عذر دلپذیر تاخیر!

مدتی سرگرم ویرایش آخر رمان
" خوش خیال بد اقبال" امیل حبیبی بودم. به ناگزیر مدتی این مکتوب تاخیر شد! در کنار آن هم کلاس نقد و تفسیر مثنوی که تا به حال دوهقتگی بود، از این شنبه در کانون توحید لندن هفتگی خواهد بود...
اما تاخیر در نوشتن مطلب برای مکتوب دلیل مهمتری دارد. رفته بودم نماز جمعه استنمور، در حیاط نماز جمعه دوستی که از ایران آمده بود. در همان حال و هوایی که داشتیم شیر قهوه بعد از نماز را می نوشیدیم، و من مست گل رزی بودم که حاج غلامحسین جان محمد به من داده بود. دوست ایرانی گفت، پیش آقای مقدادی بودم، ایشان گقتند:" اگر فلانی در باره حضرت علی علیه السلام کتابی بنویسد، من هم کمک می کنم."
همین جمله در چند هفته گذشته خواب و آرامم را گرفته است!
مثل همان روز و شب هایی شده ام که پیام آور عاشورا را می نوشتم. در باره ی حضرت امیر هم از سال ها پیش چنین قصدی داشتم...انگار با تشویق سرور ما حضرت آقای مقدادی آن نیت به بار نشسته است. مدتی است که در اندیشه بودم کتاب را باید از کجا و چگونه آغاز کرد...کلیدش را پیدا کردم!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (38)