روزه ی سکوت!

فقط یک بار علامه طباطبایی را زیارت کردم. هفده سالم بود.البته طعمش هنوز هم در ذهنم زنده است. مثل تابلو عزیزی آن صحنه را پیش رو دارم. دبیرستان می رفتم. دوستم احمد عطاری کتاب خلقت انسان دکتر یدالله سحابی را داد بخوانم. دبیر های توده ای ادبیات و علوم اجتماعی به نظریه داروین استناد می کردند و می گفتند با تکیه بر علم دیگر اسلام حرفی برای گفتن ندارد. داستان آدم و حوا تمام شد!
خلقت انسان نگاهی علمی و تازه به آیات مربوط به خلقت انسان بود.این کتاب در حوزه علمیه قم هم مطرح بود. مرحوم ایه الله مشکینی که کتابچه ای در باره نظریه تکامل نوشت. ماخذ اصلی اش همین کتاب بود. حتی ایشان در درس خود کتاب خلقت انسان را به همراه برده بود و از همان بالای منبر با آهنگ کلام کشدارشان گفته بودند: قال یدالله ایده الله! و به کتاب استناد کرده بودند.
با یکی از دوستان از اراک به قم رفتیم. رفتیم پیش آقای طباطبایی. بیش از کلامش و زیبایی سیما و چشمان شگفت انگیزش، آرامش و طمانینه و وقاری که در سلوک، نگاه و کلام ایشان بود؛ تحت تاثیرم قرار داد. اصلا دیگر مساله تکامل و نظریه داروین برایم اهمیتی نداشت. با خودم می گفتم این آرامش ، ریشه اش کجاست.
بعد ها دوستی- دکتر قاسم زاده- تعریف می کرد که روزی سخن بر سر شکیبایی و طمانینه آیه الله بهشتی بود. ایشان گفت از اصفهان که به قم امده بودم، طلبه جوان پرشوری بودم. درس علامه طباطبایی می رفتم. یک بار بعد از درس همراه ایشان به سمت خانه شان می رفتم. می خواستم در میانه راه برخی اشکالات را مطرح کنم. ایشان ایستادند. اشکال را مطرح کردم. داشتند پاسخ می دادند که سخن شان را قطع کردم، مطلبی گفتم. ایشان صبر کردند تا حرفم تمام شد. دو باره رشته کلام را از همان جا که گسسته بود ادامه دادند.من دوباره سخنشان را قطع کردم. تا هفت هشت بار این مساله تکرار شد. یکهو به خود آمدم! شرمنده شدم که بارها سخن ایشان را قطع کردم و ایشان با شکیبایی به حرفم گوش می دادند. آهنگ و طمانینه کلامشان ثابت بود. از ان روز یاد گرفتم که چگونه شکیبا باشم...
این خاطره هم بر مشکل من افزوده بود. علامه طباطبایی این آرامش مثال زدنی را از کجا یافته است؟ دیروز در محضر فیلسوف دانشمند و متفکربزرگی بودم.سخن در باره علامه طباطبایی بود. او که سال های سال خوشه چین خرمن دانش و اندیشه و عرفان علامه طباطبایی بوده است. نکته غریبی گفت. مشکلی که نزدیک به چهل سال در ذهنم مانده بود حل شد! گفت علامه طباطبایی در دورانی که در نجف بود. یک دوره سه ساله روزه سکوت گرفت! شما فقط 24 ساعت سکوت کنید تا ببینید چه کار کارستانی ست. تفسیر المیزان و نازک اندیشی های روش رئالیسم آسان به کف نیامده است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (32)