خاطرات کاسترو

کتاب فروشی واتر استون در لندن همان بهشت گمشده اهل کتاب است. به ویژه شعبه نزدیک میدان پیکادلی، که بزرگترین کتاب فروشی اروپاست. در طبقه زیر زمین و نیز طبقه پنجم هم بساط چای و قهوه بر پاست. محلی برای گفتگوی اهل کتاب و آشنایی با نویسندگان... در کنار قفسه های بی پایان کتاب مبل و صندلی هم هست. می توانید کتاب های کوتاه خوش خوان را همانجا بخوانید! بی هیچ آزاری
امروز کتاب خاطرات کاسترو را خریدم. کتاب محصول صد ساعت گفتگوی ایگناسیو رامونت با کاستروست. نمی دانم چرا بی اختیار این صد ساعت همان صد سال تنهایی مارکز را در ذهنم تداعی کرد و تنهایی سیاستمداران. در دوران جوانی؛ که نماینده مجلس بودم، هیات پارلمانی ایران که به هاوانا رفته بود؛ ملاقات خاطره انگیزی با کاسترو داشت. کاسترو از نوادری ست که توانست جاذبه انقلابی خود را به رغم گذران این همه سال حفظ کند.
نکته قابل توجه در خاطرات کاسترو ؛ دفاع او از حقوق کشور و ملت ایران در دستیابی به انرزی هسته ای ست. گرچه این بخش سخن کاسترو در دسامبر سال 2005 مطرح شده است؛ در آن وقت مساله هسته ای ایران مثل این روزها شدت پیدا نکرده بود. کاسترو با صراحت از حق ایران دفاع کرده است.( ص 394 و 395)
شروع کردم به خواندن کتاب کاسترو که دو سه کتاب دیگری که خریده بودم.راه را به رویم بستند.گوته با کتاب:"پنجاه سالگی" وپیراندللو با کتاب: "عشق تنک مایه"...
در ذهنم گذشت که می بینی! سالی دیگر شاید به زحمت بتوان کتاب کاسترو را یافت. تمام می شود. سیاست همین است مثل کف روی آب؛ حتا اگر کاسترو باشد.
کتاب پیراندللو و گوته همچنان زنده است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (9)