چو دزدی بی چراغ آید...

در داستان شهری و روستایی در دفتر سوم مثنوی، گویی مولانا از بی رسمی روستایی به تنگ آمده، می گوید:
آنچنان رو که همه زرق و شر است
از مسلمانان نهان اولی تر است!(مثنوی 1/601)
کاش می شد آن چنان رویی را از مسلمانان پنهان کرد! اگر در آن روزگار مولوی چنین آرزویی داشت؛ در روزگار ما که خبر مثل برق و باد ، آنی جهان را فرا می گیرد ممکن نیست. و گر نه من هم آرزو می کردم ای کاش نمی دیدیم که روزنامه ها و سایت های خبری از ایرانی ثروتمند و اهل پژوهشی سخن می گویند که سال ها با تیغ جراحی در" کتابخانه ملی انگلستان" در لندن و در کتابخانه" بدلین" در آکسفورد به جان کتاب های منحصر به فرد افتاده بود و در فاصله هفت سال( از 1998 تا 2005) از هر کتابی صفحه ای یا صفحاتی را می برید و می برد.
150 کتابی که توسط ایشان آسیب دیده و کاستی یافته شناسایی شده است. می گویند ارزش تقریبی ان صفحات و نقشه ها بیش از یک میلیون پوند است. از سوی دیگر می گویند آن چه را او ویران کرده است، به همه مردم تعلق داشته و جبران ناپذیرست.
به عنوان نمونه از سه کتاب به زبان های فرانسه و انگلیسی و آلمانی نامبرده اند:
کتاب تاریخ چین؛ به زبان فرانسه
کتاب میتریدات به زبان انگلیسی
کتاب هند شرقی و ایران صفوی، به زبان آلمانی
این کتاب ها درسده های شانزدهم و هفدهم میلادی منتشر شده است.
محاکمه متهم که البته اوراق سرقت شده را پلیس از توی خانه اش در منطقه گران قیمت نایتزبریج یافته است. ایشان اوراق مسروقه را در لا بلای کتاب های خود جاسازی کرده بوده است. باید منتظر ماند تا 16 ژانویه و جلسه محاکمه ایشان؛ اما پیداست فضا برای ایرانیان اهل فرهنگ و پژوهش تنگ شده است. وقتی کتاب منحصری را بخواهید. کتابدار با نگاهی که تا ژرفای وجود شما امتداد می یابد و می کاود، به زبان بی زبانی حرف می زند. این خسارت هنگفتی است که بر سر ایرانیان آوار شده است. حتی اگر تمام دارایی و کتابخانه فرهاد حکیم زاده مصادره شود، خسارت معنوی که ایشان به نام ایرانیان و ایران زده است جبران ناپذیر است. درست مثل صدمه ای که کتاب ها در زیر تیغ جراحی خورده اند.
ارسطو گفته است :" هر بی شرافتی دزدی نیست؛ اما هر دزدی بی شرف است!" دزدی در قلمرو فرهنگ ژرفای بیشتر و بدنامی افزونتری دارد. کاش ایشان اهل فرهنگ نبود و این متون را نمی شناخت! کاش می اندیشید که در این روزگار آن هم در لندن چنین کاری پنهان نمی ماند. کاش می اندیشید که میراث ایران و ایرانی آثار تاریخی و مادی تنها نیست. ارزش و اعتبار معنوی ایرانیان است که به تاریخ و فرهنگ آنان اعتلا و تلالو بخشیده است. این دزد بی چراغ است. دزدان با چراغ انانی بودند که در وقت اشغال عراق و سقوط دولت صدام اشیاء منحصر به فرد موزه ملی عراق را ربودند و بردند و مردم مظلوم و گیج و ویجی را که داشتند صندلی ها و کولر و میز می بردند را به عنوان ملتی بی فرهنگ از همه تلویزیون های دنیا نمایاندند
(اعتماد ملی.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (22)