.فقط خانواده های این دختران و پسران طلبه که آن ها از سوی طرفدارنشان شهید تلقی می شوند. کفایت می کند که بحران امتداد پیدا کند.وقتی دو گروهی که یکدیگر را می کشند همگی شهیدند پیداست ماجرا چه عمق دینی و ایدئولوژیکی پیدا کرده است.آیا راه برون رفتی از این بحران وجود دارد؟ می توان شرّ کمتر را انتخاب کرد؟

عالمان دینی-با گرایش سنی،دیو بندی-با نخست وزیر پاکستان ملاقات کرده اند.دو پیش نهاد مشخص داده اند:

اول: اعلام آتش بس

دوم: اعلام عفو

تا فرصتی فراهم شود ،بچه ها و زنان و نیز دختران و پسران طلبه ای که نمی خواهند طالبان پاکستان باشند.صف خود را جدا کنند.مفتی رفیع عثمان به صراحت به نخست وزیر پاکستان گفته است:" سرکوب اشتباه است. مثل کوبیدن زخم می ماند."

به گمانم هر دو پیشنهاد می تواند شر کمتر باشد. بالاخره این فتنه توسط اطلاعات ارتش پاکستان و امریکا افروخته شده است. همان روزی که ریچارد ارمیتاز معاون وقت وزارت خارجه آمریکا پس از حادثه 11 سپتامبر، به مسئول اطلاعات ارتش پاکستان پیغام داد که آگر با ما نباشید، پاکستان را به عصر حجر پرتاب می کنیم.- همین مضمون را مشرف در کتاب خاطراتش نوشته است.همان مضمونی که جرج بوش را تکان داد!-

چه کسی به این پرسش پاسخ می دهد که مولانا رشید غازی با کدام استدلال می تواند هزاران جوان دختر و پسر را آماده کند که جانشان را فدا کنند؟مهمترین رکن استدلال رشید غازی و امثال او که هزاران نفر هستند، رفتار امریکا در منطقه است. در فلسطین، در عراق در افغانستان و در پاکستان.

پیام های دل گرم کننده این سوی آب ها که به حکومت پاکستان دلداری می دهند.و زنرال مشرف را مدرن و دموکرات می خوانند. در حقیقت بنزینی است که بر بحران پاشیده می شود.آن ها تا وقتی مشرف را به عنوان امکان ویا ابزاری در خدمت خود می دانند. از این واژگان استفاده می کنند. در غیر این صورت در آخرین دقایق؛ کارتن منگو از کجا وارد هواپیمای ژنرال ضیاء شد و هواپیما سقوط کرد؟


کارگزاران

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)