کلمه(20)

عاصم کتاب عبدالرحمان منیف را نگاه می کند. می گوید: همین چند روز پیش قبرش را در دمشق ویران کردند! می پرسم: برای چی؟ دیشب خبرش را توی سایت العربیه دیدم. چی نوشته؟ حرف های مختلفی زدند. برخی گفته اند کار دستگاه اطلاعاتی سوریه ست تا سعودی ها را بدنام کند.بعضی ها گفته اند، سنگ قبر نباید یک وجب از زمبن بالا تر باشد. سنگ مرمر سفید و لوحه مسی نشانه شرک است و...عاصم سکوت می کند...زندگی غریبی داشت. از یک پدر سعودی، اهل نجد و مادر عراقی، در عمان متولد شد.بعدا به عراق رفتند. دانشجو بود از عراق بیرونش کردند. به مصر رفت.زندگی اش تمام آوارگی بود. زنش سعاد سوری ست. این سال های اخیر شام زندگی می کرد. چه توفانی توی چشم های سیاه فراخش بود و چه آرامشی در ابر های کوچک دود پیپش...یک نفر برای سایت عربیه کامنت فرستاده بود.ممکنه شاخ در بیاری... گفته، تخریب قبر منیف کار ایرانی هاست.کار فارس هاست! برای این که منیف مادرش عراقی بوده، علاوه بر آن هم رمانی نوشته، با عنوان :" داستان عشق دختر ایرانی!"
می گویم: با ویران کردن قبر چه خدمتی به منیف و جوانان سوری کرده اند. حالا همه کنجکاو می شوند که منیف کیست؟ سخنش چیست؟ چرا از سنگ قبرش واهمه دارند؟ کلمه راه خودش را پیدا می کند.این صفحه را بخوان! صفحه 280
" یقین دارم که کلمه راست و درست و جسورانه، در این مرحله ای که ما هستیم، از گلوله قوی تر است.می تواند نقش درجه اولی در تغییر وضعیت ایجاد کند.درست است ما در زیر اوار کلمات دروغ آمیز در حال خفقانیم . اما کلمه راست و درست مثل ستاره است.برق می زند و افق های تازه را نشان می دهد. خیلی خیال پرداز نیستم. اما باور دارم که در این مرحله ما نیازمند کلمه راست و درست هستیم.... می خواهم در داستان هایم همین کلمه را بگویم.."
عاصم می گوید: اگر انصاف بود. اگر چشم های ما را خاک نگرفته بود.رمان پنج جلدی شهرهای نمکی منیف ، یک حادثه بزرگ ادبی و فرهنگی و زبانی است.چه خون دلی خورده تا به قول خودش زبان مناسب برای نوشتن این رمان را پیدا کرده است.
نوری جراح صدایمان می کند که بعد از جلسه به مرکز موسیقی می رویم غزوان زرکلی برنامه دارد.می گویم: زرکلی! نوری روی شانه ام می زند: درست حدس زدی! غزوان نوه ی خیرالدین زرکلی صاحب " الاعلام" است. عاصم تو که دوست نزدیک غزوان هستی برایش بگو.
عاصم می خواهد از زرکلی حرف بزند، احساس می کند که انگار حواسم جای دیگری ست. می پرسد: کجایی؟
" چرا سنگ قبر منیف را شکسته اند؟ ان تکه مرمر سفید یا آن لوحه مسی با آن نقش و نگار های پیچ در پیچ خوشه گندم و نام رمان ها ؟"
عاصم می گوید:
شاید حق دارند! منیف ویرانگر بزرگی بود.کاخ ها و اشرافیتی را که او در رمان هایش ویران کرده است، چه کسی مثل او می توانست ویران کند.بمب می تواند ساختمانی را ، ساختمان مشخصی را در زمانی معین ویران کند.او همه کاخ ها در همه زمان ها را با کلمه بمباران کرده است.می دانی بعد از سال های سال رمان های او در نمایشگاه کتاب ریاض عرضه شد.
کلمه پیروز شد.
(شرق)

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)