تا خورنده ی لقمه های راز شد...

رمضان ماه مهمانی خداوندست. سوی خوان آسمانی کن شتاب! یکی از دوستان مکتوب پرسیده است، لقمه های راز چیست؟
لقمه های راز همان تلاوت آیات قرآن کریم درین ماه است. در این ماه فرصتی ست تا داغ خدا را بر دل نهیم!
در شهر اراک روحانی خوش محضر همیشه متبسمی بود به نام آیه الله سید علی میر یحیی. دنیای غریبی داشت. بسم الله را این گونه ترجمه می کرد: علامت گذاری می کنم نفسم را با نشانه ای از نشانه های خداوندی که مهرش همگانی و همیشگی ست.
می گفت در روزگار قدیم اسب ها را داغ می کردند تا معلوم باشد به کی و کجا تعلق دارند. ما هم بایستی نشانه خداوند را بر دل داشته باشیم تا گم نشویم. آن گاه این مصرع را می خواند که: داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی رود. چشمانی که پر از خنده بود غرق اشک می شد...
متوسم کسی است که در پی نشانه می گردد. همانگونه که لبخندی بر لبان فرد متبسم همواره نقش شده است ؛ متوسم نیز شعله نگاهش هیچ گاه خاموش نمی شود. هنگامی که پدیده ای را می بیند؛ یک نگاه او کافی ست تا نشانه ای را در پدیده بیابد. اسم همان نشانه است و متوسم کسی ست که در جستجوی نشانه می گردد. متوسم زبان اشاره ها و نشانه ها را می داندو
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست؟
قرآن می گوید: انانی که زبان اشاره را می دانند، می توانند نشانه ها را پیدا کنند.ان فی ذلک لآیات للمتوسمین(سوره حجر آیه 75)
نشانه ها کلید شناسایی راز پدیده هاست. این واژه متوسم تنها یک بار در قرآن به کار رفته است. شاید به تعبیر علامه طباطبایی بتوان این آیه را از زمره ی غرر آیات قران مجید تلقی کرد. آیات غرر قرآن؛ آیاتی هستند که به سان کلیدی در شناخت دیگر آیات ما را راهنمایی می کنند. تصور کنید قرآن مجید مثل شهری ست از جنس بلور. گرچه همه ی آیات روشن اند، اما آیاتی هستند که هم روشنند و هم روشنی افزا. چراغ های شهر قرآن اند. همه آیات سوره نور؛ روشنند. اما آیه نور روشنایی دیگری دارد.
امام فخر رازی می گوید: متوسم کسی ست که وقتی پدیده ای را می بیند؛ نگاه جستجو گرش نشانه ای را در آن پدیده می یابد. نشانه ای که بر شناخت آن پدیده دلالت می کند.
زمخشری در کشاف می گوید: متوسم با نگاه و نظری استوار پدیده را می نگرد و حقیقت آن را می یابد.
نسفی هم نوشته است:متوسم کسی ست که با نگاه به ظاهر؛ به باطن پدیده راه می یابد.
آلوسی هم در روح البیان؛ وسم را به معنی نشانه داغی که با آهن سرخ شده برشانه شتر می نهاده اند تفسیر می کند.
شاید بتوان گفت علامه طباطبایی عصاره تمامی این سخنان را در یک جمله درخشنده به کار برده است:
"التوسم؛ التفرس و الانتقال من سیماء الاشیاء علی حقیقه حالها"
توسم همان جستجو گری و باریک اندیشی ست که از سیمای پدیده ما را به شناخت حقیقت حالش می رساند.
این نگاه از کجا به دست می آید؟ اگر لقمه ی انسان راز شد و او خورنده ی راز؛ نشانه ها را می شناسد. دیدار دیگر را پیدا می کند.
چه داند جان منکر این سخن را؟
که او را نیست آن دیدار دیگر
در یک کلام لقمه های راز آیات قرآن مجید است که به ما می گوید چه کنیم تا خوراک روحمان لقمه های راز شود. با آن نگاه دیگر اگر به خودمان هم نگاه کنیم و نشانه را در خویش بیابیم به راز راز ها دست یافته ایم.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (17)