جهان را به آهن نشایدش بستن

روزنامه "هرالد تریبیون" امروز-دوشنبه- سرمقاله ی خواندنی دارد.پرسش هایی که رییس جمهور آینده آمریکا با آنها رویاروست، مطرح کرده است. تیتر مقاله هم همین است.
در این مقاله 11 پرسش- البته بدون شماره گذاری و ترتیب اولویت- مطرح شده است. پرسش ششم عنوانش: "استفاده ی از زور" است. نوشته است ، همه روسای جمهور می گویند در دفاع از منافع ملی ، حق استفاده از نیروی نظامی را به هنگام ضرورت دارند. عراق، در باب استفاده ی از نیروی نظامی چه درسی به داوطلبان ریاست جمهوری می دهد؟ آیا آنان به اقدام نظامی اولویت می دهند، یا به عملیات پیشگیرانه؟
این پرسش پرسشی اساسی است . آیا هر چه از زور بیشتر استفاده کنیم، قوی تر می شویم؟ آیا همیشه نسبتی موافق میان استفاده از زور و قوی شدن هست؟ بدون شک آمریکای دوران جرج بوش نسبت به آمریکای دوران کلینتون، قویتر نشده است. بلکه کاملا از وجه اقتصادی و اجتماعی و اعتبار جهانی تضعیف شده است. می توان آخرین نطق بوش- استیت آو یونیون- را با آخرین نطق کلینتون مقایسه کرد تا ببینیم آمریکا در ظرف 8 سال گذشته چه راهی را طی کرده است.
در رمان کوری ساماراگو، تابلو درخشنده ای در باب نسبت میان اسلحه و قدرت حقیقی است. تبهکاری شلیک می کند. جمعیت کوران وحشت زده می شوند. کوری می گوید، نترسید یکی از فشنگ هاش کم شد!
مرادش این است که به همان اندازه از قدرتش کاسته شد. در مسایل داخلی هم همینطور است. هر قدر حکومت از زور استفاده بیشتری کند، به مفهوم اقتدار بیشتر حکومت نیست. تردیدی نیست که اعمال زور می تواند پوشش قانونی هم پیدا کند.شوروی هنگامی سقوط کرد، که ابر قدرت بود.شاه ایران هنگامی در برابر انقلاب مردم ایران سرنگون شد که کارتر ایران را جزیره ثبات نامید و شاه را در تهران ستوده بود.
در انتخابات مجلس ایران در داستان رد صلاحیت ها، که از آن به" تسویه غریب" و" فاجعه "تعبیر شده است، مهمترین نکته ای که به نظر می رسد، استفاده از زور در پوشش قانون و نقاب انقلاب است. آیا این رویه بر اقتدار حکومت می افزاید؟ صد ها سال پبش ناصر خسرو سروده است:
جهان را به آهن نشایدش بستن
به رنجیر حکمت ببند این جهان را

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (29)