یاد....

مرگ شگفت انگیز آیه الله توسلی برای من مهمترین حادثه ی سال گذشته بود...این مصرع مولانا که کلیشه مرگ اهل دانش و پژوهش شده: "مرگ چنین خواجه نه کاری ست خرد" بیش از هر مرگ دیگری برازنده ی مرگ آیه الله توسلی است. هر کس به طریقی از جهان می رود. کسی مایه دنیا نمی شود . به تعبیر فردوسی: شکاریم یکسر همه پیش مرگ! از سوی دیگر مرگ هر کسی دلیلی یا علتی دارد، بیمار می شود. مجروح می شود . آیه الله توسلی دلیل مرگش کلمه بود. کلمه به معنی زخم هم هست... روزنامه ای که نشان "تک تیر انداز محبوب " را بر سینه دارد.ایشان را نشانه گرفت که نه! مرگ ایشان ناشی از کلمه نبود...که آیه الله مهدوی گفت بود
****
در شادیاخ ، عطار در دکان عطاری اش گرم کار بود، با شکوه و دبدبه، درویش فقیری به در دکانش آمد و چیزی طلب کرد. عطار روی خوش نشان نداد. شاید هم چهره در هم کشید. درویش ابرام کرد. عطار اعتنایی نکرد. درویش گفت: "تو با این حالی که داری،چگونه از جهان می روی؟"
عطار گفت: مثل تو! درویش کشکولش را زیر سر نهاد، رو به قبله دراز کشید و گفت: انا لله و انا الیه راجعون... و مرد. عطار از مرگ او متولد شد.
****
شاداب و پر طراوت، حکیم عمر خیام به روایت "تتمه صوان الحکمه" در حلقه گرم شاگردان، الهیات شفای این سینا درس می داد. در میانه درس ساکت شد. کتاب را بست. سجده کرد. در سجده گفت: "خداوندا چنان که شایسته بود، تو را نشناختم و نیایش نکردم" درگذشت. شاگردانش چه حالی داشته اند...
****
همام از زمره دوستان امام علی علیه السلام بود. مردی آرام و عابد، پرسید:" ای امیر مومنان پرهیزکاران را برایم بیان کن. انگار آنها را می بینم." امام علی که امیر کلمه بود، سخن گفت. سخنش به پایان نرسیده بود که همام فریادی زد و جانسپرد..." خطبه 193 نهج البلاغه"
****
مرگ شگفت انگیز آیه الله توسلی با شتاب این تابلو ها را در ذهنم زنده کرد. مرگ عطار و خیام و همام...نمی دانم اعضا ی مجمع تشخیص مصلحت نظام که کلمات آقای توسلی را شنیده اند و دیده اند که چگونه ایشان در متن کلمه متوقف شدند و مدتی بعد جان سپردند با این خاطره چه خواهند کرد؟
اگر دلیل مرگ آیه الله توسلی را در حد اهانت به نوه امام تفسیر کنیم. این تفسیر عاطفی بسیار نارسا خواهد بود.
آن چه جان آقای توسلی را می سوزاند، فراتر از یک مساله عاطفی بود. او احساس می کرد که راه و روش امام است که با بی مهری به کناری نهاده شده است.او به صراحت از کج روی سخن گفت...سال نو چگونه می رویم؟
**********************
این مقاله را برای " آئین" نوشته ام.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (16)