شب قدر

شب قدر به اندازه هزار ماه می ارزد!هزار ماه درست گذران عمر پر و پیمان انسانی است که هشتاد سالگی را پشت سر بگذارد.مثل پدرم! که نامش نور است و همه زندگانی اش چراغانی است.
قدر؛ گوهر هستی است.ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شیئ قدرا
آفتاب و ماه و ستاره به تعبیر دانته به عشق در تقدیری الهی می گردند.ذلک تقدیر العزیز العلیم.
شب قدر شبی ست که به زندگی خود و گذران عمر می اندیشیم.این کشتی بی لنگر کژ و مژ عمر؛ بی قطب نما و بی ناخدا به کجا می رود؟
امیر مومنان علی علیه السلام قطب نما و ناخدای کشتی است.مولوی که امروزه جهانی شیفته و شیدای اوست.به صراحت می گوید، آن چه دارد ؛ ازشعله تابان روح علی یافته است.
از تو بر من تافت پنهان چون کنی؟
بی زبان چون ماه پرتو می زنی
لیک اگر در گفت آید نور ماه
شبروان را زودتر بنمود راه!
شب قدر که شب نزول قرآن و عروج علی است.کانون برکت است.
سلام هی حتی مطلع الفجر.آفتاب وحی طلوع می کند و ستاره سحری علی غروب.غروبی از دید چشم ظاهر.که طلوعی همیشه را در پی داشت.حاکمی که برای قدرت اعتباری قائل نبود.و وقت نماز گاردی نداشت که از شهادت او جلوگیری کنند.در بستر شهادت هم به فکر اسیر بود.انسان کامل. مگر سوره انسان در شان او و خانواده اش نیست؟

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (16)